پس از فرمان امام قدس سره، با خواهش و التماس موافقت مادرش را جهت اعزام به جبهه جلب نمود. پس از امضا ورقه بوسیله مادرش، خطاب به مادرش گفت ورقه ی شهادتم را امضا کردی!
شهید ابراهیمی در آخرین نامه خود به همسرش نوشت: مشخص نیست، شاید از حمله سالم برگشتیم، شاید مجروح شدیم و شاید هم خدا گناهانمان را بخشید و به لقاء خودش برد. شاید این نامه آخرین نامه ام باشد....
این شهدا حق زیادی بر گردن ما دارند این وصیت نامه ها که این عزیزان شهدا می نویسند را مطالعه کنید چنانچه که امام عزیز می فرماید: 50 سال عبادت کرده اید یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را برگیرید و مطالعه کنید. از شما می خواهم وصیت نامه ی مرا نیز مطالعه کنید.
شهید «علیرضا آخوندی» در وصیت نامه اش می نویسد؛من این راه سرخ را آگاهانه انتخاب کردم تا در قیامت نزد امام حسین(ع) شرمنده نشوم به جبهه آمدم تا با جهادم در نبرد بر علیه کفر با مجاهدان الهی شریک بشوم.
نوید شاهد - سردار جانباز علی رضا موحد دانش در تاریخ 13 مرداد 1362 در عملیات والفجر 2 در منطقه حاج عمران، در حالی كه فرماندهی تیپ 10 سید الشهدا (ع) را بر عهده داشت به آرزوی دیرینه خود رسید.
«شهید امیر شفیعی امینی» در آخرین بند وصیت نامه اش نوشته است؛ خواهش می کنم که گریه بکنید ولی برای من نه، بلکه برای امام حسین که بهترین نمونه انسانیت است گریه کنید امام حسین از من بیشتر رنج کشید و من هیچ رنجی نکشیده ام.
احمد كلاگر، چهاردهم فروردين 1345 در شهرستان نوشهر ديده به جهان گشود. پدرش نبى الله كشاورز و مادرش فاطمه خانه دار بود. احمد با شهادت یکی از دوستانش، هوای رفتن به جبهه را نمود و همیشه سفارش می کرد که سنگرهای ما را خالی نگذارید. بعد از ما به جبهه بیایید و راه شهدا را ادامه دهید.
شهید «حسنعلی کریم زاده بادرود» در وصیت نامه اش می نگارد؛ مادرم جهادت در این است که صبر داشته و صابر باشی و به شهادت فرزندانت خم به ابرو نیاوری و مرتب بچه هایت را به جنگ و جبهه تشویق کنی
شهید اسماعیلی بمنیری در وصیت نامه خود نوشت: بدانيد همه مى رويم، كمى به خود بيائيد و به خود فكر كنيد، ببينيد براى چه زنده هستيد، هرچه زندگى مى كنيد براى شكم است يا براى خدا؟
شهید اسماعیلی مرحله نهائی تکامل انسان را همراه با شهادت و مرگ آگاهانه می دانست. معتقد بود که آخرین مرحله رسیدن به خدا داشتن شهامت و فیض شهادت است. او سرانجام به این مرحله رسید .
شهید آقاباقری در دوران انقلاب دست به فعالیت های فداکارانه ای زد. همین فعالیت های او باعث شد که بارها از جانب منافقین مورد تهدید واقع شود و در نهایت با شلیک مستقیم گلوله توسط آنها به شهادت رسید.
شهید حسین کامیابی میگوید: بهخوبی، این دیگر برای همه روشنشده، «خاص» را خداوند انتخاب میکند و برادرانی در اینجا هستند که بسیار مومن و در حملات هم شرکت داشتهاند ولی زمان و مکانش بهدست خدای قادر متعال است.