آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۲۶۹۱
۱۰:۱۳

۱۴۰۵/۰۷/۱۶

یادداشت/ به کدامین گناه؟؛ «پنج رؤیای ناتمام»

پنج زندگی در ایلام؛ از نوجوانی تا نوزادی چهارماهه، قربانی جنگ ناجوانمردانه رژیم منحوس آمریکایی - صهیونی شدند و رؤیاهایشان ناتمام ماند. روایتی از شهیدان: «محمدحسام»، «سانیا»، «سیده مهدیس»، «نیلا و رایان»؛ پنج نامی که یادآور حق کودکان و نوجوانان برای زندگی، آرامش و آینده‌اند. در روز جهانی کودک نام این فرشته‌های آسمانی را گرامی می‌داریم.


به گزارش نوید شاهد ایلام؛ امروز، روز جهانی کودک است؛ روزی برای خنده‌های کودکانه، برای دست‌های کوچک، برای چشم‌هایی که باید آینده را ببینند و قد بکشند…

اما در ایلام، مادرانی هستند که امروز را با عکس فرزندشان آغاز می‌کنند؛ مادرانی که به جای بستن بند کفش کودکانشان، قاب عکسشان را در آغوش می‌گیرند و به جای شنیدن «مامان»، 
با سکوت سنگین یک قاب روبه‌رو می‌شوند…

اینجا، پنج زندگی ناتمام است؛ پنج رؤیا که جنگ، پیش از آنکه به پایان برسند، نقطه گذاشت.

«محمدحسام مهدیان»؛ نوجوانی که باید دست در دست پدر و مادرش از آینده و امید می‌گفت، اما هر سه، در آتش جنگ رمضان، با هم آسمانی شدند؛ پدر، مادر و نوجوانی که قرار بود سال‌ها کنار هم پیر شوند، اما سهمشان از دنیا، یک قاب عکس شد…

«سانیا مهدی‌پور»؛ نازدانه ای که هنوز باید صدای پدرش را از پشت در می‌شنید، هنوز باید قصه‌های شبانه می‌شنید و در آغوش مادرش قد می‌کشید… اما جنگ، پدر را از او گرفت و خودش نیز در کنار پدر، به آسمان پر کشید… و مادر را در حسرتی دائمی از نشنیدن صدایت 
فرو برد.

«نیلا خسروی»؛ دختری که هنوز باید الفبای زندگی را می‌آموخت، مدرسه می‌رفت، می‌نوشت، می‌خندید و برای فردایش رؤیا می‌ساخت…

و «رایان خسروی»؛ تنها چهار ماهه، آن‌قدر کوچک که هنوز دنیا را نشناخته بود؛ اما جنگ، پیش از آنکه فرصت شناختن جهان را پیدا کند، او را از دنیا گرفت…

سیده «مهدیس حمیدی»؛ دختر دانش‌آموزی که هنوز باید با کیف و دفترش راهی مدرسه می‌شد، کنار همکلاسی‌هایش می‌نشست، با آنها می‌خندید و برای فردایش رؤیا می‌ساخت... 
اما جنگ، کودکی‌اش را ناتمام گذاشت؛ مهدیس را از آغوش مادر و از کنار همکلاسی‌هایش گرفت و نامش را برای همیشه در میان شهدای مظلوم ایلام جاودانه کرد؛ دخترکی که جای خالی‌اش هنوز در کلاس، بر روی نیمکت و در دل مادرش پیداست…

پنج نام؛ پنج رؤیای ناتمام؛ پنج زندگی که می‌توانستند ادامه داشته باشند.این‌ها فقط پنج نام در یک فهرست نیستند.

اگر جنگ نبود، محمدحسام امروز کجا بود؟
اگر موشک‌ها و آتش نبودند، نیلا چه می‌نوشت؟
رایان امروز چند ماهه بود؟
سانیا هنوز دست پدرش را می‌گرفت؟
مهدیس امروز چه آرزویی برای فردایش داشت؟

هیچ‌کس پاسخ این «اگرها» را نمی‌داند…
فقط مادرانشان و خانواده می‌دانند که بعضی داغ‌ها، هیچ‌گاه قدیمی نمی‌شوند؛فقط قاب عکس‌ها می‌دانند که بعضی لبخندها برای همیشه در همان سن و سال می‌مانند. به کدامین گناه، رؤیاهایی که هنوز فرصت شکوفا شدن نیافته بودند، ناتمام ماندند؟

امروز اگر از «روز جهانی کودک» سخن می‌گوییم، یادمان نرود کودکانی هم بودند که حقشان فقط کودک بودن بود؛ حقشان بازی، مدرسه، آغوش مادر، دست پدر و رؤیای فردا بود.

و در کنار آنان، نوجوانی بود که او نیز حق داشت فردایش را ببیند؛ حق داشت بزرگ شود، آینده بسازد و سال‌های بیشتری کنار پدر و مادرش زندگی کند.

ستاره‌هایی که دیگر بزرگ نمی‌شوند، اما نامشان تا همیشه در آسمان این سرزمین خواهد ماند.کودکی، حق همه کودکان است؛ و زندگی و آینده، حق هر نوجوانی که هنوز فرصت بزرگ‌تر شدن دارد.

 

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه