محمدحسين چاوشي نجف آبادي، دومين فرزند باقر و صديقه محمدي، در هجده آبان ماه سال 1336 در شهرستان نجف آباد در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد. از همان كودكي صميميت و مظلوميت در چهره او نمايان بود.
کتاب «مثل خواب دم صبح» داستان زندگی جانبازی را روایت میکند که پس از مجروحیت، علائم حیاتی خود را از دست داد. پرسنل بیمارستان او را در سردخانه قرار دادند، اما اتفاقات جالبی برای این روای رخ میدهد که مبنای نگارش این اثر میشود.
بخش سوم نیز دو مصاحبه با دو نیروی خارجی داعش است که زمانی در پایتخت دولت وحشت زندگی میکردهاند. کتاب زندگی زیر پرچم داعش به ترجمه وحید خضاب توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.
عبدالرسول جمالي، فرزند عبدالغفار و صديقه كاظم زاده، در شهر فلاورجان قهدريجان از توابع اصفهان در اول آبان ماه سال 1336 به دنيا آمد وي اولين فرزند خانواده بود.
اصغر توكلي، فرزند نادعلي و اشرف كبيري، در دهم ارديبهشت ماه سال 1329 در دستگرد مهرآوران به دنيا آمد. اشرف كبيري، مادرش، مي گويد:« من وقتي كه باردار بودم خيلي احتياط مي كردم. هميشه با وضو بودم و هر چيزي را نمي خوردم . از خدا مي خواستم فرزند با ايمان به من عطا كند.
«حسین تات» رزمنده بسیجی روایت می کند: ساعتی از شب نگذشته بود که برادران گشت از قرارگاه آمدند و وقتی وضعیت ما را دیدند گفتند: جاده امنیت ندارد. پرسیدیم: چطور امنیت ندارد؟ گفت: من بارها منافقین در این را مسیر به کاروانها ضربه زدند.
رزمنده بسیجی «سیدعلی حسینی نواز» دربارهِ شهید روحانی «محسن عرب بهشتی» روایت می کند: ایشان از جان بر کفان گردان مالک بودند که به همراه چند رزمنده دیگر برای امنیت بقیه گردان در سنگر باقی می ماند و در نهایت با رسیدن دشمن بعثی به شهادت می رسند.
مدیرعامل بهنشر «انتشارات آستان قدس رضوی» از تجدید چاپ کتاب «به وقت اردیبهشت» مروری بر زندگی شهید حسن قاسمی دانا از شهدای مدافع حرم با طرح جلد جدید و مزین به تصویر این شهید بزرگوار خبر داد.
«سیدمحمد حسینی فرد» رزمنده بسیجی روایت می کند: نمازخانه ای را به وسیله صندوق های مهمات کاتیوشا درست کردیم که از آن به بعد محل برگزاری نماز جماعت و همچنین برپایی مجالس دعا گردیده بود.
شهید «حجت الله ملاآقایی» دانشجوی سال دوم دوره کارشناسی در رشته برق بود که در جهاد سازندگی مشغول کار شد و سپس با سمت فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی در شلمچه به شهادت رسید. روایتی خواندنی از این شهید گرانقدر را در ادامه می خوانید.
وقتی وارد فاو شدم و چشمم به چهره خاک گرفته و تن نحیف و چشم های ملتمس خواب حاج ملا افتاد، دلم سوخت بچه ها گفتند؛ چند شبانه روز است که او خواب کافی نداشته است مدام در خط مقدم حضور دارد.
طلبه شهید «سید محمدرضا احمدی شیخ شبانی» از شهدای شیخ شبان است که اسفند سال 65 در شلمچه به شهادت رسید. در ادامه تصاویری از این شهید گرانقدر را ملاحظه می کنید.
صدای در که اومد، مهدیه کوچولو بدو بدو در رو باز کرد. پشت سر اون، مریم به سرعت خودشو از آشپزخانه به در رسوند، حسین آقا بود. صدایِ شادیِ مهدیه فضا رو پر کرد... در ادامه برشی از کتاب «اشک و لبخند» را می خوانید.