۱۷ شهریور در مشهد؛ روزی که گلوله هم صدای مردم را خاموش نکرد

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، هفدهم شهریور ۱۳۵۷ یکی از روزهای ماندگار و سرنوشتساز در تاریخ انقلاب اسلامی است؛ روزی که کشتار مردم معترض در میدان ژاله تهران، آن را به «جمعه سیاه» معروف کرد و موجی تازه از خشم و اعتراض را در سراسر کشور به دنبال داشت. اما روایت این روز تنها به تهران محدود نمیشود. در مشهد نیز از نخستین روزهای شهریور، خیابانها آرامآرام چهره دیگری به خود گرفته بود؛ روزهایی که فضای شهر به تدریج ملتهبتر میشد. شهری که مردمش بیش از گذشته به خیابان میآمدند، صدای اعتراضشان بلندتر میشد و فاصله آنان با حکومت پهلوی هر روز بیشتر میشد.
مشهد؛ از آغاز شهریور در التهاب
مشهد از نخستین روزهای شهریور سال ۱۳۵۷ شاهد حضور گسترده مردم در راهپیماییها و تجمعهای اعتراضی بود. انتشار اعلامیههای علمای مبارز مشهد و پیامهای امام خمینی (ره)، در کنار حضور اقشار مختلف مردم، زمینه را برای شکلگیری اعتراضهای گستردهتر فراهم کرده بود. روحانیون انقلابی نیز با صدور بیانیهها و روشنگری درباره شرایط سیاسی کشور، مردم را به ادامه مبارزه و ایستادگی در برابر رژیم پهلوی دعوت میکردند. مسجدها، حوزههای علمیه و محافل مذهبی به کانونهایی برای آگاهیبخشی و سازماندهی اعتراضات تبدیل شده بودند و هر روز گروههای بیشتری از مردم به صف معترضان میپیوستند.
در چنین فضایی، خاطره سرکوب مراسم تشییع پیکر مرحوم شیخ احمد کافی در مردادماه همان سال نیز بر التهاب اجتماعی مشهد افزوده بود. برخی تاریخپژوهان این حادثه را از عوامل مؤثر در شکلگیری موج تازه اعتراضات در شهر میدانند؛ موجی که با آغاز شهریورماه شدت بیشتری گرفت و به حضور گسترده مردم در خیابانها انجامید.
در این میان، زنان مشهدی نیز حضوری چشمگیر در جریان مبارزات داشتند. آنان در توزیع اعلامیهها و حضور در راهپیماییها مشارکت فعال داشتند و حضور گستردهشان در عرصه اعتراضات، جلوهای تازه از همراهی اقشار مختلف جامعه با نهضت انقلابی مردم بود.
به این ترتیب، هفدهم شهریور در مشهد حادثهای جدا از روند تحولات آن روزها نبود؛ بلکه حلقهای از زنجیره اعتراضاتی بود که از هفتههای پیش آغاز شده و با هر روز، دامنه و شدت بیشتری پیدا میکرد؛ روندی که در نهایت مشهد را به یکی از کانونهای مهم مبارزات علیه رژیم پهلوی در ماههای پایانی حکومت شاه تبدیل کرد.
برکناری استاندار و ادامه اعتراضات
با بحرانیتر شدن شرایط، عبدالعظیم ولیان، استاندار وقت خراسان، در هفتم شهریور برکنار شد و محمدحسن سراج حجازی جایگزین او شد. دولت شریف امامی امیدوار بود تغییر استاندار بتواند از شدت اعتراضات در مشهد بکاهد، اما موج نارضایتی عمومی همچنان ادامه یافت.
نهم شهریور، خیابان طبرسی مشهد شاهد برخورد خونین مأموران رژیم با مردم بود. در جریان این اعتراضات، علیرضا مهدیزاده حکاک که نسبت به تیراندازی مأموران اعتراض کرده بود، هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. شهادت او موج تازهای از خشم و اعتراض را در مشهد به دنبال داشت.
راهپیمایی گسترده مردم در آستانه ۱۷ شهریور
پانزدهم شهریور، هزاران نفر از مردم مشهد پس از شرکت در مراسم ختم شهید مهدیزاده در خیابان راهنمایی، راهپیمایی گستردهای برگزار کردند و خواستار بازگشت امام خمینی (ره) به ایران شدند. این راهپیمایی در ادامه به بخشهای مختلف شهر گسترش یافت و مأموران رژیم برای متفرق کردن مردم در خیابانهایی مانند آبکوه، شاهرخ جنوبی، نادری و میدان شهدا از گاز اشکآور و تیراندازی استفاده کردند. روز شانزدهم شهریور نیز اعتراضات ادامه پیدا کرد و مردم مشهد در یکی از بزرگترین راهپیماییهای آن مقطع، سیاستهای دولت شریف امامی و شخص شاه را مورد اعتراض قرار دادند.
بازگشت آیتالله قمی و حادثه خونین فرودگاه
یکی از مهمترین رویدادهای هفدهم شهریور در مشهد، بازگشت آیتالله سیدحسن قمی پس از حدود ۱۲ سال تبعید بود. خبر بازگشت او باعث شد جمعیت زیادی از مردم برای استقبال راهی فرودگاه مشهد شوند. ازدحام جمعیت به اندازهای بود که مأموران امنیتی رژیم تصمیم گرفتند آیتالله قمی را با همان هواپیمایی که به مشهد آورده بود، به تهران بازگردانند. انتشار این خبر میان مردم، موجب درگیری شدید میان معترضان و نیروهای حکومتی شد.
