شهيد احمد سليمي در سال ١٣٣٨ درروستاي بادوله در يک خانواده مذهبي چشم به جهان گشود.در اوايل انقلاب ، شهيد همراه با مردم براي پيشبرد انقلاب در راهپيمايي ها و تظاهرات حاضر بود . بعد از پيروزي انقلاب به عضويت بسيج درآمده و در روستاي بادوله مشغول به فعاليت شد ، هنوز چهل روز از ازدواج نگذشته بود که به خدمت سربازي فرا خوانده شد و از آنجايي که جواني آگاه و متدين بود به خدمت مقدس سربازي رفت و پس از شش ماه نبرد با کفار بعثي سرانجام در تاريخ 1360/6/11در جبهه غرب به لقاالله پيوست.
مشاور رئیسجمهور در امور ایثارگران گفت: تمامی مشکلات کنونی کشور تنها به آمریکا و تحریمهای ناجوانمردانه اقتصادی آنان مرتبط نبوده بلکه فاصله گرفتن از مسیر دفاع مقدس بر افزایش کمبودها و مشکلات دامن میزند.
از سن 19 تا 29 سالگی به اسارت عراق درآمدم اما چون هدفم مقدس بود هیچگاه در این مدت اسیر بودن را حس نکردم. بعثی ها داربستی داشتند که پاهای ما را به آن بسته و با کابل می زدند آنقدر می زدند که حتی بعضی از بچه ها تا 24 ماه حتی نمی توانستند راه بروند.
شهيد «برات آزادي» در پنجم خرداد 1346 در روستای آبدارلو از توابع شهرستان اردبیل به دنیا آمد و در تاريخ 28 مهر 1362، با سمت تک تیرانداز در مریوان توسط نیروهای عراقی براثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
شهید الله کرم میرشکاری در تاریخ 1344/6/1 در برازجان دیده به جهان گشود.داوطلب اعزام به جبهه نبرد گرديد.تاريخ 62/5/2 از طريق بسيج برازجان به منطقه كردستان عازم شد.سرانجام در تاريخ 62/6/26 به شهادت رسید.
یازدهم شهریور ماه 1360 در کرخه نور و در روز عید غدیر ترکشی بر گلویش نشست که سال 42 امام خمینی بر آن بوسه زده بود و فرموده بود: سربازها و یاورهای من، همین بچه های کوچکند.
شهید علیرضا عوض پور در تاریخ 1345/1/2 در شهر برازجان متولد شد .در تاريخ 67/3/18 جهت خدمت عازم شد و بعد از دوماه آموزش به جبهه رفت و سرانجام در تاریخ 67/6/18 به شهادت رسید.
شهید داود کریمی از اعضای اصلی تشکیل دهنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و عضو هیأت مرکزی سپاه تهران بود که با شروع جنگ به منطقه جنوب رفت و مسئول عملیات جنوب شد و سپس به جبهه غرب رفت و بر پایه آموختههایش در لبنان مسئول آموزش نظامی سپاه شد.سپس مدتی کوتاهتر از یک سال فرمانده سپاه تهران بود و مدتی نیز در بنیاد شهید(دوران دفاعمقدس) فعالیت کرد.
در نجف اشرف طوري شد كه قبل از ورد ما، يك عده از مسؤوليني كه از بغداد آمده بودند، اول رفتند، داخل حرم را چك كردند كه كسي نباشد تا ما را وارد حرم كنند.