به نام خدایی که در دلِ تاریکترین شبها، امید را جاری میسازد و در میان خشنترین حصارها، عزت را به ودیعه مینهد.
بیست و ششم مرداد ماه، برای هر ایرانیِ آزادهای، فراتر از یک خاطرهی تلخوشیرین است. این روز، روز شکستن طلسمِ فاصلههاست؛ روزی که پرستوهای مهاجرِ سرزمینِ عشق، پس از سالها چشم انتظاری، بالهای سوراخشدهشان را در آسمانِ میهن باز کردند و بر شانهی استقبالِ مردم، اشکِ شوق و شرم را به هم آمیختند. به عنوانِ خادمی کوچک در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان البرز، این روز را نه یک مناسبتِ تکراری، بلکه یک «ایستگاهِ عبرت» میدانم. ایستگاهی که میانِ «دیروزِ اسارت» و «فردایِ اقتدار» پل میزند.
وقتی از زاویهی نگاهِ یک آزاده به قضیه مینگرم، درمییابم که اسارت، هرگز به معنای شکست نبود؛ بلکه یک دانشگاهِ بزرگِ انسانسازی بود. در آن سیاهچالهایی که رژیمِ بعثیِ عراق، با تمامِ قساوتِ تاریخ، برای فرزندانِ این آب و خاک تدارک دیده بود، آزادگان ما مشقِ «مقاومتِ هوشمندانه» کردند. آنها آموختند که میتوان در حصارِ سیمخاردار، از کرامتِ انسانی پاسداری کرد؛ آموختند که میتوان در سوتِ گلولهها، قرآن خواند و نماز شب برپا داشت؛ و مهمتر از همه، آموختند که پیروزیِ واقعی، در غلبه بر درونِ خویش است، نه در شکست دادنِ دشمنِ ظاهر.
این روزها که به لحظهشمارِ بازگشتِ غرورآفرینِ آزادگان نزدیک میشویم، وظیفهی خطیری بر دوشِ ما نهادهای متولیِ فرهنگِ ایثار قرار دارد. باید بپذیریم که دیگر زمانِ بسنده کردن به بزرگداشتهایِ شعاری نیست؛ زمان آن رسیده که از کولهبارِ تجربهی آزادگان، نقشهی راهی برای گامِ دومِ انقلاب ترسیم کنیم. رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) در بیانیهی تاریخیِ گام دوم، چراغِ راهِ تمدنسازیِ نوینِ ایرانی-اسلامی را فرا راهِ ما نهادهاند. اما آیا این مسیرِ پرشتاب و پرفراز و نشیب، جز با چاشنیِ «صبرِ آزادگان» و «ایستادگیِ جانبازان» طی خواهد شد؟
آزادگان، الگوی تمامعیار ولایتمداری
در استان البرز، این خطّهی چهارفصل و مهماننواز که به حق آن را «ایرانِ کوچک» نامیدهاند، افتخار میزبانیِ جمعی از همین عزیزانِ آزاده را داریم. مردانی که پوستِ تنشان در گرما و سرمایِ اردوگاهها ترک خورد، اما نهالِ ایمان در سینهشان ریشه دوانید و به بار نشست. هر کدام از این بزرگان، یک دانشگاهِ سیّار و یک الگویِ تمامعیار برای نسلِ جوانِ امروزند؛ نسلی که جنگ را ندیده، اما طعمِ تحریم و جنگِ ترکیبی را به خوبی میچشد.
آزاده به ما میآموزد که «ولایتمداری» یک شعارِ تشریفاتی نیست؛ بلکه یک انتخابِ راهبردی در سختترین شرایط است. در اوجِ فشارِ شکنجهگرانِ بعثی، وقتی که تنها یک جمله میتوانست جانِ یک اسیر را نجات دهد یا به کامِ مرگ بفرستد، این آزادگان بودند که با گفتنِ یک «نه» بزرگ، وفاداریِ خود را به آرمانهای روحالله (ره) به ثبت رساندند. امروز نیز در برابرِ هجمههایِ فرهنگی و اقتصادیِ دشمن، راهی جز تکیه بر همان «نه»ِ تاریخی نداریم؛ نه به ذلت، نه به وابستگی، و نه به فراموشیِ آرمانها.
