تاریخ شفاهی - صفحه 13

آخرین اخبار:
تاریخ شفاهی

کنگره ملی ۶۵۵۵ شهید استان لرستان در خرم‌آباد برگزار می‌شود

به یاد ۶۵۵۵ شهید استان لرستان، کنگره ملی این شهدای عزیز در خرم آباد برگزار می گردد.
گفتگوی تصویری با مادر شهید«حشمت ایمانی»

فرزندم، علاقه زیادی به سپاه و ارتش داشت

«نوربانو چاوشانی» می‌گوید: فرزندم، پدرش را از دست داده بود، به او می‌گفتم تو سرپرست ما هستی اگر بروی بدون تو چه کار کنیم. علاقه زیادی به سپاه پاسداران و ارتش داشت. برای آزمون در این ارگان‌ها شرکت کرد و با خوشحالی به منزل آمد و گفت: بالاخره وارد نظام شدم که در همین راه هم به شهادت رسید.
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

برادرهایم در جبهه دارند کشته می‌شوند، نمی‌توانم بمانم

مادر شهید «حسن غلامی» می‌گوید: پسرم می‌گفت؛ مادر اگه غذا را خوب خوردید و گفتید الحمدالله سیر شدیم اینجور نیست، باید حتما به فکر کسی که ندارد باشید و به او کمک کنید. می‌گفت؛ باید بروم. گفتم نرو، گفت نمیتوانم بمانم، برادرهایم در جبهه دارند کشته می‌شوند من چطور در خانه بمانم؟!
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

پسرم دست بوس من و پدرش بود

مادر شهید «محمدابراهیم امیدی» می گوید: ابراهیم خیلی خوشرو بود. با اینکه نامزد داشت اما مدام به جبهه می رفت، هر زمان از بیرون می‌آمد دست من و پدرش را می‌بوسید و می‌گفت: شما کار نکنید، تا من را دارید غم نداشته باشید.

مواظب فرزندانمان باش که من برای شهادت به میدان میروم

همسر شهید گرانقدر «اوروج قهرمانیان» اینگونه سخن می‌گوید: روزی به نزدم آمد و گفت؛ وضعیت مملکت خیلی نگران کننده است و ما باید برای محافظت به میدان برویم. تو از فرزندانمان به خوبی نگهداری کن چون من برای شهادت به میدان می‌روم.
گفتگوی تصویری با همسر شهید«رسول جعفری»

رسول، شهید شد تا جان دوستش را نجات دهد

«خلاصه زائری»، می‌گوید: برادران شهید نیز پاسدار بودند. در‌گیری‌ها در شهرهای مرزی شروع شده بود. رسول هم مانند دیگر برادرانش تفنگ خود را برداشت و برای مبارزه آماده شد می‌خواست از آب و خاک ایران دفاع کند. زمانی که خبر شهادتش را آوردند به ما گفتند رفته بود دوستش را نجات دهد که خودش شهید می‌شود.

آیین رونمایی از دو کتاب دفاع مقدس در دامغان برگزار می‌شود

به مناسبت سالروز فتح خرمشهر، آیین رونمایی از کتاب‌های «در امتداد آتش» خاطرات شفاهی عبدالله عزیزی و «ساعت بهشتی» خاطرات شفاهی فوزیه گوردزی، به قلم زهرا علیزاده‌برمی، امروز ساعت ۱۷ در موزه شهر دامغان برگزار می‌شود. در ادامه پوستر این مراسم را ببینید.

رونمایی از 15 عنوان کتاب با حضور دکتر قاضی‌زاده هاشمی

با حضور دکتر قاضی زاده هاشمی از 15 عنوان کتاب مکتوب و صوتی در حوزه ایثار و شهادت رونمایی گردید.

فراخوان اسناد افتخار والدین، همسران شهدا و جانبازان در استان مرکزی

شهرام ثامنی معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی با اشاره به اینکه 800 مصاحبه با والدین شهدا و جانبازان 70 درصد در استان مرکزی انجام گرفته است، گفت: طرح جمع‌آوری خاطرات والدین، همسران شهدا و همچنین جانبازان بالای 50 درصد در استان مرکزی با عنوان «اسناد افتخار» در حال اجرا است.

