همسرشان موقع رفتن مخالت شديدي مي كردند. ايشان به همسرشان گفتند كه اگر قرار باشه كه من نروم و ديگران هم بگويند ما زن و بچه داريم نرويم،يكي بگوید مادرمان پير است؛ پس چه كسي قرار است برود از مملكتش دفاع كند.
شهيد مجاهد، صادق رضا زاده در روز ولادت حضرت امام جعفرصادق در سال 1348 در روستاى «آزاد مون» از توابع محمودآباد ديده به جهان گشود. هر وقت نام جبهه را مى شنيد از سر تاسف آه از نهاد بيرون مى داد و با اشتياق به خاطرات رزمندگان گوش جان مى سپرد و هميشه به دوستان مى گفت كه غايت آرزويش رفتن به جبهه و رسيدن به فيض شهادت است.
شهید صاحب مهدی روناسی در یکم فروردین 1344 در عراق شهر کاظمین به دنیا آمد و در دوازدهم تیر ماه 1363 بر اثر ترکش خمپاره در منطقه عملیاتی جزیره مجنون توسط بعث عراق به شهادت رسید.
شهید «سعید سلیمانی» در بندهایی از وصیتنامه کوتاه و مناجاتگونه خود از باریتعالی تقوا و عبادت بیریا طلب میکند. این وصیتنامه را در ادامه مطلب میآوریم.
گویا آمد و شد، رفت و آمد و هیاهوی بهشتیان را میبینم. گویا درختهایی را که میوههای گوناگون برآن میباشد میبینم. گویا نهرهای جاری در بهشت را میبینم. گویا حوریان بهشتی را از نزدیک مشاهده میکنم. همه اینها را میبینم و انتظار دیدار نزدیکتر را دارم. خدایا! مرا از این انتظار درآور.
اسطوره هاى تاريخ كارى از معاونت فرهنگى بنياد شهيد و امور ايثارگران استان مازندران مى باشد كه به گزيده اى از وصيت نامه شهيد «قربانعلى على نژاد» مى پردازد.
از توصیه های شهید باکریبه ملت عزیز ایران این است که: ما بایستی محتوای فرامین امام را درک کنیم و به آن عمل نمائیم؛ تا بلکه قدری از تکلیف خود را شکرگزاری را به جا آورده باشیم. اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید، پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید.
شهید «صدرالله نجاتی» در بیست و ششم آذر ماه ۱۳۴۰، در روستای خوزنکلا از توابع شهرستان کرج بهدنیا آمد. بهعنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و دهم تیر 1365، در مهران داوطلبانه روی مین رفت.
فاجعه بمب گذاری در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران است که در هفتم تیر ۱۳۶۰ منجر به شهادت هفتاد و سه نفر از اعضای این حزب شد. این انفجار در ساعت ۲۰:۳۰ در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران در سالن اجتماعات حزب واقع در سرچشمه تهران در جلسه ای که برای بررسی انتخابات ریاست جمهوری آینده برگزار می شد، رخ داده و منجر به شهادت آیت الله بهشتی و جمع زیادی از اعضای حرب جمهوری اسلامی نماینده مجلس شورای اسلامی و هیئت دولت عضویت داشتند، شد.
شهید باکری در وصیت نامه خود، پس از ذکر نکات و توصیه هایی چنین می نویسد: انشااله وقتی که به سنی رسیدید که توانستید این وصایا را درک نماید هرچند روز یکبار این وصیتنامه را بخوانید.
شهید «سلمان ایزدیار» در سال 1339، در کرج چشم بهجان گشود. سلمان تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان ادامه داد و بهعنوان پاسدار و با سمت فرمانده گردان در کربلای یک حماسهآفرینی کرد و در یازدهم تیرماه 1365، بهشهادت رسید. تربت پاک شهید در گلزار شهدای «جواد آباد» نمادی از ایثار و پایداری در راه وطن است.
خلاصهای از زندگی برادر رزمنده "سعید باقی نژاد خاقاجانی " از زبان پدر ایشان
شهید باقی نژاد در وصیت نامه خود چنین می گوید: برادران و خواهران و تمام کسانی که وصیت من به گوشتان می رسد بدانید که مرگ حق است، که اگر به طرف او نرویم او به طرف ما میآید؛ پس گریزی از مرگ نیست.
دو نامه خواندنی از شهید غلامرضا باقی نژاد حاجی محمدی
شهید باقی نژاد می نویسد: وقتي كه به خواب رفتم امام خميني را در خواب ديدم، تا خواستند شروع به صحبت كنند، گفتم صبر كنید تا بروم قلم بياورم. زمانی که برگشتم ديدم چهره شان عوض شده و به صورتی نورانی در آمد. من همان جا به وجود ایشان پي بردم و شناختمشان؛ چون تمام اوصاف حضرت محمد (ص) را ديدم . خلاصه موقعيت را درك كردم و تقريبا به حمد افتادم. خيلي كوچكتر از آن هستم كه در نامه تفكرات خودم را برايتان نقل كنم.