مرز میان ترس و شجاعت تنها با یک تصمیم تعیین میشد
آزاده و جانباز«پرویز تیموری» در گفتگو با نوید شاهد خراسان شمالی، بیان میکند: پیش از آنکه نثار وطن شوم، دانشجو بودم، با وزیدن نسیم انقلاب فرهنگی، از جمع دانشجویان مشتاق و فعال انقلابی به صف مقدم میدان رفتم. دوران حضورم در جبههها، دورانی بود که در آن، مرز میان ترس و شجاعت، تنها با یک تصمیم تعیین میشد.

در تار و پود تاریخ معاصر ایران، نامهایی هست که تنها با عدد و رقم «مانند درصد جانبازی» قابل تعریف نیستند؛ بلکه هر کلمه از نام آنها، خود داستانی از پایداری است. «پرویز تیموری»، فرزند حسین و متولد بیستم آذرماه ۱۳۳۶، یکی از آن اسطورههای زندهای است که مسیر زندگیاش، از شور جوانی در سالنهای دانشگاه تهران تا تاریکی و سکوت بندهای اسارت، با ایمان و ایستادگی گره خورده است.
لحظه اسارت
تیموری در ادامه به نحوه اسارت اشاره میکند و میگوید: اسارت، لحظهای است که در ذهن هر شنوندهای، تصویر جبهههای پرخطر را زنده میکند. در جریان عملیاتی، زمانی که با صلابت خط مقدم را شکافته بودیم، در مسیر پیشروی به خط دوم رسیدیم که سرنوشت تغییر کرد. برخورد با مین، آن لحظهٔ سرنوشتساز، تنها آغاز یک رنج بود؛ چرا که بلافاصله پس از آن، گلولههای دشمن، پایههای استوار حرکتم را هدف قرار دادند. من که در خاک بیگانه و در میان آتش افتاده بودم، نه تنها با جراحت جسمی، بلکه با سرنوشتی دشوار، به دست دشمن اسیر شدم.
تیموری که ۳۲۷۲ روز یعنی بیش از نُه سال از عمر گرانبهای خود را در میان دیوارهای بند و در چشمانتظاری بیپایان گذراند، امروز با نگاهی پخته و فراتر از رنجهای جسمی، به نسل امروز مینگرد. او که پنج دهه از عمر خود را در تقابل با سختیها گذرانده، بر این باور است که سلاح اصلی جوانان در عصر حاضر، نه فقط قدرت، بلکه «آگاهی» است.
کتاب پُلی برای درک هویت
وی در ادامه افزود: تأکیدی ویژه دارم و مسیر رستگاری نسل جدید را در «مطالعه» میبیند. از نظرمن، کتاب تنها منبعی برای دانش نیست، بلکه پلی است برای درک هویت.
او بر ضرورت مطالعهی عمیق خاطرات دوران قبل و بعد از انقلاب تأکید دارد؛ چرا که معتقد است تنها با مرور این وقایع است که میتوان ریشههای امروز را درک کرد و نسبت به تاریخ و میهن، نگاهی هوشمندانه و آگاهانه داشت. برای تیموری، دانستنِ تاریخ، عینِ داشتنِ مسئولیت در برابر آینده است.
اسارت راهی برای بازگشت به روشنایی
در نهایت، با تبریک سالروز ورود آزادگان، تجربهی خود را نه یک خاطرهی تلخ، بلکه پلی برای انتقال پیام «ایثار و معرفت» معرفی میکنم. اسارت، پایان راه نبود؛ بلکه مکثی بود برای آمادگی جهت بازگشت به سوی روشنایی و خدمت به جامعهای که با آگاهی، شکوفا میشود.
انتهای پیام/