آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۲۳۱
۰۷:۵۵

۱۴۰۵/۰۵/۳۱
معبر سرخ؛ روایت آخرین مجاهدت شهید ابوالفضل رمضانی در قلاویزان:

طنابی که با خون تخریبچی شهید رنگین شد

در میدان مین، هر قدم می‌توانست آخرین قدم باشد؛ اما تخریبچی‌ها پیش از همه وارد میدان خطر می‌شدند تا راهی امن برای عبور رزمندگان باز کنند. شهید ابوالفضل رمضانی در عملیات کربلای یک، با وجود جراحت و خونریزی شدید، تا باز شدن معبر از پای ننشست. روایت همرزمانش از آن شب، حکایت مردی است که خونش بر طناب سفید معبر ریخت و آخرین مسیر زندگی‌اش را به جاده‌ای برای عبور دیگران تبدیل کرد.


به گزارش نوید شاهد البرز، شهید ابوالفضل رمضانی، جوانی که سال‌ها در سنگرهای مختلف از علم و فرهنگ تا خدمت به محرومان و جبهه‌های نبرد حضور داشت، سرانجام در عملیات کربلای یک به واحد تخریب پیوست. در این قسمت، روایت آخرین روزهای زندگی او را از زبان هم‌رزمانش می‌خوانیم؛ روایتی از میدان مین قلاویزان، جراحتی سخت و معبری که با خون ابوالفضل رنگین شد تا رزمندگان از آن عبور کنند.
طنابی که با خون تخریبچی شهید رنگین شد



برای تخریب‌چی‌ها، میدان مین یکی از دشوارترین و خطرناک‌ترین نقاط عملیات بود. آنان باید پیش از حرکت نیروها وارد منطقه‌ای می‌شدند که هر قدم در آن می‌توانست با انفجار مین همراه باشد.

در چنین شرایطی، سرعت، دقت، شجاعت و آرامش اهمیت فراوانی داشت. یک اشتباه کوچک می‌توانست نه‌تنها جان تخریبچی، بلکه جان ده‌ها یا صدها رزمنده‌ای را که قرار بود از معبر عبور کنند، به خطر بیندازد.

شهید ابوالفضل رمضانی در عملیات کربلای یک، در منطقه قلاویزان مهران، یکی از همان مردانی بود که در خط مقدم خطر ایستاد تا راه برای دیگران باز شود.

بر اساس خاطره‌ای از حاج عبادالله قنبری، رزمنده‌ای که در آن عملیات در کنار ابوالفضل حضور داشت، در جریان باز کردن معبر، شهید رمضانی در میدان مین دچار جراحت شد. اما مجروح شدن او پایان کار نبود.

آغاز یک معبر

در روایت حاج عبادالله قنبری آمده است که پس از رسیدن به میدان مین، امدادگران را برای رسیدگی به وضعیت ابوالفضل فراخواندند. امدادگران مشغول بستن زخم او شدند و نیروهای تخریب به کار خود ادامه دادند.

آنچه در آن لحظات اهمیت داشت، باز شدن معبر بود.

قنبری و یکی دیگر از رزمندگان، کار باز کردن مسیر را ادامه دادند. طناب سفیدرنگی که مسیر معبر را مشخص می‌کرد، به تدریج با خون ابوالفضل رنگین شده بود.

این تصویر، یکی از تلخ‌ترین و در عین حال حماسی‌ترین تصاویر روایت شهادت اوست؛ تخریبچی‌ای که خونش بر مسیری ریخت که قرار بود رزمندگان از آن عبور کنند.

معبر باید کامل می‌شد.

دو رزمنده کار خود را تا پایان ادامه دادند و حتی سیم‌های خاردار حلقوی در انتهای میدان مین را نیز قطع کردند. دشمن هنوز متوجه باز شدن مسیر نشده بود.

معبر آماده شده بود.

برای اطمینان، نیروها چند بار طول مسیر را طی کردند و آن را وارسی کردند تا مبادا مین دیگری در مسیر باقی مانده باشد.

