نوید شاهد - صفحه 1972

نوید شاهد
از دامنه الوند تا بلنداي عرش

زندگی نامه شهید محمد مفتح

نوید شاهد: دکتر مفتح بخشي از کتاب رسائل شيخ انصاري را نزد آيت الله مجاهد تبريزي (ره) فرا گرفت و دروس خارج ـ بويژه بخشي از اصول ـ را در محضر حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) آموخت. همچنين در فلسفه و حکمت نزد فيلسوف کبير علامه طباطبايي (ره) تلمذ نمود. مدتي نيز از محضر حضرت آيت الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني (ره) و حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) بهره برد و پس از آن تحصيلات دانشگاهي را به موازات فراگيري علوم حوزوي پي گرفت و به دريافت مدرک دکترا در رشته الهيات و معارف اسلام نايل آمد. در فقه نيز چنان تبحّر يافت که عنوان اجتهاد را احراز نمود.
خاطراتی از سردار شهید مشهدی عبادی

سردار خندان !

عملیاتى در پیش بود. عملیات مسلم‏بن عقیل. شب آخر بود. وصیت‏نامه‏ها نوشته مى‏شد. هر كس وصیت‏نامه خود را به كسى مى‏سپرد. گردان شهید مدنى آماده عملیات بود و مشدى‏عباد فرمانده یكى از گروه‏هان‏هاى این گردان بود. اصغر قصاب بود و مشدى عباد و یكى دیگر از برادران. مشدى عباد در خودش نمى‏گنجید.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (17)؛ پايداري اسرا

نوید شاهد: دشمن،‌ در روزهاي پاياني اسارت،‌ يكي از برادران اسيرمان،‌كه از اهالي تهران و جوان و متعهد و شايسته اي بود را در اردوگاه 18 تكريت به شهادت رسانده بود

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (16)؛ شهيدي غريب

نوید شاهد: يكي از برادران عزيزي كه دربند اسارت دشمن درآمد مرحوم عزيز آزاده،‌شهيد حاج منصور زرنقاش بود،‌ رضوان الله تعالي عليه. ايشان در اردوگاه 11 يا 13 كه من در آنجا نبودم،‌ خدمتگزار جمع اسرا بود. قبل از اسارت كاروان دار حج بودند؛‌ در نتيجه،‌در اسارت هم شروع مي كند همان طور به خدمتگزاري و عهده دار مسؤوليت خدماتي مي شوند.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (13)؛ شربت گوارا

نوید شاهد: در اردوگاه موصل پيرمرد بزرگواري بود كه بعد از نماز صبح مي نشست و دعا مي خواند. بعثي هاي پليد هم اگر كسي بعد از نماز صبح بيدار مي ماند و تعقيبات مي خواند،‌خيلي معترضش مي شدند. به هر حال،‌آمدند و معترض حاج حنيفه شدند. به او گفتند:"پيرمرد !‌اين چيه كه تو بعد از نماز صبح مي نشيني و وراجي مي كنيد.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (10)؛ مؤذن زنداني

نوید شاهد: در اسارت، ‌اذان گفتن با صداي بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان مي گفتيم،‌ اما به گونه اي كه دشمن نفهمد.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (9)؛ تحول دروني

نوید شاهد: ايثارگريها آرامشي به جمع برادران ما در اسارت بخشيده بود. آنها به راحتي مشكلات اسارت را متحمل مي شدند. هر چه فشار اسارت بيشتر مي شد مقاومت آن ها هم افزايش پيدا مي كرد؛ ‌لذا هر چه پيش مي رفتيم شاهد ظهور ضعف هاي كمتري بوديم.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (8)؛ عارف شبهاي اسارت

نوید شاهد: در شرايطي كه بيداري در دل تاريك شب، ‌برادارن ما را تهديد مي كرد،‌ فرزند برومند شهيد عالي مقام،‌ رهرو راه حسين(ع)،‌شهيد محمود امجديان،‌ بدون اعتنا اكثر شبها،‌ تا صبح بيدار مي ماند و در مقابل خستگي روز، ‌خواهش ما اين بود كه همانند بقيه برادرانت شب را به استراحت بپردازد. ولي به حق خانهْ‌ خدا و به حق صاحب اين ايام،‌ آقا حسين بن علي (ع)،‌ در هر لحظه اي از لحظات شب كه چشم را باز مي كردي،‌ محمود را رو به قبله،‌ سر به زانو،‌ يا در حال سجده و در حال خواندن قرآن مي ديدي.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (1)؛ شرمنده محبت

