نویدشاهد - صفحه 147

نویدشاهد

خانواده اش را به ضامن آهو سپرد

نوید شاهد خراسان جنوبی در سالگرد شهادت شهید "رمضان پالیز" بخشی از زندگینامه این شهید بزرگوار را منتشر کرد. وی چند روز قبل از شهادت، همراه همسر و فرزندانش به زیارت امام هشتم(ع) مشرف شده و ایشان را به آقا می سپارد .

برپایی نمایشگاه شهدا و ایثارگران

نمایشگاهی با تصاویری از شهدا و ایثارگران خراسان شمالی و همچنین ماکتی از عملیات کربلای 5 در روستای ناوه برگزار گردیده که در ادامه گزارش تصویری نوید شاهد از این نمایشگاه را می بینید.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 19

سلاح اذان؛ روایت آزاده عبدالله قادری

با صدای سوت مخصوص، همگی در مقابل آسایشگاه جمع شدیم، اما این بار قضیه گرفتن آمار نبود و گویا می خواستند وسایلمان را تفتیش کنند. آن روز کار بازرسی وسایل آن قدر به طول انجامید که با اذان ظهر مصادف شد. سپس از هر آسایشگاه یک نفر برخاست و هر ده نفر- به تعداد آسایشگاهها- شروع به گفتن اذان کردند، اما سربازان عراقی وارد عمل شدند تا بلافاصله صدای موذنها را خاموش کنند.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 18

اذان، پشت میله های تهدید؛ روایت آزاده حاج فتاح محمدی

درغروب یکی از روزهای پر دغدغه اسارت، در اتاق تبعیدگاه شروع به گفتن اذان کردم. این اتاق در گوشه اردوگاه موصل 4 (3 قدیم) قرار داشت و معمولا افراد مشخصی- که بیشتر روحانی بودند- در آن زندانی می شدند.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 17

مچ گیری عراقی؛ روایت آزاده اصغر زاغیان

او دستهایش را از پنجره بیرون برده تا با گرد و خاک لبه بیرونی پنجره تیمم کند، اما درهمین لحظه نگهبان عراقی سر می رسد و آن صحنه دردناک شکل می گیرد.
گفت‌وگو با خواهر مداح شهید مدافع حرم محمد آژند

فراز آخر زیارت عاشورا را خواند و راهی عملیات شد

شهید مدافع حرم «محمد آژند» ۲۷ تیرماه سال ۱۳۵۹ در تهران به‌دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ادامه داد. سپس وارد سپاه شد تا راهی را شروع کند که به شهادت ختم شد. این مداح اهل بیت (ع) بعد از حضور در جبهه مقاومت در ۲۱ دی ۱۳۹۴ در منطقه «خان‌طومان» سوریه به شهادت رسید.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 16

سهمیه بندی؛ روایت آزاده عبدالله قادری

یکی از حیله های دشمن برای اذیت و آزار ما این بود که سهمیه آب را آن قدر کم می کردند تا قادر به وضو گرفتن و انجام طهارت نباشیم. عراقیها ما را – که حدود 150 نفر بودیم – از ساعت 4:30 بعد از ظهر تا 8 صبح روز بعد در داخل آسایشگاه حبس می کردند و برای این تعداد، تنها 6-5 حلب آب در نظر می گرفتند. به همین دلیل ما آب را سهمیه بندی می کردیم تا با مشکلات کمتری مواجه شویم.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 15

بهداشت عراقی؛ روایت آزاده علی کشاورزی صدیق

عراقیها از راههای مختلف ما را تحت فشار گذاشته بودند: گرفتن آمار به صورت سجده، کم کردن سهمیه نان و غذا، خرابی مصنوعی توالتها، قطع برق به هنگام «داخل باش» ظهر آن هم در منطقه رمادیه که گرما بیداد می کرد، تحمیل تلویزیون، تعویض ارشد بعضی آسایشگاهها – که از نظر آنان مخالف محسوب می شدند- و بالاخره قطع آب که رگ حیاطی ما در اسارت بود.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 14

نماز شکر پس از شکنجه عراقی ها!؛ روایت آزاده سید محمد سادات رضوی

هنگاهمی که بچه ها نماز شب می خواندند، چند نگهبان تعیین می کردیم تا چنانچه مامورین آمدند، فورا به بچه ها اطلاع دهند. شاید برخی تصور کنند که اسرا در طول روز کاری نداشتند و راحت می خوابیدند تا شبها برای نماز برخیزند، اما واقعیت چیز دیگری بود. اگر کسی می خواست بعد از ظهر بخوابد، سزایش شلاق بود.
خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 13

دزدی سرنماز؛ روایت آزاده ابراهیم نصر آبادی

وقتی سربازها وارد آسایشگاه شدند و دیدند حالت جماعت نیست ولی همه مشغول نماز هستند، با حالتی وحشیانه و تمسخرآمیز به صفوف نماز خوانها ریختند. داخل صف نماز، یکی مهر ها را بر می داشت، یکی کلاههای برادران را – که به صورت عرق چین مخصوص نماز درست کرده بودند- و یکی عباها را- که از پتو درست شده بود.

برگزاری یادواره شهدای چهار بید

یادواره شهدای چهار بید در عاشورای حسینی برگزار شد.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی /روایت بیست و هشتم

درست چهار ماه است که به خانواده ام نامه ننوشته ام. قبلا نامه می نوشتم حتی بعضی از مسائل دینی و مذهبی را برایشان مختصرا توضیح می دادم که تقریبا جنبه ي ارشادي داشت ولی متأسفانه هیچ کدام از نامه ها به دستشان نمی رسد زیرا حزب بعث نامه هاي اسرا را کنترل می کند و هر نامه اي که چیزي درباره ي اسلام در آن نوشته شده باشد به خانواده ي اسرا نمی رساند.

انقلاب ایران همان انقلاب حسینی است

از شما می خواهم که کاری بکنید که حسین کرد و کاری کنید که زینب کرد تا آنجا که می توانید برای این انقلاب اسلامی کوشش کنید. این انقلاب همان انقلاب حسینی است که در سرزمین کربلا بود و امام نیز راه حسین را می رود آنهایی که می گویند اگر در دوران امام حسین بودیم شمشیر می گرفتیم و می جنگیدیم اگر صداقت دارید این حسین و این انقلاب.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/روایت بیست و هفتم

می دانید براي من چقدر مشکل است که آن واقعه ي عجیب و باور نکردنی را برایتان تعریف کنم؟ باور کردن آن نیز شاید براي شما مشکل باشد. شاید در دنیا عده ي معدودي باشند که این داستان را در روزنامه ي شما از زبان یک اسیر بخوانند یا بشنوند و باور کنند، ولی اگر در دنیا یک نفر باشد که این حرف مرا باور کند برایم کافیست.

تصاویر منتشر نشده شهید سردار مصطفی کلهری

مصطفی کلهری فروردین 1338 در قم متولد شد. وی تحصیلات خود را تا پایان دوره راهنمایی در زادگاهش گذراند. پاسدار بود. شهید کلهری فرمانده گردان سیدالشهدا (ع) لشگر ۱۷ علی‌بن ابیطالب (ع) بیست و پنجم بهمن‌ماه ۱۳۶۴، در جزیره مجنون به شهادت نایل گردید. تصاویر این شهید والامقام برای علاقمندان در نوید شاهد منتشر شد.
طراحی و تولید: ایران سامانه