از عاشورا تا امروز؛ راز ماندگاری ملت در بدرقه امام شهید
تشییع میلیونی امام شهید، جلوهای کمنظیر از پیوند عمیق مردم با آرمانهای انقلاب، ولایت و فرهنگ ایثار و شهادت بود. حضوری که فراتر از یک مراسم، پیام وحدت، مقاومت و وفاداری ملت را به جهانیان مخابره کرد و برگ دیگری بر تاریخ حماسههای مردمی ایران افزود. در گفتوگوی نوید شاهد سمنان با «محمدحسن حمزه» جانباز، راوی دفاع مقدس و پدر شهید مدافع حرم «محمدحسین حمزه» ابعاد این حماسه مردمی و پیامهای آن را بررسی کردهایم.

حضور میلیونی مردم؛ تجلی پیوند ولایت و بصیرت
مردم یکی از سه ضلع پایه و اصلی نگهداری انقلاب اسلامی بودهاند، هستند و خواهند بود. با شروع جنگ، مردم تشخیص دادند که باید در خیابانها حاضر شوند و پشتیبان نظام و رهبری باشند. پس از شنیدن خبر شهادت رهبر شهید، همه منتظر روزی بودند که بتوانند برای رهبرشان یک دل سیر گریه کنند و عشق و محبت خود را به امام شهیدشان ابراز کنند. زمانی که اعلام شد تشییع و بدرقه رهبر شهید چه زمانی انجام میشود، همه اقشار مردم وارد میدان شدند. حضور میلیونی مردم در تهران، قم، مشهد مقدس و حتی مردم عراق، نشاندهنده این عشق و ارادت بود. اگر پیکر شهید به شهرهای دیگر کشور و حتی به کشورهای دیگر نیز برده میشد، بیشک جمعیت عظیمی برای بدرقه و تشییع امام شهیدشان حاضر میشدند. این حضور را میتوان از چند جنبه بررسی کرد. نخست اینکه، این حضور نشاندهنده تصرف ولایی رهبر شهید در دلهاست؛ یعنی آنچنان رهبر شهید در قلوب مردم آزاده و مسلمان نفوذ داشت که دلها به سوی ایشان کشیده شد و این، نشاندهنده مدیریت الهی قلوب مردم توسط رهبر عزیزمان بود.
دومین نکته این است که در طول تاریخ، کمتر نمونهای میتوان یافت که یک مرجع تقلید، همزمان رهبر جامعه باشد و به این شکل به دست اشقیالاشقیاء به شهادت برسد. این اقدام، تابوشکنی دشمن بود و آنان ریسک بزرگی انجام دادند. اگر مردم حضور میلیونی در این مراسم نداشتند، قطعاً دشمن برای گامهای بعدی طمع میکرد و بزرگان ما، همچون علما و مراجع تقلید را نیز هدف ترور قرار میداد. البته مسئولان نیز باید با دقت عمل کنند و بهگونهای رفتار کنند که دشمن این دندان طمع را برکند؛ در غیر این صورت، ممکن است در آینده شاهد وضعیت نامطلوبی باشیم. همانگونه که دشمن بار دیگر رهبر جدید ما را نیز تهدید کرده است. از سوی دیگر، این حرکت مردم در داخل کشور نیز برای کسانی که دیدگاه مادی یا رویکرد سازشکارانه دارند، تلنگر و اتمام حجتی بود و همچنین پیامی روشن برای دشمنان خارجی داشت تا بدانند در محاسبات خود، همواره مردم مسلمان، شیعه و آزادگان جهان را یک استثنا در نظر بگیرند؛ چراکه در این ۴۷ سال، جریان شیعه بارها محاسبات آنان را بر هم زده است.
پیوند قلبی مردم و رهبران الهی
مدیریت الهی رهبران الهی بر قلوب جوامع، حقیقتی انکارناپذیر است. از آنجا که این رابطه، رابطهای دوسویه است، عشق، محبت و اطاعتپذیری مردم نسبت به رهبر خود، در کنار عشق، ارادت و دلسوزی رهبر نسبت به مردم، پیوندی عمیق میان آنان ایجاد میکند. همین پیوند سبب میشود که مردم، حتی افرادی که پیش از این نگاه مثبتی نسبت به جایگاه ولایت فقیه نداشتند، تحت تأثیر این ارتباط معنوی قرار گیرند و ناخودآگاه در میدان حضور پیدا کنند.