در جریان این درگیریها مقابل پمپبنزین خیابان گاراژدارها و فلکه ضد، چهار نوجوان و جوان به نامهای جواد فلاحقلندرآبادی ۱۴ ساله، حسین حسینی ۱۴ ساله، احمد عرفانی ۱۸ ساله و جمال فریدزاده ۱۷ ساله کشته شدند و چند نفر دیگر نیز مجروح شدند. در نهایت آیتالله قمی در میان استقبال گسترده مردم وارد مشهد شد؛ اما همزمان با افزایش اعتراضات، حکومت تصمیم به تشدید برخوردها گرفت.
اعلام حکومت نظامی در مشهد
در هفدهم شهریور، حکومت نظامی در چند شهر بزرگ کشور، از جمله مشهد، اعلام و سرتیپ عبدالرحیم جعفری به فرمانداری نظامی مشهد منصوب شد. روز بعد، محدودیتهای بیشتری برای مردم اعلام شد؛ از جمله ممنوعیت رفتوآمد از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح، ممنوعیت اجتماع بیش از سه نفر و ممنوعیت حمل سلاح سرد و گرم.
با وجود این محدودیتها، اعتراضات مردم مشهد متوقف نشد. در پی کشتار مردم تهران در ۱۷ شهریور، در مشهد نیز سه روز عزای عمومی اعلام شد و تظاهرات پراکنده، اما مستمر در نقاط مختلف شهر ادامه یافت.
مشهد در مسیر انقلاب؛ نقش علما و روحانیون
بازگشت آیتالله قمی و پس از آن بازگشت آیتالله سیدعلی خامنهای از تبعید، به تقویت فعالیتهای انقلابی روحانیون مشهد انجامید. رهبر معظم انقلاب در نقل خاطرات خود درباره وضعیت شهر مشهد در این زمان، چنین بیان کردهاند: «اواسط سال ۵۷ بود که از تبعید بازگشتم، بنده وقتی از تبعید وارد مشهد شدم، آنچه در مشهد دیدم، برایم باورکردنی نبود و با اینکه ما در تبعید خبرها را میشنیدیم، اما آن واقعیت عظیمی بود، شب و روز در مشهد راهپیمایی بود و مردم به راهپیمایی عادت کرده بودند.»
آیتالله قمی در نخستین روزهای حضور خود در مشهد، ضمن زیر سؤال بردن مشروعیت رژیم پهلوی، خواستار آزادی زندانیان سیاسی، اجرای احکام اسلام و بازگشت تبعیدشدگان شد. از سوی دیگر، آیتالله سیدعبدالله شیرازی و دیگر روحانیون مبارز مشهد نیز با صدور اعلامیههایی، سرکوب مردم را محکوم کردند و خواستار ادامه مبارزات علیه رژیم پهلوی شدند. شدت گرفتن فعالیتهای روحانیون، نگرانی مقامات حکومتی را به دنبال داشت و در ادامه برخی از روحانیون شاخص مشهد دستگیر یا مجبور به مخفیشدن شدند.
آمار متفاوت قربانیان جمعه سیاه
درباره شمار کشتهشدگان حوادث ۱۷ شهریور، آمارهای متفاوتی در منابع تاریخی ارائه شده است. درباره مشهد نیز گزارشهای موجود ارقام متفاوتی را مطرح کردهاند؛ با این حال، بر اساس گزارش فرمانداری، در حوادث این روز چهار نفر کشته و ۱۰ نفر مجروح شدند. تفاوت آمار قربانیان در روایتهای مختلف، یکی از موضوعات مورد بحث در پژوهشهای تاریخی درباره حوادث ۱۷ شهریور است.
روزی که فاصله مردم و حکومت را بیشتر کرد
۱۷ شهریور ۱۳۵۷ تنها یک روز خونین در تقویم اعتراضات ایران نبود؛ این حادثه نقطه عطفی در روند انقلاب اسلامی به شمار میرود. سرکوب گسترده معترضان در تهران و همزمانی آن با تشدید اعتراضات در شهرهایی مانند مشهد، شکاف میان حکومت پهلوی و مخالفان را عمیقتر کرد. در مشهد نیز اعلام عزای عمومی، ادامه راهپیماییها و فعالیت گسترده علما و مردم نشان داد که اعمال حکومت نظامی نتوانسته است موج اعتراضات را متوقف کند. پس از این حادثه، اعتصابات و اعتراضات در سراسر کشور گسترش یافت و روند تحولات سیاسی ایران شتاب بیشتری گرفت؛ روندی که در نهایت چند ماه بعد به سقوط رژیم پهلوی انجامید.
«جمعه سیاه»؛ نقطه عطف انقلاب
هفدهم شهریور در ادبیات انقلاب اسلامی با عنوانهای «جمعه سیاه» و «جمعه خونین» شناخته میشود. این واقعه به یکی از نمادهای سرکوب مردم در سال پایانی حکومت پهلوی تبدیل شد و واکنش گسترده علما، گروههای سیاسی و مردم را در پی داشت. در مشهد نیز روحانیون مبارز با صدور بیانیه و اعلام عزای عمومی، این حادثه را محکوم کردند و بر ادامه مبارزه تأکید داشتند.
در نهایت، ۱۷ شهریور را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف سال ۱۳۵۷ دانست؛ روزی که خون معترضان در تهران و مشهد و دیگر شهرها، فضای سیاسی کشور را بیش از پیش ملتهب کرد و مسیر تحولات منتهی به انقلاب اسلامی را شتاب بخشید.
انتهای پیام/