آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۴۹۴۹
۱۱:۲۰

۱۴۰۵/۰۴/۲۲
خاطرات شفاهی؛

روایت جانباز از لحظه مجروحیت تا آغوش سیدالشهدا (ع)

جانباز سرافراز «رضا صالحی» درباره چگونگی حضورش در جبهه چنین روایت می‌کند: پیش از اعزام، آموزش‌های لازم را دیده بودم و با پایگاه همکاری می‌کردم. سال ۱۳۶۲ مرا به اهواز اعزام کردند. در یکی از عملیات‌ها، در میدان مین مستقر بودیم که یکی از فرماندهان دستور داد آرپی‌جی‌زن به سمت دشمن شلیک کن. نخستین گلوله شلیک شد و به سنگر نیروهای عراقی اصابت کرد. همان لحظه، یک خمپاره ۶۰ میلی‌متری دقیقاً در سمت راست من به زمین خورد. شدت انفجار به حدی بود که اسلحه در دستم خرد شد و خودم نیز به گوشه‌ای پرتاب شدم. از دست تا کمرم پر از ترکش است. وقتی بی‌هوش شدم، برای لحظه‌ای احساس کردم سرم بر روی پای امام حسین (ع) قرار دارد.


ی

به گزارش نوید شاهد هرمزگان، «اسناد افتخار» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، همسران شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان هرمزگان بوده که این برنامه با همکاری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان هرمزگان و صدا و سیمای مرکز خلیج‌فارس تهیه شده است. این قسمت از «اسناد افتخار» با جانباز سرافراز «رضا صالحی» به گفت‌و‌گو پرداخته است. نوید شاهد شما را به دیدن این کلیپ دعوت می‌کند.

جانباز سرافراز «رضا صالحی» درباره چگونگی حضورش در جبهه چنین روایت می‌کند:

«پیش از اعزام، آموزش‌های لازم را دیده بودم و با پایگاه همکاری می‌کردم. سال ۱۳۶۲ مرا به اهواز اعزام کردند. در یکی از عملیات‌ها، در میدان مین مستقر بودیم که یکی از فرماندهان دستور داد آرپی‌جی‌زن به سمت دشمن شلیک کن. نخستین گلوله شلیک شد و به سنگر نیروهای عراقی اصابت کرد. همان لحظه، یک خمپاره ۶۰ میلی‌متری دقیقاً در سمت راست من به زمین خورد. شدت انفجار به حدی بود که اسلحه در دستم خرد شد و خودم نیز به گوشه‌ای پرتاب شدم. از دست تا کمرم پر از ترکش است. وقتی بی‌هوش شدم، برای لحظه‌ای احساس کردم سرم بر روی پای امام حسین (ع) قرار دارد.»

کد ویدیو

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه