نوید شاهد - صفحه 1693

آخرین اخبار:
نوید شاهد

در قاب خاطره ها | تصاویری از شهدا و رزمندگان استان چهارمحال و بختیاری، سری سوم

به پاس رشادت، مجاهدت و ايثارگری شهدا و رزمندگان استان، نوید شاهد چهار محال و بختیاری مجموعه ای از عکس های تاریخی به جای مانده از رزمندگان استان چهارمحال و بختیاری با عنوان "در قاب خاطره ها"را برای علاقمندان منتشر می کند.

لیاقت شهادت

همرزم شهید «محمود شیخ لو»: خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم یه حسی بهت دارم. چه حسی؟ به دلم افتاده تو خیلی زودتر از ماها شهید می شی. بچه ها هم زیادی پیاز داغش رو زیاد کردند. ما لیاقت این همه لطف و تعریف رو نداریم.

«به وقت نوترون» رونمایی می‌شود

مراسم بزرگداشت شهدای هسته‌ای و رونمایی از کتاب «به وقت نوترون» دوشنبه ۲۳ دی ماه در سالن اجتماعات شهرداری منطقه ۹ برگزار شد.

مالک خیبر

در حوالی دماوند به دنیا آمد. اما بزرگ شده ورامین بود. در دوره دبیرستان هم درس می خواند هم کار می کرد. عجیب است! گویی انسانهای بزرگ باید سختی های زیادی تحمل کنند! در یک چاپخانه کار می کرد. سپس در یک بنگاه حسابدار شد و به خاطر صداقتش بیشتر کارها را به او می سپردند.

«شهید صدر» معارف دینی را با شیوه نوین مطرح کرد/ غفلت از نابغه جهان اسلام

مترجم کتاب «انسان و عبادت» بیان داشت: این کتاب بخشی از کتاب «الفتاوی الواضحه» شهید صدر است که شهید در این کتاب، معارف دینی را با شیوه نوین مطرح می‌کند.

مصاحبه شهید با همرزم خود!

شهید «محمود شیخ لو» با یکی از رزمندگان خود به "علی فدایی" در پایگاه مقداد مصاحبه ای قبل از عملیات انجام داده است که در ادامه می خوانید.

پرواز تا خدا

امیرسرتیپ شهید "قدرت اله ذالک زاده" در آخرین روزهای عمر رژیم شاه تظاهرات بزرگی را در پایگاه وحدتی دزفول ترتیب داد و توسط نیروهای شاه شدیداً مورد آزار و اذیت قرار گرفت تا این که به یاری خدا و همت ملت مسلمان انقلاب اسلامی به ثمر رسید. او از جمله همافران انقلابی بود که تا آخرین نفس پای باورهایش ایستاد و پرواز تا خدا را تجربه کرد. زندگی این فرمانده شهید را در نوید شاهد دنبال کنید.

«گمشده مجنون»

کتاب «گمشده مجنون»، مجموعه‌ای از زندگی نامه و خاطرات شهید «حاج الله رضا هنری لطیف پور» به قلم یدالله هنری لطیف پور گردآوری و تدوین شده است.

پیشانی بند قرمز!

پدر شهید «احمد رستمی» می گوید: با پیشانی ترین بند قرمزی که در دست داشت نزدیکم آمد و دستم را گرفت و بوسید و گفت: پدر، می خواهم با دست خودت این پیشانی بند قرمز را به پیشانی ام ببند.

شیدای مجنون

روز میلاد امام حسن (ع) به دنیا آمد. پدرش موذن روستا بود. روستایی از توابع قزوین. بعد از اذان به خانه آمد و نام او را حسن انتخاب کرد. دوران تحصیل را در همانجا آغاز کرد.تا مقطع دبیرستان ادامه داد. در روزگاری که رژیم ستمشاهی به روستاها اهمیتی نمی داد مجبور شد به تهران بیاید. روزها را در بازار کار می کرد و شبها به سراغ درس می رفت.

گذری بر زندگی شهید "محمود دادایی دهکردی"

شهید "محمود دادایی دهکردی" نوزدهم دی 1337، در شهرستان اهواز به دنیا آمد. و در پنجم اردیبهشت 1360، در سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.او از همرزمان شهید چمران بود که چندین بار مجروح شد اما قبل از بهبودی کامل گچ پایش را شکست تا به جبهه برود . زندگی این شهید گرانقدر را در نوید شاهد دنبال کنید.

خواب شیرین

مادر شهید «حسن خان احمدلو» می گوید: زمستان سختی بود و ما یک اتاق داشتیم که به وسیله یک بخاری برقی کوچک و دوشعله گرم می شد، ولی بخاری خراب شده بود و ناگهان به خواب رفتم و حسن را در خواب دیدم.

"تحصیل" امتداد خون شهید است

شهید «حسن خان احمدلو» در وصیت نامه اش می نگارد: راه شهدا را ادامه بدهند و برای ادامه این راه باید درس هایشان را خوب بخوانید.

دیدار مادر و فرزند بعد از 33 سال

گل زری حسینی ده کهنه مادر شهید « خدابخش عباس زاده تخته چوبی» بعد از 33سال دوری از فرزند شهیدش، به وی پیوست.

اعطای بالاترین نشان افتخار سوریه به شهید سلیمانی

نخست‌وزیر سوریه از اعطای بالاترین نشان و مدال افتخار به مقام شهید سردار سلیمانی از سوی بشار اسد خبر داد.

سخنرانی ۱۰ فرمانده جهادی فلسطین در یادبود شهید سلیمانی

عضو دفتر سیاسی جنبش جهاد اسلامی فلسطین در افتتاحیه اکران‌های مردمی جشنواره فیلم عمار در غزه گفت: به جشنواره‌هایی مانند عمار که مربوط به سینما و مقاومت است، نیاز داریم تا در دل خود عزت و کرامت را احیا کنیم.

وعده دیدار

نوید شاهد خراسان جنوبی گوشه ای از زندگینامه شهید "محمد حسنی گازار" را منتشر می کند. او مبلّغی بود که در حال نماز به شهادت رسید و وعده دیدارش با معبود عاشقانه و شاعرانه رقم خورد.

زائری که به ضریح امام نرسید!

نوید شاهد خراسان جنوبی در سالروز شهادت شهید عزیز " عباس چرمه ای " اقدام به انتشار زندگینامه این قهرمان نموده است. او با لباس بسیجی و در آرزوی کربلای حسین به آسمان پر کشید.

خدایار

سحرگاه بسیار سرد بود. با قامتی خمیده و نحیف مشغول نماز بود. دشتهای اطراف روستای چنگوله همه او را می شناختند. گوسفندانش در کنار او مشغول چریدن علفهای خشک بودند. خدایار که به ظاهر لال بود، با زبان دل با خدا مناجات می کرد. رکوع و سجودش طولانی بود. نمازش که تمام شد بعثی ها به سمت او هجوم آوردند.

تأکید به مسلمانی!

پدر شهید «مجید برزگر» می گوید: همیشه به من و مادرش می گفت: گر من در این راه شهید شدم شما هیچ وقت برای من اشک نریزید و تأکید می کنم که هیچ وقت امام عزیزمان را تنها نگذارید و یک مسلمان واقعی باشید.
طراحی و تولید: ایران سامانه