از اسارتِ فیزیکی تا اسارتِ رسانهای
اگر دیروز، آزادگان در اسارتِ فیزیکیِ بعثیها به سر میبردند، امروز جامعهی ما در نوعی «اسارتِ شناختی» و «اسارتِ رسانهای» گرفتار شده است. دشمن با تمامِ توانِ خود، در تلاش است تا حافظهی تاریخیِ نسلِ جوان را پاک کند یا دستکاری نماید. در این میدانِ پیچیده، نقشِ آزادگان، نقشی بیبدیل و ممتاز است؛ آن هم نه از جایگاهِ یک شنونده، بلکه از موضعِ «جهاد تبیین».
جهاد تبیین یعنی همان کاری که یک آزاده در اردوگاهِ انبارِ اسرا انجام میداد؛ یعنی روشنگری در تاریکترین نقاط؛ یعنی تبیینِ خطِّ درستِ انقلاب برای آنهایی که ممکن است گمراه شوند. امروز، آزادگانِ عزیز ما باید پرچمدارِ این جهاد باشند. آنها با بیانِ خاطرات، با روایتِ واقعیتهایِ جنگِ تحمیلی، با بازگوییِ مظلومیتِ ملتِ ایران و همچنین با تبیینِ پیشرفتهایِ پس از جنگ، میتوانند سدی محکم در برابرِ روایتهایِ وارونهی دشمن ایجاد کنند.
از این منظر، بنیاد شهید و امور ایثارگران استان البرز، خود را موظف میداند که بستری برای این جهادِ روایی فراهم آورد. باید از ظرفیتِ فضای مجازی، از رسانههایِ محلی، از مدارس و دانشگاهها برای شنیده شدنِ صدایِ آزادگان استفاده کنیم؛ چرا که صداهایِ آنان، صداهایِ حقیقتی است که در زورخانهی تاریخِ این سرزمین، ابدی خواهد ماند. ما معتقدیم که فرهنگِ ایثار و شهادت، نه یک فصلِ پایانیافته، که یک جریانِ همیشهجاری است و هر روز با حضورِ این عزیزان، تجدیدِ بیعت میشود.
وفاداری به پیمان با شهدایِ آزاده
اما در میانِ این همه افتخار، دلی که میتپد، دلی است که برایِ شهدایِ آزاده به تنگ آمده است. چه بسیار بزرگوارانی که در غربتِ اسارت، جانِ شیرین را به جانانِ خویش تسلیم کردند و هرگز لحظهای از آرمانهایشان دست نکشیدند. کسانی که در سردترین شبهایِ زندانِ بعث، با نوای «هل من ناصرٍ ینصرنی» خود، دیوارهایِ ستم را به لرزه درمیآوردند و با لبخندی بر لب، به استقبالِ شهادت میرفتند. گرامیداشتِ یادِ آن عزیزان، تنها به یک مراسمِ سیاهپوشی خلاصه نمیشود؛ بلکه در گروِ آن است که مسیرِ آنان را ادامه دهیم و ذرهای از غیرتِ آنان را در زندگیِ امروزِ خود جاری سازیم.
در استان البرز، ما توفیقِ آن را داشتهایم که مراسمِ یادوارههایِ متعددی را در روستاهایِ دوردستِ طالقان، کرج، نظرآباد و سایر نقاطِ استان برگزار کنیم. حضورِ پرشورِ مردمِ شهیدپرور در این آیینها، نشان میدهد که خونِ شهدا هنوز در رگهایِ این جامعه جریان دارد. به ویژه در مناطقِ روستایی و عشایریِ البرز، با وجودِ همهی محرومیتها، همچنان آوایِ ایثار و دلدادگی به انقلاب، بلندتر از هر جایِ دیگری به گوش میرسد. این مردمِ نجیب، سرمایههایِ اصلیِ ما در برابرِ جنگِ نرم دشمن هستند و ما مدیونِ صبر و استقامتِ آنان هستیم.
عزتِ امروز، حاصلِ دیروزِ آزادگان است
امروز که در آستانهی چهل و چندمین سالگردِ بازگشتِ غرورآفرینِ آزادگان قرار داریم، نگاهمان را به سطحِ بینالملل هم میاندازیم. قدرتِ بازدارندهی امروزِ ایران، تکنولوژیهایِ پیشرفتهی هستهای و موشکی، نفوذِ منطقهای و عزتِ سیاسیِ جمهوریِ اسلامی، همه و همه حاصلِ همان روحیهای است که در زندانهایِ بعثی، توسطِ آزادگانِ ما پالایش و تقویت شد. اگر امروز دشمن جرئتِ تعرضِ نظامیِ گسترده به ایران را ندارد، به برکتِ خونِ شهدا و ایستادگیِ آزادگانی است که نشان دادند این ملت، زیر بارِ زور نمیرود.