فرمانده گردان نیز وارد معبر شد و پس از رسیدن به انتهای مسیر، از باز بودن راه اطمینان پیدا کرد.

اکنون دیگر باید به سراغ ابوالفضل می‌رفتند.

لبخندی که هنوز بر لب داشت

در خاطره حاج عبادالله قنبری، تصویری ماندگار از آخرین دیدار با ابوالفضل روایت شده است.

خون زیادی از او رفته بود و جراحت، توانش را گرفته بود. ابوالفضل قدبلند و درشت‌اندام بود؛ اما آن زخم سنگین، بخش زیادی از توان جسمی‌اش را از او گرفته بود.

با این حال، چیزی در چهره‌اش تغییر نکرده بود.

لبخند همیشگی‌اش همچنان بر لبانش دیده می‌شد.

رزمندگان کارها را میان خود تقسیم کردند. یکی در ابتدای میدان ماند و دیگری در انتهای معبر مستقر شد. نیروهای گردان قمر بنی‌هاشم(ع) برای شکستن خط دشمن و آغاز عملیات وارد معبر شدند.

حالا لحظه‌ای فرا رسیده بود که همه تلاش‌ها باید به نتیجه می‌رسید.

درگیری آغاز شد.

دشمن مقاومت می‌کرد و آتش سنگینی را روی منطقه می‌ریخت. در سمت چپ میدان، چند تیربار سنگین دشمن فعال بودند و امکان پیشروی نیروها را دشوار می‌کردند.

در همین شرایط، قنبری نارنجکی برداشت و برای آخرین بار نگاهش به ابوالفضل افتاد.

دیگر رمقی برای او باقی نمانده بود.

وداعی کوتاه شکل گرفت و قنبری به سمت سنگر دوشکا رفت.

درگیری با دشمن آغاز شد و او نیز در جریان این درگیری مجروح شد.

پس از آنکه نیروها ناچار شدند از منطقه عقب بیایند، سراغ ابوالفضل را گرفت؛ اما او را برای انتقال به عقب برده بودند.

مدتی بعد، زمانی که قنبری در بیمارستان بستری بود، خبر شهادت ابوالفضل رمضانی به او رسید.

شهادت در میدان مین

ابوالفضل در روز ۱۸ تیرماه ۱۳۶۵، در منطقه قلاویزان مهران، هنگام باز کردن معبر در میدان مین به شهادت رسید.

در روایت‌های مربوط به او آمده است که پای راستش نیز آسیب دیده بود و حتی نماز را در حالت نشسته اقامه می‌کرد. با وجود این آسیب‌دیدگی، جراحت و دشواری‌های جسمی، حاضر نشد از حضور در عملیات کنار بکشد.

او خود را به قافله‌ای رساند که سال‌ها آرزوی پیوستن به آن را داشت.

قلاویزان در آن روزها شاهد نبردی سخت بود. اما برای ابوالفضل، این منطقه به آخرین ایستگاه زندگی دنیایی تبدیل شد.

او پیش از آنکه به شهادت برسد، کاری را انجام داده بود که یک تخریبچی برای آن پا به میدان مین می‌گذاشت: راه را برای عبور دیگران باز کرد.

طناب معبر با خون او رنگین شد و رزمندگان از همان مسیر عبور کردند.

شاید بتوان شهادت ابوالفضل را در یک تصویر خلاصه کرد: مردی مجروح در ابتدای میدان مین، در حالی که توان جسمی‌اش رو به پایان است، اما مأموریت هنوز برایش تمام نشده است.

او ماند تا راه باز شود.

و وقتی راه باز شد، دیگر خودش راهی آسمان شد.

سال‌ها از آن روز گذشته است، اما روایت آن معبر همچنان زنده است؛ روایتی که یادآور می‌شود امنیت و آرامش امروز، از مسیرهایی گذشته که با خون مردانی همچون ابوالفضل رمضانی سرخ شده است.

ادامه دارد...

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه