ما با خدا معامله کرده بودیم؛ برای دفاع از وطن و عزت مردممان ایستادیم

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، «علیاشرف پیرو» جانباز و آزاده سرافراز کرمانشاهی، امروز ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ در مراسم گرامیداشت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی از سالهای سخت اسارت و روزهای مقاومت آزادگان در اردوگاههای رژیم بعث عراق روایت میکند؛ روزهایی که در کنار همه تلخیها، جلوههایی از ایمان، شجاعت و ایستادگی در میان اسیران ایرانی رقم خورد.
وی با اشاره به یکی از خاطرات دوران اسارت خود اظهار کرد: در اردوگاه، عراقیها تلاش میکردند با ایجاد اختلاف و فشار، روحیه ما را تضعیف کنند، اما آزادگان با اتحاد و ایمان خود اجازه نمیدادند دشمن به اهدافش برسد.
این آزاده سرافراز ادامه داد: یک روز فردی از ما درباره شخصیتهای سیاسی کردستان عراق سؤال کرد و پاسخ داد که آنها مزدور هستند. سپس از او پرسیده شد چگونه کسانی که برای استقلال کردستان عراق تلاش میکنند را مزدور میدانید، اما با کسانی که خانههایشان را گرفتید، مردم را آواره کردید و آنها را به اسارت بردید، چنین رفتاری دارید؟ این سؤال باعث شد دشمن پاسخی برای توجیه رفتار خود نداشته باشد.
وی افزود: در همان شرایط، یکی از نیروهای عراقی سخنی توهینآمیز نسبت به امام خمینی (ره) بر زبان آورد. یکی از برادران آزاده بلند شد و برای سلامتی امام خمینی (ره) تکبیر گفت. همه اسرا با صدای بلند «اللهاکبر» گفتند و فضای اردوگاه پر از فریاد حمایت از امام و انقلاب شد.
پیرو خاطرنشان کرد: در آن لحظه نیروهای عراقی عصبانی شدند و چند نفر را جدا کردند. من احساس کردم باید کاری انجام دهم. بلند شدم و در برابر آنها ایستادم و فریاد زدم: این افراد تنها نیستند؛ همه آزادگان پشت سر آنها هستند. اگر بخواهید با آنها برخورد کنید، با همه ما طرف هستید.
وی ادامه داد: بعد از آن، شعار «اللهاکبر، خمینی رهبر» در اردوگاه طنینانداز شد و همه اسرا از اتاقهای خود این شعار را تکرار کردند. آن لحظه برای ما یک صحنه فراموشنشدنی از وحدت و مقاومت بود.
این جانباز و آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به سختیهای دوران اسارت گفت: دشمن ما را تحت فشار زیادی قرار میداد، اما ایمان و اتحاد ما باعث شد دوام بیاوریم. در آن شرایط، هرکس به اندازه توان خود برای حفظ روحیه جمع تلاش میکرد.
وی با بیان خاطرهای از دوران مجروحیت خود گفت: پس از مجروح شدن، مرا به بیمارستانهای عراق منتقل کردند و در شرایط بسیار سخت و بدون امکانات مناسب مورد عمل جراحی قرار گرفتم. بعدها دوباره به اردوگاه بازگشتم و متوجه شدم برادرم نیز اسیر شده است.
پیرو افزود: مدتی از برادرم بیخبر بودم. وقتی وارد اردوگاه شدم، یکی از دوستان خبر داد که برادرم نیز در اسارت است و بسیار چشمانتظار من بوده است. وقتی همدیگر را دیدیم، برادرم گریه کرد. به او گفتم گریه نکن، ما دوباره کنار هم هستیم.
وی با اشاره به جدایی طولانی از برادرش گفت: پس از مدتی به دلیل گزارش برخی افراد، تعدادی از اسرا را از اردوگاه جدا کردند و من شش سال برادرم را ندیدم. دوران سختی بود، اما ایمان داشتیم که خداوند ما را تنها نمیگذارد.
این آزاده سرافراز درباره شرایط اردوگاهها اظهار کرد: اگر بخواهیم درباره شکنجهها و سختیهای اسارت صحبت کنیم، کتابها نوشته میشود. ما نه امکانات بهداشتی مناسبی داشتیم، نه غذای کافی و نه آرامش. اما سختترین بخش، شکنجههای روحی بود.
وی افزود: با همه این سختیها، آزادگان مقاومت کردند. نمونههای زیادی از شجاعت دوستانمان وجود داشت که نشان میداد اسرا با وجود فشار دشمن، عزت خود را حفظ کردهاند.
پیرو با اشاره به نقش مرحوم حجتالاسلام والمسلمین ابوترابی در دوران اسارت گفت: خداوند این بزرگوار را برای ما فرستاد. حاجآقا ابوترابی با مدیریت، اخلاق و آرامشی که داشت، توانست جمع بزرگی از آزادگان را هدایت کند و کمک کرد بسیاری از اسرا با روحیهای حفظشده به کشور بازگردند.
وی در پایان تأکید کرد: ما در دوران اسارت با خدا معامله کرده بودیم؛ برای دفاع از ناموس، وطن و غرور ملیمان ایستاده بودیم و امروز وظیفه داریم این فرهنگ مقاومت و ایثار را به نسلهای آینده منتقل کنیم.
انتهای پیام/