با هم مهربان باشید و کینه را از دل خود برکنید + دستخط
به گزارش نوید شاهد البرز، شهید سیدتقی شجاعی در هشتم اسفندماه سال ۱۳۴۳ در کرج دیده به جهان گشود. پدرش سیدمحمد و مادرش مریم نام داشتند. وی تحصیلات خود را تا مقطع سیکل ادامه داد. شهید شجاعی با آغاز دوران دفاع مقدس از طریق بسیج به جبهههای نبرد اعزام شد و در راه دفاع از میهن اسلامی به مبارزه پرداخت. سرانجام در ۲۲ مهرماه سال ۱۳۶۱ در منطقه سومار با اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای امامزاده محمد(ع) کرج به خاک سپرده شد و نام و یاد او در شمار شهدای سرافراز دفاع مقدس ماندگار شد.

بسم رب الشهداء و الصدیقین
«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فِی سَبِیلِ اللّهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون»
(مپندارید آنهایی که در راه خدا کشته میشوند، مردگاناند؛ بلکه زندهاند و نزد خدای خود روزی دارند.)
شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع و شهادت مقطعی از حرکت تکاملی است که انسان به وجود مطلق میپیوندد. هیچ اجباری در این انتخاب نیست که پیداشدن راه رشد و انسانیت از طغیان و زبونی و آینده در قالب انتخابی سرنوشتساز تشکیل خواهد شد و ملاقات حق متضمن کوشابودن و به سوی کوشیدن است.
سلام بر رهبر کبیر انقلاب و یاریکننده مستضعفان و درود بر شهیدان گلگونکفن و رزمنده در جبهههای حق علیه باطل. وصیت اینجانب به برادران و خواهران رزمنده و مسلمانان این آب و خاک این است که کسی که در راه خدا کشته شود، هرگز نمیمیرد؛ بلکه زنده است و نزد خدا روزی میخورد و کسی که به جبهه حق علیه باطل میرود، از روی آگاهی و ایمان قوی به آنجا میرود. هیچ زوری او را به جبهه نفرستاده است؛ بلکه خود آن فرد است که به حرف خدا گوش داده و ایمان به الله را انتخاب کرده و به سوی آن پرواز میکند و زور در مورد ایمان معنی ندارد. پس من وظیفه شرعی خود دانستم که با ایمانی که به خدا و روز قیامت داشتم، پای به عرصه جهاد گذارم که شاید خدا یاریمان کرد و توانستیم از گناهان پاک شویم و به وعده خودمان عمل کرده باشیم.
چند وصیت به پدر و مادرم و دوستان و آشنایان عرض میکنم:
۱. با یکدیگر مهربان باشید و اتحاد و یگانگی داشته باشید، پشتیبان ولایت فقیه باشید، در خط امام قرار بگیرید.
ای پدر و مادر عزیز، مرا حلال کنید که من نتوانستم به پیش شما بازگردم. خواست خداوند متعال بود که من برنگردم. ای پدر و مادر عزیز، با همسایگان مهربان باشید و عطوفت داشته باشید؛ به خانه دوستان و همسایگان بروید و کینه را از دل خود برکنید؛ در مسجد، سینهزنیها را برپا کنید که این زجه و نالهها شما را به پیروزی میرساند.
ای مادر و پدر عزیزم که مرا بزرگ و تربیت نیکو کردهاید، من میدانم که باعث ناراحتی و زحمات شما بودهام، مرا ببخشید و از زحمات و رنج بسیار شما سپاسگزارم. ای مادر، شیرت را حلالم کن. خدا از تو راضی باشد.
ای پدر و مادر، کینه و حسودی را از خود دور کنید که در این دنیا دو چیز باقی میماند: خوب و بد. پس اینها را از خود دور کنید و باهم مهربان باشید.
وصیت دیگر من این است که من را در امامزاده محمد کرج دفن کنید. درضمن، آن دوچرخه را بفروشید و پولش را به حساب جنگزدگان بگذارید.
خداوند به شما صبر و پایداری عنایت کند. دیگر سفارشی ندارم.
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار.
والسلامعلیکمورحمةاللّهوبرکاته.
درود بر رهبر کبیر انقلاب، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و سلام بر شهیدان به خون خفته.


انتهای پیام/