آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۰۹۱
۱۰:۳۸

۱۴۰۵/۰۵/۲۸

خاطره/ تابوت

یکی از همرزمان شهید «قربانعلی تیموری» برایمان روایت می‌کند: «یک روز که دنبال قربانعلی می‌گشتم تا پست را به او تحویل بدم نتونستم پیداش کنم. از بچه‌ها سراغش را گرفتم یکی گفت: «رفته پشت ساختمون!» بلافاصله رفتم دنبالش تا پیدایش کنم، ولی اونجا فقط چند تا تابوت بود.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید قربانعلی تیموری در سال ۱۳۴۳ در شهرستان دزفول دیده به جهان گشود. پدرش خیر علی نام داشت. فقط هیجده بهار از عمرش گذشته بود در دوم فروردین ماه ۱۳۶۱ در عملیات فتح المبین و در جبهه کرخه به شهادت رسید مزار مطهرش در گلزار شهدای صفی آباد دزفول زیارتگاه عاشقان است.

خاطره/ تابوت

متن خاطره: 

یک روز که دنبال قربانعلی می‌گشتم تا پست رو بهش تحویل بدم، اما نتونستم پیداش کنم. 

کنجکاو شدم از بچه‌ها سراغش گرفتم یکی گفت: «رفته پشت ساختمون!»

بلافاصله رفتم دنبالش تا پیدایش کنم، ولی اونجا فقط چند تا تابوت بود. 

خواستم برگردم احساس کردم کسی توی تابوته خوابیده است.

جلو رفتم چیزی را دیدم که باور کردنی نبود.

چشمام داشتن از حدقه در میامد.

قربانعلی توی یکی از آنها تابوت‌ها خوابیده بود.

صداش کردم: «قربانعلی! قربانعلی! پاشو!»

وقتی بیدار شد گفتم: «پسر خوب مگه توی پایگاه جا نبود که اومدی اینجا خوابیدی؟»

کش و قوسی کرد و بعد چند ثانیه‌ای مات نگاهم کرد و گفت: «به تنم سختی میدم تا عادت به راحتی نکنه! توی تابوت میخوابم تا یادم نره که روزی باید توی یکی از همین تابوت‌ها روی دست‌های مردم به سمت آخرین خونه‌ی دنیام برم.»

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه