آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۷۸۶۸
۱۴:۳۲

۱۴۰۵/۰۵/۲۶

آزاده کرمانشاهی: در اردوگاه موصل ۴ یک ایران کوچک ساخته بودیم

«جهانبخش یاوری»، آزاده سرافراز کرمانشاهی، امروز ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ در مراسم گرامیداشت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، از روز‌های سخت، اما پرافتخار اسارت در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق گفت؛ روز‌هایی که آزادگان با وجود همه محدودیت‌ها، با ایمان، همدلی و برنامه‌ریزی، فضای اردوگاه موصل ۴ را به الگویی از زندگی، مقاومت و امید تبدیل کرده بودند.


آزاده کرمانشاهی: در اردوگاه موصل ۴ یک ایران کوچک ساخته بودیم
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، «جهانبخش یاوری» آزاده سرافراز کرمانشاهی در آیین گرامیداشت ۲۶ مرداد، سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، با روایت خاطرات دوران اسارت اظهار داشت: دوران اسارت برای هر آزاده، فصل متفاوتی از مقاومت و ایستادگی است؛ دورانی که در کنار سختی‌ها و فشار‌های دشمن بعثی، جلوه‌هایی از ایمان، همبستگی و مدیریت جهادی نیز در میان اسیران ایرانی شکل گرفت.

اردوگاه‌های موصل؛ جایی که تنها آسمان دیده می‌شد

وی با اشاره به تفاوت شرایط اردوگاه‌های محل اسارت گفت: در اردوگاه رومادی شرایط متفاوت بود و فضای بیشتری برای دیدن محیط اطراف وجود داشت، اما در موصل وضعیت کاملاً فرق می‌کرد. اردوگاه‌های موصل بیشتر به شکل چادری و مستطیل‌شکل بودند و تنها چیزی که دیده می‌شد آسمان بود؛ ارتباط با بیرون و مشاهده محیط اطراف تقریباً امکان‌پذیر نبود.
این آزاده کرمانشاهی افزود: درباره شکنجه‌ها و سختی‌هایی که دشمن بعثی بر ما تحمیل می‌کرد، بار‌ها صحبت شده است، اما در کنار همه این فشارها، ما زندگی داشتیم؛ زندگی‌ای منظم، هدفمند و سرشار از امید.

موصل ۴؛ روایت شکل‌گیری یک ایران کوچک در دل اسارت

یاوری با بیان اینکه آزادگان تلاش می‌کردند اجازه ندهند شرایط اسارت روحیه آنان را تضعیف کند، گفت: در اردوگاه موصل ۴ ما یک ایران کوچک ساخته بودیم؛ گویی یک روز تعطیل از ایران را در همان اردوگاه تجربه می‌کردیم. برنامه‌های مختلف فرهنگی، آموزشی و ورزشی داشتیم و با همین فعالیت‌ها روحیه خود را حفظ می‌کردیم.

وی ادامه داد: حتی اخبار روز را دنبال می‌کردیم. افرادی بودند که اخبار را جمع‌آوری می‌کردند و ما از اتفاقات کشور مطلع می‌شدیم. روز‌های شنبه نیز خطبه‌های نماز جمعه را گوش می‌دادیم و ارتباط خود را با فضای جامعه حفظ می‌کردیم.

کلاس قرآن، ورزش و فرهنگ؛ برنامه‌هایی برای حفظ امید

این آزاده دفاع مقدس تصریح کرد: در اردوگاه برنامه‌های ورزشی مختلفی برگزار می‌شد؛ از فوتبال در سطح‌های مختلف گرفته تا والیبال و بسکتبال. کلاس‌های قرآن برگزار می‌کردیم، حافظان قرآن تربیت شدند و فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی با نظم خاصی دنبال می‌شد.

