آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۸۰۳
۱۰:۰۰

۱۴۰۵/۰۵/۱۰
خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۸»

آغاز درگیری در شب عملیات

شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «ما داشتیم نماز می‌خواندیم. یک‌بار دیدیم که مقر «میرجمالی» با دشمن درگیر شده است. ما گفتیم: «خب آنها چند تیر می‌زنند و می‌روند». شب چهارشنبه بود و ما شروع به خواندن دعای توسل کردیم. هنوز چیزی از دعا نمانده بود که یکی از برادران پیش نگهبان رفت و خبر داد که...» متن کامل قسمت هشتم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


آغاز درگیری در شب عملیات حضور دشمن و شدت گرفتن تیراندازی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید حجت‌اله باقری چهارم خردادماه ۱۳۴۶، در روستای «رودبال» از توابع شهرستان فیروزآباد چشم به جهان گشود. او در دوران جوانی، همزمان با تلاطم‌های روزگار، طعم شیرین تعهد را با تشکیل خانواده در سال ۱۳۶۴ تجربه کرد؛ اما ندای حق‌طلبی، او را از زندگی نوپا جدا کرد و به میدان‌های نبرد کشاند. این شهید والامقام که تحصیلات خود را تا مقطع اول راهنمایی پشت سر گذاشته بود، با روحیه‌ای بسیجی لباس رزم بر تن کرد و به‌عنوان تک‌تیرانداز راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد. سرانجام در بیستم تیرماه ۱۳۶۴، در پاسگاه مرزی «بیات» دهلران، در حالی که مردانه در برابر دشمن ایستاده بود، بر اثر اصابت ترکش به دست و پا، به قافله شهدا پیوست. پیکر پاکش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

متن خاطره خودنوشت قسمت «۸» : آغاز درگیری در شب عملیات

شب ۱۶ آذر سال ۱۳۶۲ بود که ما داشتیم نماز می‌خواندیم. یک‌بار دیدیم که مقر «میرجمالی» با دشمن درگیر شده است. ما گفتیم: «خب آنها چند تیر می‌زنند و می‌روند». شب چهارشنبه بود و ما شروع به خواندن دعای توسل کردیم.

هنوز چیزی از دعا نمانده بود که یکی از برادران پیش نگهبان رفت و خبر داد که چند تن از دشمنان از کوچه رد شدند. آن برادر یک رگبار به سمت آنها زد و ما دعا را تمام کردیم. یک‌بار دیدم که تیراندازی دشمن زیاد شد.

اقدام شهید فردی و همکاری با ارتش

سپس من دیدم که یک‌جایی دارد تیراندازی می‌کند و دقیقاً متوجه شدم کجاست. من چند تیر به سمت آن نقطه زدم و فوری شهید «فردی» به آن‌ طرف رفت و آن‌جا را با آرپی‌جی زد. الحمدالله از سمت ما هیچ‌کسی آسیبی ندید. بعد از آن دشمن با ارتش درگیر شد که ارتش آنها را با خمپاره «M» زیر آتش گرفت و فرار کردند.

در این عملیات هیچ‌کدام از برادران رزمنده آسیب ندیدند؛ ولی یک نارنجک تفنگی دشمن به یک خانه خورده بود که آن خانه یک دختر ۱۰ ساله داشت و از دنیا رفت.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه