روایت ۲۱ سال انتظار؛ دامادی که از جبهه به خانه بازنگشت
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، بعضی روایتهای دفاع مقدس با یک وداع آغاز میشوند؛ وداعی که قرار است کوتاه باشد، اما سالها به طول میانجامد. روایت شهید داودعلی صابری، روایت جوانی است که تنها چند ماه از آغاز زندگی مشترکش گذشته بود که لباس سربازی پوشید و راهی جبهه شد؛ جوانی که رفت تا از دین و میهن دفاع کند و ۲۱ سال بعد، سرانجام به آغوش زادگاهش بازگشت.

شهید داودعلی صابری، فرزند نظامعلی، دهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۶ در روستای قاییدان از توابع شهرستان شازند و در خانوادهای مؤمن و مذهبی دیده به جهان گشود. او از همان سالهای کودکی در محیطی سرشار از ارزشهای دینی پرورش یافت و با احکام اسلام آشنا شد. باورهای مذهبی، بخش مهمی از شخصیت او را شکل داده بود و تلاش میکرد آموزههای دینی را در رفتار و زندگی روزمره خود به کار گیرد.
داود در هفتسالگی راهی مدرسه شد و دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت، اما شرایط نامناسب زندگی و محدودیتهای موجود، امکان ادامه تحصیل را از او گرفت. پس از ترک تحصیل، برای کمک به خانواده و یاری رساندن به پدر، وارد عرصه کار و کشاورزی شد و در زمینهای زراعی به کشت و کار پرداخت.
او جوانی پرتلاش، متین و مسئولیتپذیر بود و زندگی ساده روستایی، روحیهای صبور و سختکوش در وجودش پرورش داده بود. داود در ادامه مسیر زندگی، ازدواج کرد و زندگی مشترک خود را با همسری نیکو آغاز کرد. هنوز چند ماه بیشتر از آغاز این زندگی نگذشته بود که ندای خدمت مقدس سربازی، او را از خانه و خانواده جدا کرد.
روز رفتن، برای خانواده و همسر جوانش روزی سخت و پر از دلتنگی بود. اشکهای همسر و دعای پدر، بدرقه راه داود شد؛ اما او با قلبی سرشار از ایمان و احساس مسئولیت، برای انجام وظیفه راهی جبهههای نبرد شد. این جوان شازندی به عنوان سرباز وظیفه لشکر ۷۷ خراسان به مناطق عملیاتی اعزام شد و در کنار دیگر رزمندگان، در برابر دشمن بعثی ایستادگی کرد.
شهید صابری مدتی در منطقه عینخوش به نبرد با نیروهای بعثی پرداخت و حدود شش ماه از حضورش در جبهه گذشته بود که سرانجام در بیستویکم تیرماه سال ۱۳۶۷، همزمان با تک دشمن، در ارتفاعات موسیان به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
اما شهادت پایان قصه داودعلی صابری نبود؛ خانواده او سالها در انتظار بازگشت پیکر عزیزشان باقی ماندند. ۲۱ سال گذشت و خبری از پیکر شهید به دست نیامد. سالها چشمانتظاری، خاطرات آخرین وداع را برای خانواده زنده نگه میداشت؛ همسر جوانی که زندگی مشترکش هنوز آغاز نشده، همسری را بدرقه کرده بود که دیگر بازنگشت و پدری که سالها چشم به راه نشانی از فرزندش ماند.
سرانجام پس از ۲۱ سال، در سال ۱۳۸۲، بقایای پیکر مطهر این شهید والامقام از روی پلاک شناسایی شد و هویت او به خانواده اعلام شد. این خبر پس از سالها انتظار، اگرچه داغ فراق را تازه کرد، اما پایان چشمانتظاری خانوادهای بود که سالها برای بازگشت عزیزشان صبر کرده بودند.
پیکر مطهر شهید داودعلی صابری در نهم آذرماه سال ۱۳۸۲ با حضور مردم قدرشناس و خانوادههای شهدا در روستای قاییدان تشییع و در زادگاهش به خاک سپرده شد؛ تا پس از ۲۱ سال، مزار او مأمن خانواده و مردم روستا و یادآور سالهای پرافتخار دفاع مقدس باشد.
امروز مزار شهید داودعلی صابری در قاییدان شازند، روایتگر داستان جوانی است که برای دفاع از دین و میهن، از همسر، پدر، مادر و تمام دلبستگیهای دنیوی دل برید. او رفت تا از وطن دفاع کند، در جبهه ماند و پس از شهادت نیز ۲۱ سال در انتظار بازگشت بود؛ اما سرانجام به زادگاهش بازگشت تا نام و یادش برای همیشه در حافظه مردم و تاریخ دفاع مقدس جاودانه بماند.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی