«إِنِّـیْ لاَ أَرَی المَـوْتَ إِلاَّ سَـعَادَةً، وَالحیَـاةَ مَـعَ الظَّالِمِیَـنَ إِلاَّ نَدَمـاً بَرَمـاً» (مـن مـرگ را جز سـعادت و زندگـی بـا سـتمکاران را جـز خـواری نمی بینـم). امـام حسـین (ع)
پـس از حمـد و سـتایش خداونـد رحمـان و رحیـم و درود بی کـران بـر بنـدۀ خالـص او حضـرت محمـد (ص)؛ و بـا درود بـر نبـی عالـم بشـریت، خورشـید غیـب فـروزان، امـام زمان(عـج) و بـر نایـب برحقـش، امـام خمینـی، ایـن پیـری کـه سـخنانش پشـت شـرق و غـرب را بـه لـرزه درآورده؛ و بـا سـلام بـه تمـام شـهدای اسـلام، از کربـلای حسـینی تـا کربـلا ی خمینـی وصیتـم را آغـاز می کنــم.
پــروردگارا! مــن در وجــود خــود لیاقــت شــهادت را نمیبینــم و شــاید هــم لایــق شهیدشــدن نباشـم؛ زیراکـه شـهید مقامـی بـزرگ دارد و مـن بـا کولهبـاری از گنـاه و معصیـت بـه درگاه تـو آمـدهام و م یدانـم فضـل و بخشـش شـما خیلـی زیـاد اسـت، و امیـدوارم کـه شـهادت نصیـب مـن بدبخـت گنهکار هـم بشـود. فقـط ایـن را بگویـم کـه راه سـالار شـهیدان، حسـین بن علی (ع) را خیلــی دیـر یافتــم. تمــام عمرمــان در جاهلیــت میگذشــت و مــا مثــل شــمع آب میشــدیم و در میــان گنــاه و معصیــت غوطــه ور بودیــم و از اطــراف خودمــان ب یخبــر؛ ولــی بــا طلــوع و بــا به ثمررسـیدن انقـلاب اسـلامی بـه رهبـری امـام خمینـی ایـن نهضـت بـه اوج خـود رسـید و جرقـهای از ایـن نهضـت در دل مـا تابیـدن گرفـت و ایـن تابـش در لحظـهای کـم بـه اوج خـود رسـید و مـرا فراگرفـت و تـا مـرز شـهادت پیـش رانـد؛ ولـی ایـن را نمیدانـم در آن لحظـه کـه شـهادت سرمی رسـد، آیـا هنـوز هـم وفـا داریـم یـا نـه.
سخنی با خانوادهام
از مـادرم میخواهـم کـه مـرا ببخشـد و مـرا موردشـفاعت قـرار بدهـد؛ چـون حقـی بـزرگ بـر مـن دارد. او بـا زحماتـی بیکـران مـرا در دامـن خـود پـرورش داد و همـۀ ناملایمـات و سـختی ها و دردهـا و غصههـا و شـب زنده داری ها را بـه جـان خریـد و مـرا بـه ایـن سن وسـال رسـاند و مـن به انــدازۀ این همــه محبتــش نمی توانــم حقشناســی کنــم؛ به جــز یــاری و توفیــق خداونــد متعــال.
همچنیـن پـدرم هـرگاه در وجـود خـود چیـزی احسـاس میکـردم، ایـن نعمـت از آن او بـوده و از او سپاســگزاری و قدردانــی میکنــم.
از پـدر و مـادرم خواسـتارم کـه خواهـرم را بـه بهتریـن نحـو تحویـل جامعـه بدهیـد تـا باعـث سـرافرازی خانـوادۀ خـود باشـند.
دیگـر چیـزی نـدارم کـه بگویـم، فقـط از شـما خواهـش میکنـم کـه سـخن های امـام عزیزمـان، ایـن امیـد محرومـان و مسـتضعفان جهـان را بـا گـوش و جـان فرابگیریـد و اجـرا کنیـد. از شـما خواهـش میکنـم پشـتیبان امـام عزیزمـان باشـید کـه بـرای اسـلام و ملـت ایـران خیلـی زحمـت کشیدهاند. مـا جانهـای خـود را نثـار امـام عزیزمـان میکنیـم تـا عمـر طولانی تـا انقـلاب مهـدی داشـته باشـد.
به امید پیروزی رهروان خمینی بر کفر جهانی
۶۴/۲/۳