شیخ شهید؛ پیشگام بصیرت و فقه حکومتی در عصر مشروطه
به گزارش نوید شاهد یازدهم مردادماه، یادآور سالروز شهادت فقیه بصیری است که با خون خود، خطکشِ بصیرت را در تاریخ معاصر ایران اسلامی به یادگار گذاشت و لذا نکوداشت این روز و شیخ شهید فضلالله نوری (ره) نه فقط یادآوریِ یک فقیه مبارز، که خود بازخوانیِ یک راهبردِ ماندگار در مواجهه با استعمارِ نوین است. او که در عصر خود از برجستهترین مجتهدان تهران و از پیشگامان نهضت مشروطه بهشمار میرفت، در آغازِ راه، با حضور در تحصنها و مهاجرتهای سیاسی از نهضتِ تحولآفرین مشروطه خواهی با تمام وجود حمایت کرد، اما با ظهور نشانههایی از نفوذِ غربگرایان و سلطنتطلبان در صفوفِ مشروطهخواهان دید و شاهد به انحراف را اندیشه و عملِ همقطارانِ دیروز خود شد؛ پا را از مصلحتاندیشیِ شخصی فراتر نهاد و با شجاعتی که به تعبیر امام خمینی (ره) «کنار نهادنِ تقیّه فکری» بود، به مخالفت با جریانِ منحرف برخاست و لذا در بحبوحه و هیاهوی مشروطه خواهی؛ با تیزبینی و بصیرت خود، توطئه استعمارگران برای دینزدایی از کیان سیاسی ایران را تشخیص داد و تا پای جان با شعار «مشروطه مشروعه» در برابر آنان ایستاد و این مقاومت و مخالفت نه در برابر اصلِ مشروطه سازی دیوان سالاری سیاسی که خود آن را، چون نوزادی در دامنِ نظریه «دولتِ شریعت» میپرورد و با عنوانِ «مشروط مشروعه» از آن دفاع میکرد بلکه با انحراف و مشروط سازی آن به بسترهای نوین استیلاء برای غرب مخالف بوده است.
اعتقاد و عزم شیخ شهید بر آن بوده، مشروطهای که بخواهد ریشه دین را (تنها پناهگاه تاریخیِ مردم ایران در برابر استبداد و استعمار) بزند، درواقع همان بستر ساز و زمینهسازِ بسط حضورِ دوباره استکبار و استیلاء آن بر سرنوشت جامعه اسلامی، اما با لباسی مخملین است و لذا فریاد بر میآورد: «من والله با مشروطه مخالفت ندارم؛ با اشخاص بیدین و فرقه ضالّه و مضلّه مخالفم که میخواهند به اسلام لطمه وارد آورند.» و طول نکشید که این هشدار و هراس او با کودتای ۱۲۹۰ رضاخانی به واقعیتی دردناکتر از حاکمیت قاجار تبدیل شد و تلخیِ پیشبینیِ آن شهید، در حافظه تاریخی ملت ایران به یادگار گذاشت. اما در این میان آنچه موجب این بصیرت و تیز بینی تاریخی در هیاهوی تحول خواهی در اندیشه سیاسیِ شیخ شهید شد و او را از هم قطاران مشروطه خواهش متمایز ساخت؛ نگرشِ حکومتی او به فقه بود. در دورهای که نگاهِ رایج در میان فقها به فقه محدود به ابوابِ احکام عبادی و فردی بود، او توانست بر پایه قاعده قرآنیِ «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» و اصل فقهیِ «نفی سبیل»، حدودِ تعامل با نظامهای غیراسلامی را ترسیم نماید و هشدار دهد که پذیرشِ بیضابطه قوانین غربی، نه تنها «ترقّی» که سلطهپذیریِ پنهان است؛ و این رویکرد، او را به یکی از نخستین نظریهپردازانِ «فقهِ حکومتی» در عصر مدرن و زمینه ساز شکل گیری اندیشه ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (ره) شد.
در پایان میتوان به سه مولفهی برجسته از نگرش استکبارستیزیِ شیخ شهیدرکه میتواند چراغ راه امروز ما در پیچ سخت تمدن سازی نوین باشد، اشاره خواهم داشت:
۱) توجه به استکبارستیزیِ نهادی و ساختاری در عصر استعمار نوین: شیخ شهید خیلی زودتر از دیگر مشروطه خواهان پی به تغییر راهبرد استعمارگران در عصر مدرن سازی برای بسط نفوذ خود از طریق نهادسازی برده بود و لذا ایشان به نیکی دریافته بود که استعمارِ نوین از طریقِ نهادسازیِ به دنبال عقب داشت فرهنگیِ و تمدنی جوامع است که این میتواند امروز در هیاهوی شعارهای خوش رنگ و لعاب حقوق بشر و حقوی بشردوستانه و نظم نوین بین الملل و حقوق بین الملل، برایمان خط ترازی مستحکم باشد.
۲) توجه به نقش فقه سیاسی و نگرش حکومتی به فقه در مسیر احیاء تمدن اسلامی بر بستر استکبارستیزیِ مبتنی بر فقهِ حکومتی: شیخ شهید دریافته بود که تنها راه برای رسیدن به یک حکومت تضمین کننده ترقی و تعالی جامعه ایرانی، حکمرانی مبتنی بر شریعت است؛ آنچه که متاسفانه با ترویج تفکرات اسلام سکولار و تدین بدون سیاست از سوی برخی معاندان و غافلان در بستر افکار سازی اجتماعی شاهد هستیم و امام شهید بارها از آن به عنوان خطری که میتواند مجددا بستر سلطه اجانب را در این سرزمین و دیگر سرزمینهای اسلامی آماده کند، هشدار و پرهیز داده بود.
۳) بصیرت و نگرش انتقادی در مواجه با تحولات بر خواسته از غرب: یکی از شفارشات امام شهید که برخواسته از اندیشه شیخ شهید بوده، ضرورت بصیرت و نگرش انتقادی در مواجه با تمدن و دستاوردهای غرب است که نه متحجرانه باید همه را از زیست اجتماعی حذف نمود و نه روشنفکرانه از سرتاپا ذلیل آن شد بلکه با نگرشی انتقادی به آن مواجه شد. شیخ شهید با بصیرت برخواسته از مکتب عاشورایی شیعه خیلی زود پی به ذات سکولار و استعمار پذیر نهفته در پشت شعارهای رنگین مشروطه برده بود و با همان شعار امام شهید خود در سال ۶۰ هجری خود را وام دار هیچ دولت و اجنبی پرستی ننمود.
در پایان باید یاد آور شد که سالروز شهادت این فقیهِ بصیر، فرصتی است تا بار دیگر از خود بپرسیم: آیا امروز نیز در میانِ هیاهوی نهادهایِ رنگارنگ و دعوتهایِ ترقّیخواهانه، قدرت فهم و دیدن نشانههایِ همان انحرافِ دیروز را داریم و چقدر در مسیر تحول خواهی و رسیدن به قله تمدنی خود را متکی به راهکارِ شیخ شهید یعنی بازگشت به فقهِ حکومتی و هوشیاری در برابرِ سلطهپذیریِ نهادی غرب، میدانم تا به تعبیر رهبر سوم انقلاب در عین تاب آوری اجتماعی دچار خطای محاسباتی نشویم؟
حجت الاسلام محمدجواد قائمی، مدیر حوزه علمیه خواهران استان مازندران
انتهای پیام/