آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۷۵۱۳
۱۶:۳۲

۱۴۰۵/۰۵/۲۳
روایت همرزم شهید مجتبی هواسیان؛ 

مجتبی هواسیان؛ از شهر مقاوم ایلام تا قله‌های شهادت

شهید «مجتبی هواسیان» رزمنده‌ای خوش‌رو، پرتلاش و مسئولیت‌پذیر بود که در دوران دفاع مقدس دوشادوش همرزمانش در جبهه‌های نبرد حضور یافت و سرانجام در ۲۴ تیرماه ۱۳۶۷ در جبهه مهران به شهادت رسید. روایت همرزمش، تصویری از جوانی مؤمن و مردمی را به نمایش می‌گذارد که با لبخند، ایثار و روحیه‌ای سرشار از مقاومت، بخشی ماندگار از تاریخ دفاع مقدس و مقاومت مردم ایلام شد.


به گزارش نوید شاهد ایلام؛ جوانی خنده‌رو، پرتلاش و عاشق جهاد از میان همه کسانی که در جبهه با آنان آشنا شدم، شهید «مجتبی هواسیان» از پرجنب‌وجوش‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین رزمندگان بود؛ جوانی خوش‌برخورد، مؤدب و خنده‌رو که آداب معاشرت را به‌خوبی می‌دانست. از نحوه لباس پوشیدن، آراستن موها و لحن سخنش می‌شد دریافت که جوانی با فرهنگ شهری و شخصیتی اجتماعی است. لبخند، مهمان همیشگی لبانش بود و حتی هنگامی که جدی سخن می‌گفت، گرمی و صمیمیت از چهره‌اش دور نمی‌شد.

مجتبی هواسیان؛ از شهر مقاوم ایلام تا قله‌های شهادت


مجتبی جوانی دست‌پاک، پرتلاش و مسئولیت‌پذیر بود. نخستین بار او را در پادگان آموزشی شهید اکبر فرجیان‌زاده دیدم؛ پادگانی در منطقه ششدار، در میان جنگل‌های طبیعی بلوط و در دامنه‌های زیبای ارتفاعات قلعه قیران؛ جایی که بسیاری از رزمندگان اعزامی به جبهه‌های غرب، خاطراتی از آن در ذهن داشتند.

شهر مقاوم ایلام؛ مردمی در سنگر مقاومت

در سال‌های دفاع مقدس، رژیم بعث عراق هنگامی که از رویارویی مستقیم با رزمندگان ایرانی ناتوان ماند، جنگ شهرها را آغاز کرد و مردم بی‌دفاع را هدف حملات خود قرار داد. ایلام نیز یکی از شهرهایی بود که بارها آماج بمباران قرار گرفت. مردم شهر، خانه و کاشانه خود را ترک کرده و در اطراف شهر و اردوگاه‌ها سکونت می‌کردند؛ اما زندگی، حتی در سخت‌ترین شرایط، جریان داشت. با امکاناتی اندک، اما با روحیه‌ای بزرگ، از جبهه‌ها پشتیبانی می‌کردند و جوانان خود را راهی میدان نبرد می‌ساختند.

زنان و مردان ایلامی در آن روزهای دشوار، فرهنگ مقاومت را معنا کردند. مادرانی که فرزندان خود را با توکل و ایمان راهی جبهه می‌کردند، خود نیز در پشت جبهه به یاری رزمندگان می‌شتافتند. شهر اگرچه از سکنه خالی می‌شد، اما روح مقاومت از آن رخت برنمی‌بست.

تا زنده‌ایم، رزمنده‌ایم

در همان روزها، برای دومین بار عازم جبهه می‌شدم. خانواده‌ام در دره ارغوان، که آن زمان در میان مردم به «ویلنگ» شهرت داشت، در کنار جمعی از اقوام و مردم شهر در چادرها سکونت داشتند. صبح هنگام، در حالی که باران آرامی می‌بارید، از خانه بیرون زدم. فضای شهر غمگین بود؛ اما در دل من شوقی وصف‌ناشدنی برای حضور در جبهه موج می‌زد. در مسیر، جلوه‌هایی از فرهنگ زیبای مردم آن روزگار را می‌شد دید؛ رانندگانی که مسافران را بی‌منت سوار می‌کردند و هنگام پیاده شدن از آنان می‌خواستند صلواتی بفرستند. در میان خودروهای قدیمی و مینی‌بوس‌هایی که با نوشته‌ها و شعارهای مختلف آراسته شده بودند، جمله‌ای روی شیشه یکی از آنها توجهم را جلب کرد: «تا زنده‌ایم رزمنده‌ایم.» این جمله، تنها نوشته‌ای بر شیشه یک خودرو نبود؛ خلاصه‌ای از روحیه مردمی بود که حتی زیر آتش دشمن، امید و مقاومت را از دست نداده بودند.

