از عکس امام تا گردان ۴۱۵؛ نوجوانی که پای اعتقادش ایستاد
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «حسین تاجیک» هنوز نوجوان بود که نشانههای مبارزه در زندگیاش آشکار شد؛ سفری پنهانی به تهران در سالهای مبارزه، نصب عکس امام خمینی(ره) در خانه و ایستادگی در برابر مأموران رژیم پهلوی، بخشی از خاطراتی است که مادرش از آن روزها روایت میکند. نوجوانی که پس از پیروزی انقلاب، راهی بسیج و کردستان و سپس جبهههای دفاع مقدس شد و در ادامه فرماندهی گردان ۴۱۵ لشکر ۴۱ ثارالله را برعهده گرفت. 
در ادامه خاطراتی پیرامون این شهید مرور می کنیم:
سفری که قرار نبود کسی از آن باخبر شود
مادر شهید میگوید: «تابستان سال ۱۳۵۶ بود. حسین به ما گفت میخواهم برای کار به بندر بروم. ما هم فکر کردیم واقعاً برای کار میرود؛ اما از بندر راهی تهران شده بود. وقتی برگشت، از او پرسیدم: "چرا بدون اینکه به ما بگویی به تهران رفتی؟" لبخند زد و گفت به خاطر مسائل سیاسی به تهران رفته و نمیخواسته کسی از این سفر خبر داشته باشد.» حسین هنوز جوانی کمسنوسال بود، اما اتفاقات سیاسی جامعه را با دقت دنبال میکرد.
عکس امام جای عکس شاه را گرفت
آذرماه سال ۱۳۵۷، روزهای انقلاب بود و مدارس به دلیل تظاهرات و اعتراضهای مردمی تعطیل شده بود. مادر شهید روایت میکند: «حسین به خانه برگشت و یک عکس از امام خمینی(ره) همراهش بود. چند عکس شاه و فرح روی دیوار خانه داشتیم. حسین آنها را پایین آورد، پاره کرد و عکس امام را جای آنها نصب کرد. من ترسیدم و گفتم: "مادر، این کار خطرناک است." گفت: "کسانی هستند که به خاطر انقلاب و حضرت روحالله جان خود را فدا میکنند. ما نباید عکس او را بزنیم؟"»
مبارزهای که دیگر پنهان نبود
فعالیتهای انقلابی حسین و «یوسف»، داماد خانواده، در روستا علنی شده بود. یک شب پس از درگیری با یکی از طرفداران شاه، گروهی از چماقداران مقابل خانه جمع شدند. مردان روستا به کمک حسین و یوسف آمدند و آنها را متفرق کردند. برای اینکه در امان باشند، راهی فاریاب شدند؛ اما نیمهشب مأموران پاسگاه به سراغشان آمدند و هر دو را دستگیر کردند.
«جاوید شاه» نگفتند
مادر شهید از آن شب میگوید: «در پاسگاه، حسین و یوسف را به میله پرچم بسته بودند. میخواستند مجبورشان کنند شعار "جاوید شاه" بدهند و به امام توهین کنند. اما حسین قبول نکرد. با اینکه میدانست ممکن است برایش دردسر درست شود، حاضر نشد از اعتقادش دست بکشد.»
از بسیج تا جبهه
با پیروزی انقلاب اسلامی، مبارزه حسین وارد مرحله تازهای شد. او به بسیج پیوست و سپس برای دفاع از انقلاب راهی کردستان شد و بعد از آن، مسیرش به جبهههای دفاع مقدس رسید. حسین دیگر آن پسربچه آرام روستای شادبهار نبود؛ تجربه میاندوخت، مسئولیت میپذیرفت و قدمبهقدم در مسیر فرماندهی قرار میگرفت.
از شادبهار تا گردان ۴۱۵ ثارالله
مسیر زندگی حسین تاجیک از یک کپر ساده در روستای شادبهار آغاز شد و به جبهههای دفاع مقدس رسید. او پس از حضور در عرصههای مختلف دفاع از انقلاب و کشور، به یکی از نیروهای مؤثر لشکر ۴۱ ثارالله تبدیل شد و فرماندهی گردان ۴۱۵ این لشکر را برعهده گرفت. پسری که مادرش روزی خواب «گاری پول» دیده بود، سالها بعد بزرگترین سرمایه زندگی خود را در راه دفاع از میهن و آرمانهایش تقدیم کرد و نامش را در تاریخ دفاع مقدس ماندگار ساخت.
برگرفته از کتاب :انار و آیینه
انتهای پیام/