نوید شاهد - صفحه 1992

نوید شاهد

دفتر خاطرات - بيا بالا خيس نشي!

نوید شاهد: يك شب به هم راه شهيد علي و شهيد انوري، علي كمال پيمان، عبدالرحمن رحيم پور و حاج يوسف اميدي به شناسايي رفتيم.

اخلاق حسنه - خاطرات

نوید شاهد: علي نمازهايش را سر وقت مي خواند و بعد از نماز صبح نمي خوابيد. همواره صادق و راستگو بود و غيبت نمي كرد و هيچ كس هم جرأت غيبت كردن در محضرش را نداشت. زيرا تذكر مي داد و عصباني مي شد.
در كلام ياران - سرهنگ پاسدار نبي ابراهيمي

در جنگ فلان... خون تا ركاب آمده.

نوید شاهد: هنگام برگشت از داخل رودخانه كه آمديم، متوجه شديم خون و آب با هم قاطي است. در اين موقع ناگهان حاج نعمان در قسمتي از رودخانه كه عمق بيشتري داشت افتاد و تا سينه در آب و خون فرو رفت. شهيد علي خنديد و گفت: نعمان! قبلاً گذشتگان گفته اند كه در جنگ فلان... خون تا ركاب آمده. اكنون ما به عينه مي بينيم خون تا سينه آمده است!
در كلام ياران - سردار نعمان غلامي

بر خودداري از نجابت خانوادگي

نوید شاهد: با فرا رسيدن تاريكي شب، بچه ها در پاي تنه ي درختان به استراحت پرداخته و خود را براي سرماي استخوان سوز آن شب آماده مي كردند. علي، سخت سرگرم هماهنگي هاي لازم براي فردا بود اما وقتي كه تصميم به استراحت گرفت، كيسه ي خودش را برداشت و مي خواست از سنگر خارج شود؛ دليلش را كه جويا شديم كه چرا در سنگر نخوابيدي؟ فرمود: حيف نيست، بچه هاي بسيجي و پاسدار و سرباز گردان كه رنج و سختي اين پيروزي ها را مي كشند، در هواي سرد اين ارتفاع برف گير بخوابند و ما جلوي بخاري باشيم؟
بانك سوژه ايثار و شهادت (45)

يك روز اسيري چند مي ارزد؟!

آزاده مجروح پس از سالها تحمل رنج اسارت، اينك كه به وطن برگشته، فشار هزينه هاي سرسام آور زندگي او را سخت آزار مي دهد. مدتي قبل كه اين فشارها به اوج خود رسيد، به سراغ نويسنده اي مي رود و از او مي خواهد برايش نامه اي بنويسد. او به صاحب قلم مي گويد.

در كلام ياران - حجت الاسلام شريفي

نوید شاهد: شهيد «نمازيان» فردي متدين و علاقمند به نظام و روحانيت، مطيع ولايت و عاشق امام و رهبري بود. ابتدا در عقيدتي پايگاه«مسجد سليمان» انجام وظيفه كرد و بعد به حفاظت اطلاعات فرا خوانده شد.

دفتر خاطرات - نماز اول وقت

نوید شاهد: سميناري در منطقه برگزار كرده بوديم. بچه ها از گروه هاي مختلف توپخانه در آنجا حضور داشتند.

دفتر خاطرات - ناخالصي عمل

نوید شاهد: گفت: ميدانيد، ناخالص بودن عمل، نقطه شروعي دارد. من نميخواهم اين عمل نقطه شروعي در زندگي من باشد.
بانك سوژه ايثار و شهادت(54)

كودكي كه مأمور اطلاعات شد

جميل شهسواري عضو سپاه مي شود. با دلاوري به عنوان مسئول عمليات گردان حضرت رسول(ص) در شهر ايوان دره مشغول به خدمت مي شود. هنگامي كه شرارتهاي گروهك مسلح در كردستان به اوج خود مي رسد...
بانك سوژه ايثار و شهادت(51)