اما ما نباید فراموش کنیم که دشمن، همواره در کمینِ تغییرِ روش است. جنگِ ترکیبیِ امروز، بسیار پیچیدهتر و نامحسوستر از جنگِ سختِ دههی شصت است. دشمن با تزریقِ ناامیدی، تحریفِ واقعیتها، تضعیفِ باورهایِ دینی و ملی، سعی دارد تا از درون، ارادهی این ملتِ مقاوم را سست کند. در این میان، تنها چیزی که میتواند مقابلِ این توطئه بایستد، «امیدِ ناشی از تجربهی پیروزی» است. و چه کسی بهتر از آزادگان میتواند این امید را زنده نگه دارد؟ آنها از پسِ طاقتفرساترین شکنجهها برآمدند، پس چگونه ممکن است در برابرِ یک توییتِ مسموم یا یک تحریمِ اقتصادی تسلیم شوند؟ این است همان پیامی که باید به گوشِ نسلِ جوان برسانیم: «ما از پسِ سختتر از این برآمدیم؛ امروز نیز با اتکا به خدا و خودباوری، پیروزیم.»
تعهدِ خدمت، در برابرِ مجاهدتِ خاموش
من به عنوانِ مدیرکلِ بنیاد شهید استان البرز، این روزها بیش از هر زمانِ دیگری سنگینیِ امانت را بر دوشِ خود احساس میکنم. آزادگان و خانوادههایِ معظمِ آنان، سرمایههایِ ارزشمندی هستند که در سکوت و با تواضعی مثالزدنی، سالهایِ عمرِ خود را برایِ حفظِ آبرویِ این ملت سپری کردند. هنوز بسیاری از مشکلاتِ معیشتی، درمانی و معیشتیِ این عزیزان، بر جایِ خود باقی است و این نهایتِ ننگ برایِ ماست که نتوانیم حتی بخشِ کوچکی از دِینِ خود را نسبت به آنان ادا کنیم.
ما در بنیاد، تلاش میکنیم با برنامهریزیِ دقیق، خدماتِ رسانیِ خود را از حالتِ «پاسخگو» به «ترویجگر» ارتقا دهیم. بدین معنا که نه تنها در صددِ رفعِ نیازهایِ اولیهی آنان هستیم، بلکه در پیِ آنیم تا این عزیزان را به عنوانِ «کنشگرانِ اصلیِ فرهنگیِ» استان معرفی کنیم. در این مسیر، از هرگونه نقد و پیشنهادی استقبال میکنیم و خود را خادمی کوچک در برابرِ این مجاهدتِ خاموش میدانیم.
پیامِ پایانی؛ یادآوریِ یک عهدِ همیشگی
به پایانِ این یادداشت که نزدیک میشویم، یادِ شهدایِ والامقامِ استان البرز، خاصه شهدایِ آزادهای که در راهِ این آب و خاک جان دادند، دلم را به لرزه درمیآورد. عهد میبندیم که چراغِ این راه را هرگز خاموش نگذاریم و با تمامِ توان، پاسدارِ فرهنگِ ایثار و شهادت باشیم. در روزِ بازگشتِ آزادگان، دستانِ پُرچینِ آنان را به گرمی میفشاریم و میگوییم که راه، همان راهِ باقی است و پرچم، همان پرچمی که بر فرازِ خرمشهر و در دلِ زندانهایِ بعث، هرگز بر زمین نیفتاد.
از خداوندِ منان میخواهیم که توفیقِ خدمتِ بیریا به این گنجینههایِ ارزشمند را به ما عطا فرماید و خانوادههایِ معظمِ آنان را که سالها چشمانتظارِ آمدنِ عزیزانشان بودند، زیرِ سایهی عنایتِ حضرت ولی عصر (عج) محفوظ دارد. چشمهایمان روشن به حضورِ گرمِ شما آزادگانِ عزیز؛ روزِ ۲۶ مرداد، روزِ افتخارِ دوبارهی ایران است، روزی که زمینِ مادری، تنِ خستهی پارههایِ وجودِ خویش را دوباره در آغوش کشید و ثابت کرد که «ما همچنان ایستادهایم».
انتهای پیام/
