شهادت در راه اسلام را بهتر از مرگ در بستر دانستم
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید خسرو سهیمی در نخستین روز مهرماه سال ۱۳۴۴ در شهرستان کرج دیده به جهان گشود. پدرش نصرتالله و مادرش اقدس نام داشتند. او در خانوادهای باصفا و زحمتکش رشد کرد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در کرج سپری کرد.
شهید سهیمی تحصیلات خود را تا مقطع سیکل ادامه داد. با آغاز دوران جوانی و شکلگیری روحیه مسئولیتپذیری و دفاع از میهن، به بسیج پیوست و از طریق بسیج راهی جبهههای دفاع مقدس شد.
او در جریان حضور در جبهه، در کنار رزمندگان اسلام به دفاع از مرزهای میهن پرداخت و سرانجام در هجدهم فروردینماه سال ۱۳۶۶، در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به جمع شهیدان والامقام دفاع مقدس پیوست.
پیکر مطهر این شهید پس از تشییع، در آستان مقدس امامزاده محمد(ع) کرج به خاک سپرده شد تا مزارش یادمانی برای خانواده، دوستان و مردم کرج و نسلهای آینده باشد.
شهید خسرو سهیمی با نثار جان خود در راه دفاع از ایران اسلامی، نام و یاد خود را در دفتر پرافتخار شهدای شهرستان کرج ماندگار کرد.
در ادامه متن وصیت نامه شهید خسرو سهیمی را بخوانید.
بسمالله الرحمن الرحیم
«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیًّا وَلِیُّ اللَّهِ وَ حُسَیْنٌ ثَارُ اللَّهِ»
با سلام و درود بر آقا امام زمان(عج) و نایب برحقش امام خمینی(ره) و همه شهدای اسلام؛ از اولین شهید اسلام تا آخرین شهدای غرب و جنوب ایران، بهخصوص جنگ تحمیلی که ندای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی» را لبیک گفتند و به معشوق پیوستند.
شهادت میدهم که دین خدا برحق است و محمد(ص) فرستاده او میباشد و علی(ع) و فرزندانش جانشینان آن حضرت میباشند.
بار خدایا! تو خود آگاهی که تلاش و پیکار ما از آن جهت نیست که به جایگاه قدرتی برسیم یا چیزی از کالای بیارزش دنیا را به چنگ آوریم؛ از آن جهت است که نشانهها و پرچمهای دین تو را برافرازیم و در شهرهای تو شایستگی را پدید آوریم.
و ای مردم، و ای کسانی که در پی امرار معاش خود، دنیا را رها نمیکنید، هشدارتان باد که زندگی شما و هستی شما به روی خون مقدس و پاک شهیدان سوار شده است؛ شهیدانی که دنیا را محل گذر و کششهای آن را فریب و فریبهای آن را وسوسه شیطان دانستند و با ارادهای پولادین به تمامی آنها پشت پا زدند و سرمشق و راه و روش زندگی را به آیندگان آموختند.
اکنون که موقع یاری دین خدا و نهضت پیامبر(ص) و راه امام حسین(ع) رسیده است، آن عده از افرادی که خود را مؤمن به اسلام و قرآن میدانند، باید به حسابرسی از خود بپردازند.
و اما در مورد خودم میگویم که بندهای بودم گنهکار و روسیاه و خود به درون خود آگاهم که چهها کردهام؛ ولیکن آنگاه که وظیفه خود احساس کردم، لحظهای درنگ را جایز ندانستم و خدای سبحان را گواه میگیرم که برای اجرای دستور اسلام که از جانب رهبر عزیزمان، امام خمینی(ره)، ابلاغ شد، از جان و دل دست شستم و به این راه آمدم؛ چون خود میخواستم و شهادت در این راه، که راه اسلام باشد، بهتر از مرگ در بستر دانستم.
و شما ای پدر و مادر عزیز و گرامی که عمری برای من زحمت کشیده و شب را به صبح رسانیدهاید، از شما تشکر و قدردانی میکنم. شما عمری در رشد و تربیتم کوشیدید. خوشحال باشید که فرزندی دارید که در راه خدا، به حمایت از دین خدا و برای سرکوبی دشمنان این انقلاب و اسلام، جان ناقابلش را تقدیم کرد.
شما مرا بزرگ کردید که در پیری عصای دست شما باشم؛ اما انقلاب و اسلام به من و امثال من خیلی احتیاج داشت؛ چونکه دشمنان اسلام قصد از بین بردن اسلام و انقلابمان را داشتند.
امیدوارم که خدا اجر عظیمی به شما بدهد. امیدوارم که به بزرگواری خودتان مرا ببخشید و حلالم کنید.
و اما شما ای برادران عزیز و گرامی، امیدوارم که اگر بدی از من دیدید، حلالم کنید.
اگر یک موقع برادر خوبی برای شما نبودم و حرفهای شما را گوش نکردم، مرا ببخشید. از شما میخواهم که همیشه در راه انقلاب و امام قدم بردارید. مبادا خدای ناکرده پشت به این انقلاب بکنید!
و اما خواهر، سخنی نیز با تو دارم. خواهر عزیز و گرامی، میبخشی که نتوانستم کار خوبی برایت و حق برادری را انجام دهم. شرمندهام و امیدوارم که همچون حضرت زینب(س) شجاع باشی. و مبادا گریه بکنی!
پدر و مادر عزیزم، مبادا در سوگ من ناراحتی کنید. اگر ناراحت شدید، بروید پیش خانوادههای معظم شهدا و از آنها درس صبر و بردباری را فرا بگیرید.
اگر جنازهام نیامد، ناراحتی از خود نشان ندهید و اگر آمد، در گلزار شهدای امامزاده محمد(ص) دفنم کنید. دوست ندارم کسی که به این انقلاب و امام بد میگوید، در تشییع جنازهام شرکت کند.
از تمامی دوستان و آشنایان حلالیت میطلبم و امیدوارم که اگر حقی به گردن من داشتهاند و ادا نشده، مرا حلال کنند. باشد که خداوند از سر تقصیرات این بنده حقیر و گنهکار درگذرد.
در پایان، بار دیگر از پدرم و مادرم و برادرانم، آیت، کیومرث، محمود، فرهاد، علی، عمران و خواهرم، اکرم، و حسنآقا و خواهرزادههایم و همه فامیل و دوستان حلالیت میطلبم.
بار دیگر میگویم مبادا پشت به امام(ره) و انقلاب بکنید. از طرف من از همه دوستانم حلالیت بطلبید. برایم دعا کنید.
والسلام
ما هدیه به دوست جز سر و تن نکنیم
در بستر ناز میل مردن نکنیمما پیرو مرتضی، لشکرشکنیمدر معرکهها پشت به دشمن نکنیم
خدایا! ما به امام(ره) و اسلام وفادار خواهیم ماند.
«خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار، از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.»
خسرو سهیمی
۱۳۶۵/۱۲/۱۲

انتهای پیام/