نوید شاهد: يكي از كساني كه به اسارات داشمن درآمده بود فردي بود لاابالي و بي بندوبار كه شايد در تمام طول عمرش اهل نماز خواندن هم نبود و از اخراجيهاي ارتش در زمان طاغوت بود؛‌ يعني در زمان طاغوت، ‌او را به خاطر ضعف هاي اخلاقي كه داشت اخراج كرده بودند. بعد از پيروزي انقلاب هم اهل اينكه به ارتش بازگردد نبود‌.
شهدای عشایر؛ فرماندهی عملیات فتح

تشنه ای که با شهادتش سیراب شد؛ شهید جعفر دیودل

خودش را به دورترين نقاط كوهستاني مي‌رساند و برای مردم آن روستاها، از امام و هدفهایی که داشت می گفت و آنها را از ظلمهایی که رژیم در حق مردم انجام می داد؛ مطلع می کرد تا اين كه انقلاب به رهبري امام امت به پيروزي رسيد.

پدر و مادر فاتحان عرصه جهاد

از شهدا گفتن سخت است بويژه انسان از فرزندانش تعريف کند, سخت تراست. اي کاش از ديگران سئوال مي کرديد. يعقوب در سال 1339 در محله شهريار( خ شهيد شهري ) چشم به جهان گشود. از کودکي , نوجواني و جواني، ايشان را با ايمان و معتقد به اسلام مي ديدم

برگی از وصیتنامه شهید یعقوب آذرآبادی

بسم الله الرحمن الرحيم با عرض سلام و تبريک پيروزيهاي رزمندگان اسلام به محضر شريف آقا امام زمان روحي له الفداء و نائب بر حقش امام خميني و با درود به ارواح مقدس شهداي اسلام،از راه دورصميمانه ترين سلامها و ارادتها و عرض ادبها را بحضورتان تقديم مي دارم.

وصیت نامه پاسدار شهید مسعود نیک کرد

«الّذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون» «سوره توبه آیه 20»
امیرسپهبد علی صیاد شیرازی/

یادداشت های سفر(1)؛ ماموریت در کردستان

نوید شاهد: هواي داخل سالن انتظار، از گرماي تابستان پر شده و همه را کلافه کرده است . تشنگي ، امانم را گرفته بود. از بد حادثه کلمن آب را هم در مقابل چشمانم گذاشته اند . خيلي با خود کلنجار مي روم تا آب ننوشم ، اين مقاومت چندان دوام نمي آورد و سرانجام به سمت آب مي روم .
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(32)؛ عملیات فتح المبین

نوید شاهد: آخرين مقدمه براي عمليات فتح‌المبين، مقدمه جالب و پردرس و الهامي از رهبري عده‌ها و صحنه‌هاي سختي است که براي فرمانده و فرماندهي به وجود مي‌آيد.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(31)؛ عمليات مطلع الفجر

نوید شاهد: لازم است عملياتي را که در جبهه‌هاي نبرد انجام شده، به دو بخش اساسي تقسيم کنيم. يک بخش عملياتي هستند که نقطه ي عطف در صحنه ي جنگ بودند و بايد روي آنها حساب کرد. يک دسته عملياتي هستند که بايد اسمش را گذاشت عمليات واسطه‌اي. براي اينکه تداوم نبرد حفظ شود و دشمن متناسب با تلاش اصلي که ما در يک‌جا انجام مي‌داديم، نتواند ذهن و امکاناتش را متمرکز کند، اين عمليات انجام مي‌شد
ویژه مطالعه جانبازان، همسران و والدین معظم شهدا

گزیده احکام رساله مصور جانبازان؛ احکام نماز(6) سجده با دست و پای مصنوعی

نوید شاهد: معلولینی كه دست و پای آنان مصنوعی است، هنگام گذاشتن مواضع سجده بر زمین چه تكلیفی دارند؟
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(22)؛ ستون كشي از بانه به سردشت

نوید شاهد: از زماني‌که قرارگاه تشکيل شد، مثل خاري در چشم يک عده بود. عجيب تحمل نداشتند که چنين فرماندهي به‌وجود بيايد و نيروهاي انقلاب بر سر کار بيايند. در تهران، به شدت عليه ما مي‌زدند. منتها چون زمينه‌اي نبود، نمي‌توانستند کاري کنند. کارمان را مي‌کرديم و کاري هم به تهران نداشتيم.
طراحی و تولید: ایران سامانه