آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۵۴۲
۱۱:۳۶

۱۴۰۵/۰۴/۲۹

در کنار تو خوشبخت‌ترین زن دنیا بودم

فاطمه رجبی همسر شهید پاسدار «محمدمهدی کرمی» در وصف دلتنگی‌اش نوشت: «در کنار تو، خوشبخت‌ترین زن دنیا بودم. هیچ‌گاه احساس نکردم چیزی در زندگی‌ام کم دارم، چون تو را داشتم و بودنِ تو برای من از هر داشته‌ای باارزش‌تر بود. کنار تو احساس می‌کردم ملکه‌ام، ملکه‌ای که تمام شکوه و خوشبختی‌اش را از عشق، محبت و آرامشی می‌گرفت که تو به قلبش هدیه می‌دادی.»


شهید

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، پاسدار شهید محمدمهدی کرمی یادگار محمدعلی و اکرم پنجم خردادماه سال ۱۳۶۲ در استان تهران چشم به جهان گشود. او داشجوی کارشناسی در رشته مدیریت بود. با شروع حمله رژیم صهیونی - امریکایی به خاک کشورمان در تاریخ یازدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در محل کارش (در بخش سایبری سپاه پاسداران) به شهادت رسید. پیکرش مطهرش در گلزار شهدای امامزاده عبدالله(ع) شهرری به خاک سپرده شد.

دلنوشته‌ای از فاطمه رجبی همسر شهید پاسدار «محمدمهدی کرمی» در وصف همسرش را در ادامه می‌خوانید:

آرام جانم، کجایی؟مهدی جانم. چقدر دلم برایت تنگ شده است… دلم می‌خواهد باز هم برایت بگویم که چقدر دوستت دارم، هرچند می‌دانم هیچ واژه‌ای نمی‌تواند بزرگی عشق من به تو را آن‌طور که باید بیان کند.

در کنار تو، خوشبخت‌ترین زن دنیا بودم. هیچ‌گاه احساس نکردم چیزی در زندگی‌ام کم دارم، چون تو را داشتم و بودنِ تو برای من از هر داشته‌ای باارزش‌تر بود. کنار تو احساس می‌کردم ملکه‌ام، ملکه‌ای که تمام شکوه و خوشبختی‌اش را از عشق، محبت و آرامشی می‌گرفت که تو به قلبش هدیه می‌دادی.

شاید خانه و ماشین آن‌چنانی نداشتیم، شاید وسایل زندگی‌مان همان وسایل ساده‌ی جهیزیه‌ام از شانزده سال پیش بود، اما من در کنار تو خوشحال‌ترین بودم. وقتی تو بودی، احساس می‌کردم زیباترین، بهترین و شیک‌ترین زندگی دنیا را دارم. تو با عشق و حضورت، به ساده‌ترین داشته‌هایمان رنگی از زیبایی و ارزش می‌دادی که با هیچ چیز در دنیا قابل مقایسه نبود.

تو هیچ‌وقت نگذاشتی لبخند از روی لب‌های من کنار برود و اشک از چشمانم جاری شود. همیشه پناه آرامش من بودی، همان تکیه‌گاه محکمی که با بودنت، همه‌ی سختی‌های دنیا برایم آسان می‌شد.

مهدی جانم، کاش بودی…کاش هنوز کنارم بودی…از وقتی رفته‌ای، انگار تنهاترین آدم روی زمینم. نبودنت فقط یک جای خالی در خانه نیست، گویی قسمتی از وجودم، بخشی از قلبم و تمام آرامشم با تو رفته است.

کاش قدرتی داشتم تا فقط برای یک لحظه دوباره تو را می‌دیدم، دوباره نگاه مهربانت را تماشا می‌کردم، صدایت را می‌شنیدم و در کنارت به همان آرامشی می‌رسیدم که همیشه به من می‌بخشیدی.

مهدیِ من. همسر عزیزم، قهرمان و آرام جانم… تو آرامش زندگی من بودی و هنوز هم در تمام لحظه‌هایم حضور داری. اما جای خالی‌ات، دلم را هر روز بیشتر از قبل می‌سوزاند.

آرامشم، کجایی؟کاش فقط برای یک لحظه، دوباره کنارم بودی…

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه