اسارت - صفحه 2

آخرین اخبار:
اسارت
روایت شهادت شهید غریب «محمد دشتی رحمت آبادی»؛

شهید غریبی که تا مرز شهادت قرآن می خواند

«هادی ایزی» که همراه شهید غریب اسارت «محمد دشتی رحمت آبادی» بوده، می گوید: وقتی محمد را به بیمارستان آوردند با وجود اینکه حنجره اش متلاشی شده بود ولی مدام سوره الرحمن را زیر لب می خواند و تکرار می کرد.
روایت شهادت شهید غریب «محمدحسین راحت خواه»؛

سرطان، محمدحسین را از پا درآورد

شهید غریب اسارت «محمدحسین راحت خواه» بر اثر سرطان معده و عدم رسیدگی پزشکی به شهادت رسید.
روایت شهادت شهید غریب اسارت «خلیل امیدیان»؛

شهید غریبی که خلیل الله شد

در آن شب زمستانی دردآلود و در اوج غربت و در چنگ دشمن، چه بر سر پیکر خلیل آمد و او را کجا بردند و کجا به خاک سپردند را دیگر هیچ کس ندید. او به راستی خلیل الله شد.
روایت شهادت شهید غریب «محسن درخشان جزری»؛

شهید غریبی که به شهید ایستاده معروف شد

منافقین شهید غریب اسارت « محسن درخشان» را ایستاده در خاک فرو کردند و به شهادت رساندند. به همین خاطر به شهید ایستاده معروف شد که نشان از استواری و ایستادگی او بود.
روایت شهادت شهید غریب «محمود امجدیان»؛

محمود با ضربه درفش یک منافق به شهادت رسید

شهید «محمود امجدیان» به وسیله ضربه یک درفش که منافقی در اردوگاه به قلبش فرو کرد به شهادت رسید.
روایت شهادت شهید غریب «مجتبی احمدخانی ها»؛

سفارش اسیر شهید به مرحوم ابوترابی "به امام بگویید خیلی دوستش داشتم"

«مجتبی احمدخانیها» قبل از شهادتش به «حاج آقای ابوترابی» سفارش کرد که اگر به ایران برگشتید و امام خمینی را دیدید به او بگویید خیلی دوستش داشتم.
روایت شهادت شهید غریب «احمد متقیان فرد»؛

طلبه شهیدی که عراقی‌ها فکر می‌کردند پاسدار است

شهید غریب اسارت «احمد متقیان فرد» محاسن بلندی داشت که عراقی‌ها به او شک کردند پاسدار است ولی او یک طلبه بود.
روایت شهادت شهید غریب «احمد وکیلی ناطق»؛

شهیدی که ضدانقلاب گوشت تنش را خورد

ضدانقلاب وقتی شهید غریب «احمد وکیلی ناطق» را در دیگ آب جوش قرار دادند و به شهادت رسید، بدنش را مثله کردند و گوشت تنش را خوردند.
روایت شهادت شهید غریب «محمدرضا شفیعی نیک ابادی»؛

پیکر محمدرضا سه ماه زیر آفتاب ماند

بعثی ها بعد از شهادت «محمدرضا شفیعی نیک آبادی» پیکرش را سه ماه زیر آفتاب گذاشتند که از بین برود و شناسایی نشود.
روایت شهادت شهیدان غریب «نادر مهدوی و بیژن گرد»؛

ابرقهرمانانی که کابوس آمریکا شدند

شهیدان غریب اسارت «نادر مهدوی و بیژن گرد» در نبرد مستقیم با آمریکا به اسارت و سپس به شهادت رسیدند.
روایت اسارت و شهادت چهار شهید غریب؛

چهار پاسدار اهل بوشهر که باهم و غریبانه به شهادت رسیدند

شهیدان غریب اسارت «رسول عبداله زاده، حیدر یزدانی، فتح اله محمدی سربست و سیدهاشم بحرالعلوم» با هم به شهادت رسیدند.
روایت شهادت شهیدان غریب «نجف فرخ سربست و محمود قدوسی فرد»؛

نجف و محمود با فاصله کمی از هم به شهادت رسیدند

«سیدعبدالله جعفری» از آزادگان بوشهر در خصوص شهادت دو تن از همشهریانش شهیدان «نجف فرخ سربست و محمود قدوسی فرد» می‌گوید: نجف و محمود با فاصله خیلی کمی از هم به شهادت رسیدند و ما شاهد شهادت هر دو آنها بودیم.
روایت شهادت شهید غریب «پرویز پورباقری»؛

پرویز به پدرش گفت: برای آزادی من التماس نکن

«حسن تقی آبادی» در روایت شهادت شهید غریب اسارت «پرویز پورباقری» می گوید: یک نوبت پدر پرویز به دیدارش آمد. او به پدرش گفت: جلوی این کافرها سر خم نکنی، برای آزادی من التماس نکن.
روایت شهادت شهید غریب «غلامعلی معتمدی قهفرخی»؛

غلامعلی در حین سجده به شهادت رسید

«بهمن مهرورز» از هم آسایشگاهی های شهید «غلامعلی معتمدی قهفرخی» می گوید: روز شهادتش بعد از نماز صبح به سجده رفت. مثل همیشه سجده‌ا­ش خیلی طول کشید. هر چی صداش زدیم بلند نشد.
روایت شهادت شهید غریب اسارت «یوسف سلیمی بنی»؛

یوسف با گفتن یازهرا، یاحسین شهید شد

شهید غریب اسارت «یوسف سلیمی بنی» زمانی که حالش بد بود ذکر یازهرا، یاحسین را تکرار می کرد. در لحظه شهادت هم با گفتن همین اذکار نفس آخر را کشید و به شهادت رسید.
روایت شهادت شهید غریب «مجیدرضا عامری»؛

سربازی که در اسارت به خاطر تلاوت قرآن شهید شد

«حمید بنیقی» از آزادگان خراسان رضوی در خصوص نحوه شهادت شهید «مجیدرضا عامری» می‌گوید: بعثی‌ها او را به خاطر خواندن مداوم قرآن به شهادت رساندند.
روایت شهادت شهید غریب «علی عزت ور»؛

نامه علی را بعد از شهادتش برای مادرش ارسال کردم

«جعفر زاکری» از هم بندان شهید غریب «علی عزت ور» می‌گوید: نامه علی که برای مادرش نوشته بود دست من امانت بود. وقتی از اسارت آزاد شدم، نامه را برای مادرش ارسال کردم.
روایت اسارت و شهادت شهید غریب «تقی فدایی اسلام»؛

«تقی فدایی اسلام» فدای اسلام شد

شهید غریب اسارت «تقی فدایی اسلام» همچون اسمش در راه حفظ اسلام و انقلاب فدایی شد.
روایت اسارت و شهادت شهید غریب «ابراهیم نجفی»؛

شیخ ابراهیم با لب تشنه به شهادت رسید

شاهدین شهادت شهید غریب «ابراهیم نجفی» می‌گویند: سرباز‌های بعثی او را با لب تشنه به رگبار بستند، آن‌قدر تیر به او زده بودند که بدنش مثل آبکش شده بود.

شهید غریبی که روی پیراهنش نوشته بود؛ مسافر کربلا

«محمدرضا حسنی» که شاهد شهادت شهید غریب «ابراهیم نجفی» بوده، می‌گوید: وقتی پیکر پاک شهید مقابل من روی زمین افتاد، دیدم روی پشت پیراهنش نوشته؛ مسافر کربلا.
طراحی و تولید: ایران سامانه