مقاومت آزادگان در برابر محدودیت‌های دشمن

یاوری خاطرنشان کرد: همه این فعالیت‌ها در شرایطی انجام می‌شد که دشمن محدودیت‌های زیادی برای ما ایجاد کرده بود، اما هرچه فشار‌ها بیشتر می‌شد، اراده ما برای ادامه مسیر و حفظ انسجام نیز بیشتر می‌شد. اجازه نمی‌دادیم سختی‌های دشمن، روحیه و اتحاد ما را از بین ببرد.
وی با اشاره به نقش تقسیم مسئولیت‌ها در اردوگاه گفت: هرکس وظیفه‌ای داشت و همه تلاش می‌کردند به یکدیگر کمک کنند. افرادی مسئولیت مراقبت و نظم داخلی اردوگاه را بر عهده داشتند و با دقت شرایط را مدیریت می‌کردند. بزرگوارانی مانند حاج‌آقا سمیعی و حاج‌آقا عزیزی از جمله کسانی بودند که در این زمینه تلاش‌های فراوانی داشتند.

زندگی با برنامه؛ از آمار صبحگاهی تا فعالیت‌های فرهنگی

این آزاده کرمانشاهی افزود: پس از آمار صبحگاهی، هرکس برنامه خود را دنبال می‌کرد؛ عده‌ای به کلاس قرآن می‌رفتند، برخی فعالیت‌های فرهنگی داشتند و گروهی نیز به ورزش یا مسئولیت‌های محوله می‌پرداختند. ما منتظر رفتار دشمن نمی‌ماندیم، بلکه با وجود محدودیت‌ها، برنامه زندگی خودمان را داشتیم.

ابوترابی؛ محور آرامش و انسجام آزادگان

یاوری حضور مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی در میان آزادگان را از نعمت‌های بزرگ دوران اسارت دانست و گفت: حضور ایشان آرامش خاصی در اردوگاه ایجاد کرده بود. عراقی‌ها ابتدا تلاش می‌کردند ایشان را تحت فشار قرار دهند، اما وقتی متوجه شدند حضور ایشان موجب آرامش و انسجام بیشتر اسرا می‌شود، هر چند وقت یک‌بار ایشان را از اردوگاهی به اردوگاه دیگر منتقل می‌کردند.

طنز و هنر؛ راهی برای شکستن فضای سنگین اسارت

وی ادامه داد: ما در آن شرایط سخت تلاش می‌کردیم روحیه خود را حفظ کنیم و حتی برنامه‌های هنری و طنز اجرا می‌کردیم تا فضای سنگین اردوگاه برای لحظاتی تغییر کند.
این آزاده دفاع مقدس یکی از خاطرات خود از اجرای برنامه‌های هنری در اردوگاه را روایت کرد و گفت: یک بار برای اجرای نمایش، سر یک عروسک را با اسفنج درست کرده بودیم و گوش‌های آن را با کش طراحی کرده بودیم؛ به شکلی که هنگام حرکت دادن، گوش‌ها تکان می‌خورد.
وی افزود: نگهبان عراقی که مسئول مراقبت بود، آن‌قدر سرگرم اجرای نمایش شده بود که حواسش از اطراف پرت شد. یکی از سربازان عراقی از پشت پنجره این صحنه را دید و به نگهبان گفت فردی را در اردوگاه دیده که مانند اسب حرکت می‌کند.
یاوری ادامه داد: نگهبان که تازه‌کار بود، موضوع را به فرمانده اردوگاه گزارش کرد. نیرو‌های عراقی وارد اردوگاه شدند و به دنبال این ماجرا می‌گشتند. فرمانده می‌پرسید این چه وضعیتی است و نگهبان‌ها کجا هستند، اما کسی نتوانست چیزی پیدا کند.
وی در پایان گفت: همان اتفاق باعث شد ساعت‌ها بخندیم و برای لحظاتی فضای سخت اسارت را فراموش کنیم. آن روز‌ها با ایمان، امید و همدلی توانستیم در برابر سختی‌ها ایستادگی کنیم.
انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه