«عطر ناتمام»؛ از خانه ساده کرمانی تا جبهههای دفاع، روایت زندگی شهید سیفالدینی
به گزارش نوید شاهد کرمان، آیین رونمایی از کتاب «عطر ناتمام» نوشته حنانه بهزادیان، با محوریت زندگی، خاطرات و ویژگیهای شخصیتی شهید محمدحسین سیفالدینی، با حضور جمعی از مسئولان، خانواده شهید و فعالان فرهنگی در سالن جلسات خواجوی کرمانی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان کرمان برگزار شد.

کتاب «عطر ناتمام» بخشی از زندگی شخصی و دوران حضور شهید سیفالدینی در جبهههای دفاع مقدس را از خلال خاطرات خانواده و نزدیکان او روایت میکند؛ روایتی که در کنار حوادث جنگ، تصویری از زندگی خانوادگی، باورها و ویژگیهای شخصیتی این شهید ارائه میدهد.
سرهنگ «حجتالله پاداش»، مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمان، در این مراسم با تأکید بر اهمیت ثبت زندگی شهدا، اظهار کرد: روایتهای مکتوب میتوانند بخشی از حقیقت و تجربه دوران دفاع مقدس را از حافظه فردی فراتر برده و به نسلهای آینده منتقل کنند.
وی افزود: کتابهایی که بر پایه خاطرات خانواده، همرزمان و نزدیکان شهدا نوشته میشوند، فرصت شناخت ابعاد کمتر دیدهشده شخصیت شهیدان و آشنایی با سبک زندگی، باورها و روحیه ایثار و فداکاری آنان را فراهم میکنند.
«احمد وفایی»، مدیرکل کتابخانههای عمومی استان کرمان نیز کتاب را یکی از ماندگارترین ابزارها برای ثبت زندگی و شخصیت شهدا دانست و گفت: ثبت خاطرات و زندگی شهدا در قالب کتاب، روایت یک زندگی را از یک خاطره فردی به بخشی از حافظه فرهنگی جامعه تبدیل میکند.
وی با اشاره به ظرفیت کتابخانههای عمومی در معرفی آثار دفاع مقدس، افزود: این مراکز میتوانند با معرفی و عرضه این آثار و برگزاری برنامههای فرهنگی، زمینه دسترسی بیشتر نوجوانان و جوانان به روایتهای مرتبط با شهدا را فراهم کنند.
در این آیین همچنین با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان سیفالدینی و برهانی، از خانوادههای شهدا به پاس نقش آنان در حفظ و انتقال خاطرات و روایت زندگی عزیزانشان تجلیل شد. در پایان مراسم، با حضور مسئولان، خانواده شهید سیفالدینی و جمعی از فعالان فرهنگی، از کتاب «عطر ناتمام» نوشته حنانه بهزادیان رونمایی شد.
گفتنی است، شهید محمدحسین سیفالدینی ۲۶ آذر ۱۳۴۲ در کرمان و در خانوادهای متدین و مذهبی متولد شد. در ۱۹ سالگی ازدواج کرد و زندگی مشترک سادهای را آغاز کرد. بهدلیل شرایط شغلی مدتی در شهربابک و بم زندگی کرد و پس از بازگشت به کرمان، صاحب دختری به نام «زینب» شد. مدتی بعد راهی جبهه شد و در جریان عملیاتهای مختلف چندین بار مجروح شد. سرانجام در ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ و در عملیات والفجر ۸ بر اثر حمله شیمیایی مجروح شد و پس از طی دورههای درمان در بیمارستانهای اهواز، تهران و کرمان، سالها با عوارض ناشی از این مجروحیت دستوپنجه نرم کرد و در مرداد ۱۳۶۷ به شهادت رسید.