انسجام ملی؛ ثمره وحدت حول محور ولایت
این حضور را میتوان نشانهای از انسجام اجتماعی در شرایط فعلی دانست. زمانی که یک محور اصلی و عامل اتحاد و اتفاق شکل بگیرد، قاعدتاً انسجام اجتماعی نیز درپی آن به وجود خواهد آمد. همانگونه که وقتی کعبه وجود دارد، همه فارغ از قومیت، سلیقه و جناح، گرد آن کعبه طواف میکنند، در جامعه نیز هنگامی که محور وحدت شکل بگیرد، دلها به سوی آن جذب میشود. خوشبختانه شکافهایی که گاه میان مردم و دولت مشاهده میشد، برطرف شد و همه در کنار یکدیگر قرار گرفتند. حتی برخی افرادی که صرفاً ظاهرسازی میکردند و در مسئولیتهای مختلف حضور داشتند، با مشاهده حضور پرشور مردم، ناگزیر شدند خود را با مردم همسو کنند. این انسجام ایجاد شده، تنها به انسجام داخلی محدود نماند، بلکه بهعنوان یک جریان مقاومت، به خارج از مرزها نیز صادر و گسترش یافت و همچون نوری، اثر و نمود خود را در منطقه و جهان به نمایش گذاشت.
حضور مردم؛ بازدارنده طمع دشمن
از منظر سیاسی و امنیتی منطقه نیز این حضور مردمی اهمیت فراوانی دارد. معمولاً یکی از بهانههای دشمن برای حمله به یک کشور، این است که ادعا میکند مردم آن کشور با دولت خود زاویه دارند و ما برای نجات مردم، جنگ را آغاز میکنیم. اما در مورد کشور ما اینگونه نیست. وقتی دشمن میبیند که مردم بیش از یک صد شب است در کف خیابانها حضور دارند و حامی حاکمیت و نظام هستند، دیگر این حربه برای او کارایی نخواهد داشت. نکته دیگر این است که اگر بنا باشد همانند معادله عراق، سوریه یا ونزوئلا با کشور ما برخورد کنند، با این جمعیت عظیمی که پشت نظام ایستادهاند، چه خواهند کرد؟ آیا مردم ایران میپذیرند که سربازان آمریکایی مانند آنچه در عراق و برخی کشورهای دیگر رخ داد، در خیابانهای کشورشان قدم بزنند و بیگانگان در همه مسائل کشور دخالت کنند؟ قطعاً حضور مردم، چشم طمع دشمن را نسبت به حضور و نفوذ در داخل کشور کور میکند.
یکی از دلایلی که تاکنون آمریکا بهصورت زمینی به ایران حمله نکرده، این است که میداند در صورت چنین اقدامی، پیش از آنکه با ارتش و نیروهای مسلح ایران روبهرو شود، با مردمی خشمگین مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، چه خواهند کرد؟ آیا میتوانند با همه مردم بجنگند یا نگاه همه را تغییر دهد؟ از همین رو، ناچارند به دنبال تغییر نگاه و باور مردم باشند؛ در حالی که ملت ایران بارها نشان داده است که نگاه و موضع خود را در برابر دشمنانش تغییر نخواهد داد.
مسئولیت؛ امانتی برای خدمت به مردم
در نظام جمهوری اسلامی، مسئولیت یعنی خدمتگزاری و خادم مردم بودن. وقتی امام با آن عظمت و مسئولیتهای الهی که بر عهده داشت، میفرمود: «من خدمتگزار مردم هستم»، دیگر کدام مسئول نظام باید خود را سرور و بالاتر از مردم بداند و تصور کند هر کاری که انجام میدهد، درست است؟ اگر مسئولی پیام مردم را دریافت نکرده باشد، به نظر من دیگر جایگاه مسئولیت، جایگاه مناسبی برای او نیست. این فتوا نیست، بلکه یک نظر عمومی است که چنین فردی در جایگاهی قرار گرفته که شایسته آن نیست. حقوقی هم که از بیتالمال دریافت میکند، نباید برای او حلال باشد؛ زیرا در جایگاهی قرار دارد که باید برای مردمی کار کند که او را به این مسئولیت رساندهاند. به نظر من، مطالبه مردم در کف خیابان باید این باشد که بهگونهای عمل کنیم که در انتخابات آینده دچار خطای محاسباتی نشویم. مسئولان ما اگر واقعاً خود را از مردم میدانند، باید امروز در کنار مردم و در کف خیابان حضور داشته باشند. مجلسی که پنج ماه تعطیل است، در حالی که نمایندگان، خود را نماینده مردم و صدای آنان میدانند، باید در برابر مردم پاسخگو باشد. رئیسجمهور نیز باید به میان مردم بیاید و سخنان آنان را بشنود؛ در غیر این صورت، چون مردم به ایشان رأی دادهاند و همه کسانی که با رأی مردم انتخاب شدهاند، اگر از مردم فاصله بگیرند، مشروعیت مردمی خود را از دست خواهند داد.
