جانباز علی رامیار

جانباز علی رامیار
در گفت‌وگو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

روایت یک جانباز در آینه محرم؛ از ۶۵ روز فراموشی تا ۴۰ سال ترکش

آتش بی‌امان. حمله هوایی. سوختگی درجه دو و سه. ترکشی که ۴۰ سال در جمجمه جا خوش کرد. ۶۵ روز فراموشی مطلق. این، خلاصه مجروحیت جانباز ۷۰ درصد علی رامیار، در عملیات مریوان است. روایتش، روایت «عباس‌»هایی است که در کربلای غرب، با لب تشنه از حریم خاک دفاع کردند. امروز که در دهه اول محرم، ماتم حسین(ع) برپاست، خاطرات این رزمنده، بوی خون خدا می‌گیرد و یادآور عاشوراییان گمنامی است که لبیک یا حسین(ع) را در جبهه‌ها به جا آوردند.
جانباز «علی رامیار»:

دلم می‌خواست بروم، اما دلم نیامد قلب پدر و مادرم را بشکنم» / از تاخیر در اعزام تا مجروحیت در خط مقدم

سال ۶۲، عشق به جبهه در وجودش شعله می‌کشید، اما گریه‌های مادر و نگرانی پدر، وی را پایبند خانه کرد. سه سال بعد، اما تقدیر طور دیگری رقم خورد؛ توقف در یک ایست بازرسی در جاده آبیک به پیرانشهر، پایانی بر تاخیر و آغازی بر مسیری شد که او را به خاکریز‌های غرب کشور و در نهایت به جمع جانبازان ۷۰ درصد رساند. پای صحبت‌های «علی رامیار»، رزمنده پیشکسوت و جانباز دوران دفاع مقدس، بنشینید که از روز‌های آوارگی در نخستین روز‌های جنگ، شور برادری در سنگرها، لحظه انفجار خمپاره و زندگی پس از آن می‌گوید.
جانباز ۷۰ درصد «علی رامیار»:

کتاب‌های سیاه شده، یادگار روز‌های انقلاب بود

وقتی مدارس پس از ماه‌ها تعطیلی در بهار سال ۵۷ بازگشایی شد، دانش‌آموزان با صحنه‌ای عجیب رو‌به‌رو شدند: کتاب‌های درسی‌شان با قلم سیاه سانسور شده بود. جانباز ۷۰ درصد «علی رامیار»، آن روز‌ها نوجوانی بود که در تظاهرات انقلابی شرکت کرده بود، اما هنوز عمق تحولات را درک نمی‌کرد. وی حالا از آن روز‌های پرالتهاب می‌گوید، روز‌هایی که هیجان انقلاب با سیاهی قلم بر صفحات کتاب‌ها ثبت شد.
طراحی و تولید: ایران سامانه