شهيد كورش آستين فشان فرزند على در تاريخ 6 مرداد 1336 برخاسته از دامان پدر و مادری متدیّن و محب اهل بیت(ع) در محمودآباد به دنيا آمد. در 15 خرداد 1359، لباس سبز پاسداری را بر تن کرد. آرزویش پیروزی انقلاب و شهادت در راه خدا بود. دیدگاهش این بود که شهید، همیشه زنده و شهادت در راه خدا، از عسل شیرین تر است.
از دوست شهید نقل است که ایشان به همراه جمعی از دوستان، در ماه محرم یکی از سال ها با چادر مشکی مادرانشان برای عذاداری امام حسین(ع)، در خرابه ای خیمه به پا کردند.
هرگز دست از يارى امام برنداريد چون كسى كه امام را يارى نكند مانند كسانى است كه در كربلا حسينِ زهرا را تنها گذاشتند و كسانيكه با او مخالفت كنند مانند كسانىاند كه با امام حسين (ع) مخالفت كردند.
سردار ابراهيم موسى پسندى به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. نهم ارديبهشت 1362 با سمت قائم مقام لشگر 25 كربلا در اهواز بر اثر سانحه رانندگى به شهادت رسيد.
او سه بار بهجبهه اعزام شد؛ آخرینبار با عشق و علاقه فراوان به امام (ره) پس از گذراندن امتحانات خرداد ماه سال 1367، بهجبهه رفت و در نهایت در اول مردادماه همان سال، در یکی از پاتکهای دشمن که به مرحله اجرا درآمد پس از دلاوریهای فراوان به شهادت رسید.
او قبل از شهادت بهدرجه جانبازی رسید و با پنجاهدرصد جانبازی با افتخار و سربلندی بعد از اتمام جنگ در زادگاهش، روستای نجمآباد در اداره مخابرات مشغول کار و فعالیت میشود.
مجموعه نامه های شهید مفقود الپیکر "سیاوش جوان بخش "
از نامه هایی که شهید جوان بخش به خانواده خود فرستاده،نامه تبریک سال نو در فروردین 66 است، وی روز سیزدهم عید را در سنگر به دیده بانی گذرانده و نامه اش پر از ابراز علاقه به مادر است.
مادر شهید سیاوش جوانبخت، در حسرت دیدار مجدد فرزند رشیدشان نشسته اند. از آنجایی که اثری از پیکر مطهر ایشان بدست نیامده است گفته اند: آرزومندم با اسراء برگردد و خوشحالمان سازد.
نامههاي بيقابل از پشت كوههاي سر بهفلك كشيده حلبچه برايتان ميفرستم و ضمناً پدر عزيزم و مادر مهربانم، اميدوارم حرف تلخي ننوشته باشم كه ناراحت شويد. من خيلي شما را دوست دارم تمام.
شهید «طهماسب قادری نیری» در دستنوشتههای خود آورده است: «خدایا! خودت گفتنی مرا بخوان تا اجابت کنم و غیره ... مقصود اینست که چشمانمان را باز کنیم. و هر چه زودتر توجه کنیم در حال حاضر این زمان، زمان توبه است.»