در دل شبهای خفقان تهران، جرقههای جوشکاری در کارگاه رمضان آهنگر، نه تنها آهن که سرنوشت یک ملت را جوش میداد. اینجا، زیر آوازِ سندان، اعلامیههای انقلاب پنهان میشد و شبکههای مبارزه میساختند. روایتی که از شکنجهگاه ساواک آغاز میشود، از ایثار یک قمقمه آب در رمضان خطمقدم میگذرد و بر یادگاریهای ده ترکش در سر یک جوانه میزند. این، داستان نسلی است که در سهراهی مرگ، زندگی را معنا بخشید.