نامهْ افسر عراقي به بسيجي ايراني

درشب عمليات والفجر4، ناگهان بچه هاي گردان اخلاص با ميدان ميني رو به رو شدند كه ممكن بود توقف در آن، همه برنامه ها را برهم بزند. چند نفر داوطلب شدند كه وارد ميدان شوند. جواد آخوندي كه در گروه خط شكن قرار داشت، گفت:«يك نيروي غيبي به من مي گويد كه از اين ميدان به سلامت عبور ..
بانك سوژه ايثار و شهادت(42)

شادي در محاصره

در عمليات خيبر تيپ ما در "رطيل" در حال محاصره شدن بود .
بانك سوژه ايثار و شهادت (46)

سوغات براي خدا

پس از سالها انتظار، سرانجام در سال 60 به سفر خانه خدا رفتم. اعمال كه تمام شد، مانند بقيه حجاج مقداري سوغاتي از قبيل اسباب بازي، لباس و ديگر چيزها براي بچه ها تهيه كردم. براي خودم هم يك خلعت برديماني براي سفر آخرت خريدم.
بانك سوژه ايثار و شهادت (29)

قرباني خدا

قصد داشتيم شهيد بابايي را در همان سال شهادتش به حج بفرستيم سه ماه تلاش كرديم تا او را راضي كرديم...
بانك سوژه ايثار و شهادت (24)

شجاعت آزاده سني در اردوگاه

...ايّام عاشورا بود و با بچه هاي اتاق گاه و بيگاه دم مي گرفتيم و فضاي غمبار اردوگاه را با ذكر مصائب اهل بيت (ع) تسلي مي داديم . با پيدا شدن سر و كله بعثي ها آرام مي شديم و با رفتن آن ها آرام آرام مجدداً زمزمه را از سر مي گرفتيم . ..
بانك سوژه ايثار و شهادت (28)

بازمانده

محمد مهدي جعفريان متولد اصفهان در دو سالگي به همراه پدر و مادرش توسط ساواك در تبريز دستگير مي شود! او فرزند شهيد ابراهيم جعفريان و شهيد طيبه واعظي دهنوري است. پدر محمد مهدي – ابراهيم جعفريان- از بنيانگذاران گروه مهديون اصفهان است، ...
بانك سوژه ايثار و شهادت (59)

آقا مهدي يك پهلوان بود!

احمد احمد در دوران مباره با حكومت ستمشاهي، براي اين كه پوششي براي مبارزاتش داشته باشد، مغازه اي را در يك پاساژ كه يك در آن به خيابان سيروي و در ديگرش به خيابان چراغ برق باز مي شود به صورت سرقفلي به قيمت 17 هزار تومان مي خرد....
بانك سوژه ايثار و شهادت (59)

خميني اي امام!

در ابتداي جنگ كه شهرهاي مرزي ايران، از حمله خرمشهر، زير توپ و خمپاره عراقي ها بود، امام(ره) با توجه به شرايطي كه در آن روز احساس مي كردند، از مردم خرمشهر خواستند شهر را در برابر هجوم عراقي ها ترك نكرده و از آن پاسداري كنند. به اين ترتيب، بنا بر فرمايشات امام، عده اي در شهر ماندند و در كنار بسيجي ها و سپاهي ها از خرمشهر دفاع كردند، ....
بانك سوژه ايثار و شهادت (39)

كودكي در كاپشن

در كليه تظاهرات، من و خانواده ام شركت مي كرديم. روز يكشنبه مصادف با 10 دي ماه سال 1357، جلو استانداري درگيري شد. خانمم، دختر 6 ـ 5 ماهه ام را نيز با خودش آورده بود. وقتي تانك ها حمله مي كنند، همسرم مي افتد داخل جوي آب و دخترم از دستشان رها و گم مي شود. من خودم براي باز كردن درب زندان زنان به خيابان كفايي رفته بودم...
بانك سوژه ايثار و شهادت(61)

زن خجالتي

نويد شاهد:يكي از كارهاي جالب اسيران ايراني، اجراي نمايش در اسارتگاه ها بوده است. آنها با اين كار، علاوه بر سرگرمي، بسياري از پيام هاي فرهنگي را نيز زنده نگه مي داشتند.علاوه بر مهارت در گريم و درست كردن وسايل اجراي نمايش و .... يكي از كارهاي مهم، انتخاب بازيگرها بوده است...
طراحی و تولید: ایران سامانه