نوید شاهد - صفحه 1993

نوید شاهد
بانک سوژه ایثار و شهادت (79)

مرد

سرهنگ خشن بعثی، یک به یک از اُسرا بازجویی می کند...
بانک سوژه ایثار و شهادت (78)

بازگشت

«محمد فابشی» از مدافعان شهر آبادان است. او به همراه برادر دیگرش با قدرت در برابر حملات دشمن ایستادگی می کنند. دو برادر محمد یکی در همان اوایل جنک و دیگری در عملیات خیبر به شهادت می رسند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (77)

يك غذاي بدمزه!

بعد از یک عملیات سنگین رزمندگان اسلام، در یکی از مناطق، وضعیت سختی پیش می آید، به طوری که حدود سه روز غذا به رزمندگان نمی رسد.
بانک سوژه ایثار و شهادت (76)

اعتراف شيرين!

در مناطق جنگی، مسایل ارتباطی و مخابرۀ بسیاری از پیام ها به صورت رمز و یا با حروف رمز انجام می گیرد. مثلاً اگر می خواستند، کلمه نان، را مخابره کنند،
بانک سوژه ایثار و شهادت (73)

يك نماز پُر از اخلاص

نوید شاهد: دورۀ آموزش خلبانی عباس بابایی در آمریکا تمام شده است. اما به خاطر گزارش هایی که در پروندۀ خدمتی اش درج شده، تکلیفش معلوم نیست..
بانک سوژه ایثار وشهادت (71)

تهديد براي كشتن شير

جا به جایی هایی در لشکر انجام شده بود. در این میان، «شیردل» هم مسئولیتی را در گردان بهداری به عهده گرفت. سرعت نقل و انتقالات، باعث شده بود تا نیروها به طور کامل به هم معرفی نشوند...
بانک سوژه ایثار و شهادت (70)

دو نفر پهلوان

در یکی از عملیات ها در منطقۀ فاو، در یگان توپ خانه، رزمنده ها به شدت دچار کمبود نیرو می شوند. چند نفر بسیجی از راه می رسند...
بانک سوژه ایثار و شهادت (69)

كلاس در زير آوار!

انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی که منجر به شهادت تنی چند از بهترین یاران انقلاب شد از دردناک ترین حوادث انقلاب است.

 سخنراني سردار محمد كوثري درباره شهيد همت

نوید شاهد: چون همت و حاج احمد و همه كساني كه اينجا حاضرند عاشق ابا عبدالله هستند و امروز روز اول محرم است به ياد شهيدان و زحماتي كه آنها كشيدند و ما از قافله عقب مانديم

شهيد همت و دفاع مقدس

نوید شاهد: پس از شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم متجاوز عراق، شهيد همت به صحنة كارزار وارد شد و در طي ساليان حضور در جبهه‌هاي نبرد، خدمات شايان توجهي از خود برجاي گذاشت و افتخارها آفريد.

گوشه اي از خاطرات كردستان به قلم شهيد همت

نوید شاهد: در هفدهم مهرماه 1360 با عنايت خداي منان و همكاري بي‌دريغ سپاه نيرومند، مريوان، پاكسازي منطقة (اورامان) با هفت روستاي محروم آن را به انجام رساند و به خواست خدا و امدادهاي غيبي (حزب رزگاري) به كلي از بين رفت. حدود 300 تن از خودباختگان سيه بخت، تسليم قواي اسلام گرديدند. يكصدتن به هلاكت رسيدند و بيش از 600 قبضه اسلحه به دست سپاهيان توانمند اسلام افتاد.

مروري بر زندگينامه شهيد حاج محمد ابراهيم همت

نوید شاهد: شهيد حاج محمد ابراهيم همت در تاريخ 23/1/1334 در خانواده‌اي مذهبي در شهرستان شهرضا چشم به جهان گشود. شهيد همت در زير سايه پدري وارسته و مادري پاكدامن و مهربان، دوران خردسلاي را پشت سر نهاد. او از همان دوران طفوليت بيش از حد معمول ديگر كودكان به قران و تعليمات اسلامي ابراز علاقه مي‌كرد به گونه‌اي كه در سن هفت سالگي از مادرش ميخواهد قران را به او تعليم دهد. اين علاقه تاجايي بود كه وي از آغاز رفتن به دبستان با ياري مادرش قرآن را كاملاَ فرا گرفت و بعضي از سوره‌هاي كوچك رانيز حفظ و با صوت خوش تلاوت مي‌كرد.