نخستین دیدار با مجتبی

پس از ورود به پادگان و انجام مراحل اعزام، در جمع رزمندگانی قرار گرفتم که قرار بود به مناطق عملیاتی اعزام شوند. در همین میان، جوانی لاغراندام، خنده‌رو و موبور توجهم را جلب کرد. لباس خاکی بر تن داشت و موهایش را کوتاه کرده و به سمت بالا شانه زده بود. چهره‌اش آفتاب‌خورده و زیبا بود و نوری خاص در چشمانش دیده می‌شد؛ نوری که برای لحظه‌ای مرا تحت تأثیر قرار داد.او به من نزدیک شد، دستش را روی شانه‌ام گذاشت و با صمیمیت سر صحبت را باز کرد. او شهید «مجتبی هواسیان» بود؛ همان‌جا با او آشنا شدم. مجتبی با خوش‌رویی مرا راهنمایی کرد و پس از آن، من و چند نفر دیگر برای سازماندهی به واحد اعزام نیرو رفتیم. به دلیل روحیه، مهربانی و جذابیت شخصیتی مجتبی، مسئولیت بخشی از کارها به او سپرده شده بود. در مدتی که با او همراه بودم، از نزدیک با اخلاق و منش او آشنا شدم. مسئولیت‌پذیری، نظم، مهربانی و توجه به دیگران، از ویژگی‌های بارز این شهید بود. حتی در امور روزمره، از اقامه نماز جماعت و پخش اذان گرفته تا توزیع غذا و نظم محل، با جدیت و دقت عمل می‌کرد.

درس‌هایی که مجتبی به من آموخت

مجتبی تنها یک رزمنده نبود؛ جوانی بود که درباره زندگی، کار، اقتصاد و حتی مسائل جنگ با دقت و نگاه عمیق سخن می‌گفت. از خانواده‌اش می‌گفت؛ از پدرش که سرمایه‌ای اندک اما حلال را به کار انداخته بود و با درآمدی محدود، زندگی خانواده را اداره می‌کرد. نگاه او به کار و تلاش، نشان می‌داد که ارزش انسان را در کوشش، صداقت و استفاده درست از فرصت‌ها می‌دید. او همچنین تحولات جنگ تحمیلی و حمایت کشورهای مختلف از رژیم بعث را با نگاهی گسترده دنبال می‌کرد و درباره اهداف دشمن و مقاومت ملت ایران سخن می‌گفت. روزهای همراهی با مجتبی برای من خاطراتی ماندگار ساخت؛ خاطراتی که هرچه از آن روزها فاصله گرفتم، ارزش و عمق بیشتری پیدا کردند.

از منطقه عملیاتی تا خط مقدم

مدتی بعد، احساس کردم جای ما در خط مقدم است. از دیگر همرزمان جدا افتاده بودیم و این موضوع برایمان سنگین بود. سرانجام درخواست انتقال به خط مقدم را مطرح کردم و به جبهه اعزام شدم. اخبار مجتبی را نیز پیگیری می‌کردم. حدود یک ماه پس از من، او نیز به گردان رزمی منتقل شد. با آغاز مأموریت‌های عملیاتی لشکر ۱۱ امیرالمؤمنین(ع)، دیدارهایمان کمتر شد. هر یک در مأموریتی بودیم و مسیرمان از یکدیگر فاصله گرفته بود. تا اینکه در یکی از مأموریت‌ها برای آگاهی از اسامی شهدای عملیات، به واحد تعاون مراجعه کردم. در میان اسامی شهدا، ناگهان نامی دیدم که تمام خاطرات روزهای گذشته را در ذهنم زنده کرد: مجتبی هواسیان.

لحظه‌ای توان توصیف آنچه بر من گذشت را نداشتم. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که با شناختی که از اخلاق، رفتار و روحیه او داشتم، شهادت شایسته چنین انسانی بود.

پرواز مجتبی در جبهه مهران

شهید مجتبی هواسیان در روز جمعه، بیست‌وچهارم تیرماه سال ۱۳۶۷، در جبهه مهران به مقام شهادت رسید. از آن روز تاکنون، نام و یاد او در ذهن و خاطرم زنده است. گاهی وقتی از کنار جوانی با موهای کوتاه و چهره‌ای آفتاب‌سوخته می‌گذرم، ناخودآگاه برمی‌گردم و به چهره‌اش نگاه می‌کنم؛ شاید در سیمای او نشانی از همان دوست جوان و خنده‌رو ببینم که در عنفوان جوانی، خلعت زیبای شهادت را بر تن کرد.

مجتبی هواسیان تنها نامی در فهرست شهدا نیست؛ او بخشی از خاطرات یک نسل، بخشی از تاریخ مقاومت مردم ایلام و نمادی از جوانانی است که جوانی و جان خویش را برای دفاع از میهن و آرمان‌های خود تقدیم کردند.

 

مجتبی هواسیان؛ از شهر مقاوم ایلام تا قله‌های شهادت
امروز، یاد شهدا برای ما یادآور عزت، افتخار و پیشرفت کشور است. بر ماست که در ادامه این مسیر، آرمان‌های بلند آنان را فراموش نکنیم و به ارزش‌هایی که برای آن جان دادند، وفادار بمانیم.

روح بلند شهید مجتبی هواسیان و همه شهدای دفاع مقدس شاد و یادشان تا همیشه جاودان باد.

  راویت از باقر عبدالرضایی همرزم شهید

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه