آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۳۳۵
۱۲:۱۶

۱۴۰۵/۰۵/۳۱

خاطره/ سوژه

یکی از همرزمان شهید «ایرج مهرگانی» برایمان روایت می‌کند: «داشتم سفره صبحانه را پهن میکردم که ناگهان صدای شلیک بلند شد و سر جایم خشکم زد. وقتی به پشت سرم نگاه کردم دیدم همه‌ی بچه‌ها خیره به من شده بودند. نگاهی به خودم انداختم که یکی از بچه‌ها گفت: «خدای من، شانس آوردی که سرت را پایین بردی؛ تیر از چند سانتیمتری سرت رد شد. همین ماجرا برای بچه‌ها سوژه شده بود؛ سر به سر ایرج می‌گذاشتند»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید ایرج مهرگانی در سوم خرداد سال ۱۳۴۷ در دزفول دیده به جهان گشود. پدرش محمد نام داشت و دارای مدرک فوق دیپلم بود. وی پاسدار بود پس حضور در جبهه در ششم اسفندماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ جبهه شلمچه به فیض شهادت نائل آمد. مزار مطهر شهید در گلزار شهدای شهر صفی‌آباد زیارتگاه عاشقان است.

خاطره/ سوژه

متن خاطره:

یک روز صبح توی سنگر مشغول آماده کردن صبحانه بودم.

ایرج در حال تمیز کردن اسلحه اش بود.

رو به او کردم و گفتم: «ضامنه؟»

ایرج بلافاصله جواب داد: «آره.»

با خنده به او گفتم: «تو را به خدا اینقدر با این اسلحه ور نرو».

اما ایرج مشغول کار خودش بود. 

داشتم سفره صبحانه را پهن میکردم که ناگهان صدای شلیک بلند شد و سر جایم خشکم زد.

وقتی به پشت سرم نگاه کردم دیدم همه‌ی بچه‌ها خیره به من شده بودند. 

نگاهی به خودم انداختم که یکی از بچه‌ها گفت: «خدای من، شانس آوردی که سرت را پایین بردی؛ تیر از چند سانتیمتری سرت رد شد.» 

همین ماجرا برای بچه‌ها سوژه شده بود؛ سر به سر ایرج می‌گذاشتند و میگفتند: «هر کس تیر نخورده، بیاید سنگر ما، خودمان حسابش را میرسیم»

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه