خاطرات جانبازان 70 درصد

آخرین اخبار:
خاطرات جانبازان 70 درصد
گفت‌و‌گو با جانباز «محمدعلی برزگری»

مردی که ۷۰ درصد بدنش سوخت، اما ذره‌ای از ایمانش کم نشد

جانباز ۷۰ درصد «محمدعلی برزگری»، پنج کلاس بیشتر نخوانده، اما درس ایستادگی را در سنگر‌های کردستان با پوست و استخوان آموخته است. وی هشت ماه در خط مقدم بود، هشت بار زیر تیغ جراحی رفت و در یک لحظه، خمپاره آتش‌زا زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. این روایت، داستان مردی است که بدنش سوخت، اما روحش هرگز تسلیم نشد. مردی که هنوز هم با همان صبوری می‌گوید: «تحمل می‌کنم.»
در گفت‌و‌گو با جانباز ۷۰ درصد «نظرپور» مطرح شد؛

از درجه‌های سایش ‌رفته یک فرمانده تا نیزارهای غرق‌ شده مجنون/ روایت تمام‌نما و ناگفته‌های یک سرباز انقلابی از دل هشت سال حماسه

شهریور سال ۱۳۶۴، وقتی هجده‌ سالگی اصغر نظرپور با برگ اعزام به ارتش گره خورد، یک سرباز تازه‌نفس راهی جبهه نشد؛ بلکه تمامی غیرت و ایمان یک نسل، پا به مسیری گذاشت که خاطراتش تا امروز بر تارک تاریخ این سرزمین می‌درخشد. جانباز ۷۰ درصدی که از خرمشهر تا مجنون، از لباس پوسیده و فرمانده‌ای کریم‌طینت تا قطار اهواز و ماجرای درجه‌های سایش‌رفته، و از نیزارهای باتلاقی تا خلوت پر رمز و راز مادری حافظ قرآن، قصه‌هایی ناب دارد که هر کدام، حماسه‌ای هشت‌ ساله را روایت می‌کنند. این گزارش، با تکیه بر جزئیات این گفت‌وگو، سفری است به دل تاریخ زنده‌ این مرزوبوم؛ جایی که هر کلمه، بوی باروت و عطر ایثار می‌دهد.

فیلم | پاره کردن عکس شاه و فرح در کلاس، تا فرار مأموران ساواک از پاسگاه

جانباز ۷۰ درصد «محمدعلی برزگری»، از روزی می‌گوید که در کلاس درس، دانش‌آموزان جسارت پاره کردن عکس شاه و فرح را پیدا کردند و همچنین مأموران شاهنشاهی از پاسگاه فرار کردند. از شما دعوت می‌کنیم نظاره‌گر فیلم این روایت باشید.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

روایتی از مبارزه در کارگاه خیاطی؛ روایت روز‌های انقلاب از زبان جانباز «مصطفی نجفی»

جانباز ۷۰ درصد «مصطفی نجفی»، در بخشی از خاطرات خود به روز‌های انقلاب و فعالیت‌های مخفیانه‌اش در قزوین پرداخت. وی از پایگاه‌گیری در کارگاه خیاطی پسر عمویش شهید «هادی نجفی»، نحوه پخش اعلامیت‌های امام (ره) و درگیری با ماموران ساواک گفت.
جانباز ۷۰ درصد «محمدحسن رادمنش»:

مادرم پرستارم بود؛ بیهوش می‌شد اما مرا رها نمی‌کرد

در میانه‌ روز‌های پر از زخم و دعا، مادری پرستار پسر جانبازش شد؛ هر بار از شدت درد بی‌هوش می‌شد اما باز می‌گشت تا زخم‌هایش را با ایمان ببندد. روایتش، تصویری از ایثار بی‌‌انتها و عشقی است که جنگ هم نتوانست خاموشش کند.
روایت تکان‌دهنده از جانباز 70 درصد «رادمنش»:

سال نو من، پایی نداشت

وقتی مردم پای سفره‌ هفت‌سین نشسته بودند و سال تازه را با لبخند، سبزه و دعا تحویل می‌کردند، من در اتاق عمل بیمارستان امام‌خمینی(ره) تبریز چشم باز کردم و فهمیدم دیگر پایی ندارم. سال ۱۳۶۲ برای من نه با بویِ بهار، که با بویِ الکل و صدا‌ی ارّه در اتاق عمل آغاز شد. سالی که جنگ، پایم را گرفت اما ایمانم را زنده نگه داشت و مرا به زندگی دوباره پیوند داد.
گفتگوی جانباز ۷۰ درصد با نوید شاهد قزوین؛

سنگرساز بی‌سنگر دفاع مقدس؛ قصه جوانی که با بولدوزر راه می‌ساخت‌

می‌گویند «سنگرسازان بی‌سنگر»، در خط مقدم جاده می‌ساختند تا رزمندگان راهی برای عبور داشته باشند. جانباز 70 درصد «اسدالله آشوری»، یکی از همان‌هاست؛ جوانی که از دل خاکریز‌ها به بیمارستان تبریز رسید و امروز سند زنده‌ ایثار است.
طراحی و تولید: ایران سامانه