اسم مستعار /روایتی شنیدنی از همسر شهید «جعفر صالح آبادی»

«شهناز رفیعی» می‌گوید: همسرم، هر وقت دیر به منزل می‌آمد از او می‌پرسیدم کجا بودی؟ جواب می‌داد: از من سوال نپرس با دوستانم بود. وقتی خبر شهادتش را آوردند گفتند: محمد شهید شده که من در جواب گفتم محمد نداریم. بعدها متوجه شدم اسم مستعار داشته است.
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی؛

شهدا خون دادند تا انقلاب حفظ شود

جانباز کرمانشاهی«ابراهیم سانبلی»، می گوید: سرباز سپاه بودم و سال 1366 در منطقه سومار مجروح شدم. ما برای حفظ آب و خاک وجب به وجب خون دادیم پس باید پشت انقلاب باشیم.
گفتگوی تصویری با همسر شهید«احمد علی کرد امیر»

احمد، خواب شهادتش را دیده بود

«ثریا وثوقی نظر» می‌گوید: یک روز احمد به من گفت: خواب دیدم شهید می‌شوم و همین طور هم می‌شود که من هم برگشتم و گفتم: چرا اینطور فکر می‌کنی فقط یک خواب بوده. سرانجام در تنگ کورک به محاصره دشمن درمی‌آیند و همان جا به شهادت می رسد و بعد از 8 روز پیکر شهید برگردانده می‌شود.
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی «حامد اشرف پور»

دائم با گروهک‌های کومله و دمکرات درگیر بودیم

«حامد اشرف پور» می گوید: من نیروی عملیاتی سپاه پاسداران بودم، دائم با گروهک‌های کومله و دمکرات درگیر بودیم و در اکثر عملیات‌ها، یار و همرزم شهید «نجیب پیران ویسه» بودم که بالاخره روی مین رفتم و مجروح شدم.
گفتگوی تصویری با جانباز و آزاده کرمانشاهی؛

آمریکا کشوری را که در آن شهادت یک فرهنگ عمومی است، از چه می‌ترساند

«امین اله توانا»، می‌گوید: آمریکا، کشوری را که در آن شهادت یک فرهنگ عمومی است، از چه می ترساند. زمانی که یک باور در ملت ایجاد می‌شود که مرگی وجود ندارد و این شهادت است.

هشت ماه بعد از ازدواجمان همسرم به شهادت رسید

همسر شهید گرانقدر «جوانشیر اکبری» تعریف می‌کند: همسرم قبل از ازدواج جانباز بود و من افتخار این را داشتم که همسر یک جانباز باشم، وی بعد از هشت ماه به شهادت رسید.

شهید زاهدی خطاب به همسرش: «این دنیا فانی است به دنیا دل نبندید»

شهید گرانقدر «بلال زاهدی» به همسرش توصیه می کرد: این دنیا فانی است، غم این دنیا را نخورید، به دنیا دل نبندید، من راهم را انتخاب نموده ام .
گفتگوی تصویری با جانباز کرمانشاهی؛

مجروحیتم نمی‌تواند توفیق خدمت به انقلاب را از من بگیرد

«سید احمد مرادی» می‌گوید: دوران دفاع مقدس در جهاد سازندگی مشغول به فعالیت بودم و در منطق جنگی جاده سازی می‌کردیم که جانباز می‌شوم. هنوز درد آن دوران را به همراه دارم اما مجروحیتم نمی‌تواند خدمت به انقلاب را از من بگیرد.

پیام تبریک مدیرکل بنیاد شهید لرستان به مناسبت روز جانباز

مدیرکل بنیاد شهید استان لرستان در پیامی روز جانباز و میلاد حضرت ابوالفضل «ع» را تبریک گفت.

اگر من نروم، فکر می‌کنند عقب کشیده‌ام

همسر شهید گرانقدر «تقی نقی زاده» اینگونه سخن می گوید: من نگرانش بودم و می گفتم اگر امکان داشته باشد نرو اما به من می گفت: اگر من نروم فکر می کنند من عقب کشیده ام و نمیتوانم صبر کنم باید بروم.
تاریخ شفاهی والدین شهدا؛

فیلم| احمد سقاوار رفت

«شهیداحمد فرهادی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. پدرش در روایت از او بیان می‌کند: «همه احمد را دوست داشتند. او در هنگام شهادتش مانند مولایش حضرت ابوالفضل (ع) دستانش قطع شده بود.» ادامه این روایت را در فیلم زیر دنبال کنید.
طراحی و تولید: ایران سامانه