میناب/ زخمِ وطن
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ میناب... تو همیشه شهر خرما، نخلهای استوار و دلهای مهربان بودی؛ شهری که صبحهایش با خنده کودکان آغاز میشد و عصرهایش با بوی نخلستان به خانه بازمیگشت. اما نهم اسفند ۱۴۰۴، آسمانت شاهد جنایتی شد که تاریخ از شرم آن سر به زیر خواهد انداخت. آمریکا و اسرائیل دوبار آتش بر مدرسه شجرهطیبه باریدند؛ گویی دشمنیشان حتی به کودکانی که پشت نیمکتهای درس نشسته بودند نیز رحم نکرد.

پنج ماه گذشته است و هنوز خاکت، هر از گاهی، امانتی تازه به آغوش خانوادهای بازمیگرداند؛ پارههایی از تن کودکانی که تنها آزمایش DNA توانست نامشان را دوباره بر زبانها جاری کند. چه اندوهی سنگینتر از آنکه مادری، پس از ماهها انتظار، به جای بوسیدن پیشانی فرزندش، چند تکه از پیکرش را در آغوش بگیرد؟
اما هنوز...
هنوز هیچ خبری از ماکان نصیری نیست.
هنوز مادری، چشم از درِ خانه برنمیدارد؛ هنوز پدری، با هر زنگ تلفن، دلش فرو میریزد؛ هنوز میناب، هر غروب، نام ماکان را در سکوت نخلستانهایش زمزمه میکند.
ای میناب...
تو فقط یک شهر نیستی؛ تو روایت صبر مادری هستی که اشک میریزد و امید را از دست نمیدهد؛ روایت پدری هستی که داغ فرزند، موهایش را سپید کرده، اما قامتش را خم نکرده است. تو روایت ایران هستی؛ ایرانی که فرزندانش را با اشک بدرقه میکند، اما عزتش را به هیچ دشمنی نمیبازد.
آمریکا و اسرائیل گمان کردند با بمباران مدرسه، میتوانند دفترهای کودکانت را برای همیشه ببندند؛ غافل از آنکه دفتر یک ملت، با خون پاک فرزندانش ورق میخورد، نه با آتش دشمن. خواستند سکوت را بر کلاسهای درس حاکم کنند، اما نام آن ۱۶۸ دانشآموز، از زنگ هر مدرسهای در ایران رساتر شد. خواستند خاطره کودکانت را زیر آوار پنهان کنند، اما هر قطره از خونشان، فریادی شد که در حافظه تاریخ این سرزمین تا همیشه طنین خواهد داشت.
میناب...
زخمی هستی، اما شکسته نیستی؛ داغداری، اما سربلندی؛ اشک میریزی، اما تسلیم نمیشوی. نخلهای تو آموختهاند که زیر سوزانترین آفتاب هم باید ایستاد؛ مردم تو نیز آموختهاند که زیر سنگینترین داغها، پرچم عزت ایران را بر زمین نگذارند.
و تا روزی که نشانی از ماکان نصیری به خانه بازگردد، دلِ میناب آرام نخواهد گرفت؛ دلِ ایران نیز.
زیرا ماکان، فقط فرزند یک خانواده نیست؛ فرزند ایران است. همان ایرانی که هرگز کودکانش را فراموش نمیکند، هرگز داغ میناب را از خاطر نمیبرد و هرگز اجازه نخواهد داد نام مدرسه شجرهطیبه از حافظه این سرزمین پاک شود.
میناب... تاریخ، تو را نه با ویرانیهایت، که با مظلومیت کودکانت، صبوری مادرانت و استواری مردمت به یاد خواهد سپرد؛ شهری که کودکانش با دفتر و مداد به مدرسه رفتند، اما نامشان با خون، بر صفحه جاودان ایران نوشته شد.
نویسنده: ایوب کافی
انتهای پیام/