وصيت نامه سردار شهید حاج محمدابراهیم همت

نوید شاهد: به تاريخ ۱۳۵۹/۱۰/۱۹ شمسي ساعت ۱۰/۱۰ شب چند سطري وصيتنامه مي نويسم .هرشب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره است.مادر جان ! مي داني تور را بسيار دوست دارم و مي داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت
سردار عاشورایی بدر

زندگي نامه شهید مهدی باکری

نوید شاهد: شهيد مهدي باكري سال 1333 در مياندوآب به دنيا آمد ؛ شهري سردسير در آذربايجان غربي كه آب و هواي سردش مردمي را كه در آن زندگي مي كنند محكم و پرصلابت بار آورده است . در همان دوران كودكي مادرش را از دست داد و دور از دامن محبت او بزرگ شد . خانواده اش همگي مذهبي بودند و برادر بزرگش « علي » در يك گروه مخفي عليه رژيم شاه مبارزه مي كرد .

شهید مهدی باکری از زبان همسر (2)

نوید شاهد: آقا مهدی از ناحیه كمر زخمی شده بود و یك هفته در خانه استراحت كرد . فرصت خوبی بود كه بعد از مدتی همدیگر را ببینیم . در این مدت به آقا مهدی ـ كه معاون فرمانده لشگر نجف اشرف بود ـ پیشنهاد شد بچه های آذربایجان را جمع كند و تیپی تشكیل بدهد . تیپ عاشورا به این ترتیب تشكیل شد . بعد از این در شهرهای اطراف منطقه های عملیاتی خانه بدوش بودیم : اهواز ، اسلام آباد غرب ، دزفول و …

شهید مهدی باکری از زبان همسر (1)

نوید شاهد: همسر شهيد مهدي باكري، در گفت‌وگويي اظهار داشت كه طي زندگي مشتركش، يقين داشته كه همسرش روزي به مقام و درجه رفيع شهادت خواهد رسيد.

دفتر خاطرات - او كارهاي سخت تر را بيشتر دوست مي داشت

نوید شاهد: مهرماه سال 1352 اولين ملاقات من با آقا مهدي در ساختمان شماره 7 دانشكده فني تبريز رخ داد . جواني آرام و با چهره اي دوست داشتني كه در عمق نگاهش يك غم كهنه نهفته بود. راز و رمز اين غم و چهره آرام دنياي عجيبي است كه تاكنون هيچكس در ترسيم واقعي آن موفق نبوده است همچنين به خاطر عظمت مهدي و بزرگي همراه با اخلاص او ساواك نيز هرگز به درون پرغوغاي او دست نيافت و نااميد از ظاهر خاموش او به حيله هاي ديگر دست زد.

دفتر خاطرات - سرباز مخلص امام زمان

نوید شاهد: بعد از شهادت حميد در عمليات خيبر، تصميم گرفته بوديم كه در حضور آقا مهدي از به كار بردن اسم حميد خودداري كنيم و براي صدا كردن برادراني كه نامشان حميد بود از كلماتي چون اخوي، برادر، و يا از نام خانوادگي‌شان استفاده مي‌كرديم. آن روزيكي از تيم‌هاي واحد اطلا عات براي انجام ماموريتي حساس به جلو رفته بود و هنوز بازنگشته بودند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (64)

نامه هايي كه به مقصد رسيد و نرسيد!

نوید شاهد: چند سال پیش که امیر حسین کلاس چهارم بود یادم می آید به آنها گفته بودند که مقاله ای در رابطه با جبهه و جنگ و یا خاطره ای که مربوط به آن زمان باشد می توانند بنویسند.
بانک سوژه ایثار و شهادت (63)

اخلاق. جميل!

شهید جمیل شهسواری، از دلاوران بزرگ سپاه اسلام در کردستان، به همراه چند نفر از دوستانش سوار بر یک مینی بوس از دیوان دره به طرف سنندج می روند.
طراحی و تولید: ایران سامانه