عاشورا؛ رمز ماندگاری فرهنگ ایثار و شهادت
رمز ماندگاری فرهنگ ایثار و شهادت، باورهای عاشورایی مردم بوده است. پُلی که از عاشورا به انقلاب اسلامی، از انقلاب اسلامی به دفاع مقدس اول و از آن به دفاع مقدس دوم و سوم متصل شد، همان روحیه ایستادگی، مقاومت و فداکاری در مسیر هدف اصلی، یعنی هدف الهی است که این فرهنگ را ماندگار کرده است. در کنار این، باید مطیع رهنمودهای رهبری در زمینه جهاد تبیین باشیم و مسائل را برای نسل جدید تبیین کنیم؛ نسلی که دلبستگی و هویت او برگرفته از فرهنگ ایرانی و اسلامی است. ما وظیفه داریم این فرهنگ را به نسلهای بعد منتقل کنیم و برای تحقق این هدف، راستگویی، درستکاری، اعتمادسازی و ایجاد اعتبار را سرلوحه کار خود قرار دهیم.
همچنین باید در جنگ روایتها و عرصه رسانه پیشگام بوده و مراقب باشیم روایتهای نادرست و دروغ به مردم ارائه نشود؛ زیرا چنین روایتهایی موجب ناامیدی خواهد شد. امیدآفرینی در کنار دینباوری صحیح و عمل به آموزههای دینی، میتواند این مسیر را تداوم ببخشد. اطاعت محض از ولیفقیه که نظر ولی فقیه نظر امام معصوم، نظر پیامبر و خداست و باید نسبت به رهنمودهای ولیفقیه، بدون تفسیر و تحلیل شخصی، پایبند و مطیع بود.
خروش ملتها علیه سلطهطلبی
اگر بخواهیم این حماسه مردم در بدرقه و تشییع امام شهیدشان را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم: «خروش آتشفشانی مردم آزاده جهان، سونامی بزرگ ملتهای مستضعف علیه ستمگران و سلطهطلبان را رقم زده است.»
قدردانی از حماسهآفرینان میدان اقتدار
من بهعنوان یکی از اعضای جامعه هدف خانواده شهدا، به نوبه خود دست و پای تکتک کسانی را که هم در شبهای اقتدار حضور و هم در مراسم تشییع پیکر پاک رهبر شهید و خانواده ایشان شرکت کردند، میبوسم. این حضور را کمتر از حضور رزمندگان در میدانهای جنگ نمیدانم. آنان با حضور خود، صحنهای زیبا، ماندگار و باشکوه را ترسیم کردند. زبان از توصیف این همه استقبال، شور، حضور خالصانه، بیریا و سختیهایی که مردم در این مسیر به جان خریدند، قاصر است. از صمیم قلب از همه مردم تشکر میکنم و از خداوند متعال میخواهم که خود پاداش این فداکاری را عطا فرماید و این حماسه را مقدمه پیروزی نهایی ملت ایران و امت اسلامی قرار دهد.
مرهمی بر داغی که تا ظهور باقی خواهد ماند
قطعاً حضور میلیونی و حماسی مردم در مراسم تشییع پیکر شهدا، تا اندازهای مرهمی بر دلهای داغدیده خانوادههای شهداست و بخشی از اندوه آنان را تسکین میدهد، اما این داغ، همانند داغ شهادت امام حسین(ع)، در تاریخ باقی میماند. این اندوه، تا زمانی که اهداف والایی که امام شهید از آنها یاد میکرد، یعنی برافراشته شدن پرچم اسلام بر بلندترین قلههای جهان و طنینانداز شدن ندای اسلام در سراسر عالم محقق نشود، بهطور کامل التیام نخواهد یافت. از این رو، چشم امید ما به صاحب اصلی برقراری عدالت در جهان، حضرت بقیةاللهالأعظم(عج) است تا با ظهور ایشان، این داغ بزرگ التیام یابد و آرمانهای بلند شهیدان به تحقق کامل برسد.
گفتگو از حمیدرضا گلهاشم