مسافرِ بینشانِ شلمچه
«آنان که مفقودالاثر شدند، از اولیای خاص خداوند تبارک و تعالی هستند.» (امام خمینی ره)
شهید حسین فضلالله در ۱۲ بهمنماه ۱۳۳۲ در شهر محلات و در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود. در حافظهی خانواده، خاطرهای درخشان از دوران کودکی او نقش بسته که نشان از سرنوشتی خدایی دارد. در سفری که خانواده برای زیارت عتبات عالیات به کربلا داشتند، حسینِ خردسال (۴ یا ۵ ساله) در میان جمعیت گم میشود. مادربزرگ او در اوج استیصال، دست به دامان قمر بنیهاشم حضرت ابوالفضل (ع) میشود. در همان لحظات، جوانی بلندقامت و نورانی، دستِ کوچک حسین را در دست مادربزرگش میگذارد و بیآنکه کلامی بگوید، در میان جمعیت ناپدید میشود؛ گویی دستی غیبی، او را برای راهآسمان برگزیده بود.
حسین تحصیلات خود را تا مقطع ششم ابتدایی ادامه داد و پس از آن، برای کمک به معیشت خانواده به کشاورزی پرداخت. در هجدهسالگی مسیر زندگی او تغییر کرد و به عنوان کارمند در پالایشگاه نفت تهران استخدام شد. در همین سالها بود که تشکیل خانواده داد و در کنار همسر و چهار فرزندش، کانون گرمی را بنا کرد.
اما زندگی در آسایش، او را از دغدغههای انقلابی غافل نکرد. حسین از پیشگامانِ حضور در تظاهراتهای ضد طاغوت بود. با پیروزی انقلاب اسلامی، او در بسیج محله و بسیج پالایشگاه، خالصانه خدمت کرد و حضور فعال او در پستهای شبانه و فعالیتهای اجتماعی، گواهی بر تعهدِ عمیق او به نظام نوپای جمهوری اسلامی بود.
با آغاز جنگ تحمیلی، قلبِ حسین برای دفاع از مرزهای ایران بیقرار شد. او که شهادتِ داییهای عزیزش (شهیدان حسین و احمد رضایی) را دیده بود، نمیتوانست آرام بنشیند. از سال ۱۳۶۲، با پیوستن به بسیج پایگاه «مالک اشتر»، راهی جبهههای حق علیه باطل شد.
در آخرین اعزام، درست زمانی که برای مرخصی به خانه بازگشته بود، همزمان با سالگرد شهادت داییهایش بود. اطرافیان بیقراری او را میدیدند؛ حسین در پاسخ به اصرارها و دلتنگیها، با تأکید بر سخن امام خمینی (ره) میگفت: «جبهه فرمان امام است و واجبتر از هر چیزی است.» او سرانجام با دلی مطمئن، همسر و فرزندانش را به صبر و استقامت دعوت کرد و برای آخرین بار عازم جبهه شد.
شهید حسین فضلالله در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۶۷، در حالی که به عنوان تکتیرانداز در عملیات «بیتالمقدس ۷» در منطقه عملیاتی شلمچه حماسهآفرینی میکرد، به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در خاکهای تفتیده شلمچه، مفقودالاثر شد.
او مردی مهربان، دلسوز و عاشقِ امام خمینی (ره) بود. در نامههایی که از جبهه برای همسرش مینوشت، همواره سلام به محضر حضرت مهدی (عج) و شهدا را فراموش نمیکرد و با وجود دوری از خانواده، همسرش را به صبر و شکیبایی در راه خدا دعوت مینمود.
امروز، یاد و نام این شهید بزرگوار در کنار دیگر شهدای مفقودالاثر، چراغ راهِ نسلهای آینده است. به امید روزی که در سایه رهبری مقام معظم رهبری، تمام اسرا و مفقودالاثرها با سلامت به آغوش میهن بازگردند و پرچم اسلام به دست صاحب اصلیاش برسد.
