آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۵۵۴
۱۲:۴۰

۱۴۰۵/۰۴/۰۷
دست‌نوشته شهید «غلامرضا حیدری

دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد

دست‌نوشته شهید «غلامرضا حیدری» بازتابی از روحیه ایثار، عشق به وطن و وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی است؛ متنی که از دلبستگی او به جبهه، آرزوی شهادت و توصیه به استقامت و پیروی از ولایت حکایت دارد.


دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید «غلامرضا حیدری» یکم فروردین ۱۳۳۳، در روستای صیدایاز از توابع شهرستان اسلام آباد غرب دیده به جهان گشود. پدرش محمدرضا، کشاورز بود و مادرش اخضر نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هفتم تیر ۱۳۶۶، در بانه توسط نیرو‌های عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار شهید والامقام در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش واقع است.

دست نوشته شهید

نخست باید بگویم که بر هر مسلمان واجب است وصیت‌نامه‌ای بنویسد و من نیز وصیت‌نامه خود را با نام خداوند، یگانه پاسدار حرمت خون شهیدان، آغاز می‌کنم.
با سلام و درود بر پیشگاه حضرت ولی‌عصر (عج) و نایب برحقش، امام خمینی، این قلب تپنده ملت ایران که با رهنمود‌های پیامبرگونه خویش، ملت شریف ایران را از بند ظلمت و سیاهی نجات داد.

مگر نه این است که باید شفق به خون بنشیند تا بار دیگر سپیده سر برآورد؟ مگر نه این است که مستضعفان، نمایندگان خداوند بر روی زمین، باید به حاکمیت برسند؟
خدایا، تو خود شاهدی که این راه را آگاهانه انتخاب کرده‌ام و مرگ در سنگر را بر مرگ در بستر ترجیح می‌دهم. من می‌روم تا اسلحه خونین بر زمین‌مانده همرزمانم را به دست گیرم و راه پرافتخار آنان را ادامه دهم.

زیر این آسمان کبود، به قله‌های سر به فلک کشیده کردستان و مهران سوگند یاد می‌کنم که همواره راه شهیدانی را ادامه دهم که در وجب‌به‌وجب خاک مقدس کردستان، مهران و سراسر کربلا‌های ایران در خون خویش غلتیدند.‌ای دشت‌ها و قله‌های مهران!‌ای وطن من! خاک تو برایم آشناست. من با تاریکی شب‌های جبهه انس گرفته‌ام و سنگر برایم عبادتگاه است. دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد.

بیشتر خاطراتم در جبهه‌های مهران و ارتفاعات مشرف بر شهر‌های زرباطیه و بدره عراق رقم خورده است. ما می‌رویم تا به ندای حسین زمانمان لبیک بگوییم.‌ای کربلا! آغوشت را به روی من و همرزمانم بگشا؛ به روی سپاهیان محمد رسول‌الله (ص) که پس از گذشت قرن‌ها، حماسه کربلا را بار دیگر در مشرق‌زمین زنده می‌کنند و برای برچیدن بساط ظلم و ستم به میدان آمده‌اند.

اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد، از خانواده‌ام می‌خواهم برایم گریه و زاری نکنند؛ زیرا من زنده‌ام و مرگ با افتخار را پذیرفته‌ام.
سلام بر تو‌ای مادرم،‌ای مادر مهربانم. مرا حلال کن و برایم گریه و زاری مکن. همان‌گونه که حضرت زینب (س) مصائب کربلا را با صبر و استقامت تحمل کرد، تو نیز در این راه شکیبا باش و به شهادت فرزندت افتخار کن.

از مردم مسلمان ایران می‌خواهم همواره رهنمود‌های حضرت امام و نایب ایشان، حضرت آیت‌الله منتظری، را سرلوحه کار و زندگی خود قرار دهند.
همچنین از همه مردم مسلمان می‌خواهم جبهه‌ها را پر کنند و نگذارند رزمندگان عزیز اسلام در جبهه‌ها احساس تنهایی و خستگی کنند.

در پایان، از خداوند متعال طول عمر با برکت حضرت امام و پیروزی نهایی رزمندگان اسلام را در تمامی جبهه‌های نبرد مسئلت دارم.
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی (عج)، خمینی را نگه‌دار.

غلامرضا حیدری

 

انتهای پیام/

 


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه