«سردشت» باید نماد جهانی دادخواهی علیه سلاحهای کشتارجمعی شود
رحیم کریمی واحد، در گفتوگو با خبرنگار نوید شاهد با اشاره به گذشت ۳۹ سال از فاجعه بمباران شیمیایی سردشت، بر لزوم بازنگری در شیوه روایتگری این حادثه تأکید کرد. وی با مقایسه تطبیقی میان واقعه هیروشیما و فاجعه سردشت اظهار داشت: هیروشیما پس از ۸۰ سال توانسته است به نماد جهانی قربانیان سلاح اتمی تبدیل شود؛ چرا که روایتگر درستی از این واقعه در سطح بینالملل بوده است. اما ما در سردشت، علیرغم اینکه در اواخر قرن بیستم و در زمان وجود پروتکلهای منع سلاحهای شیمیایی (۱۹۲۵) قربانی شدیم، نتوانستهایم صدای مظلومیت و حقانیت خود را چنانکه باید به گوش جهانیان برسانیم.
رئیس انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت، با اشاره به پیوند میان «حافظه تاریخی» و «دیپلماسی» تصریح کرد: در دوران مذاکرات برجام، بارها تأکید کردم که نباید فاجعه سردشت را تنها در چارچوب مراسمهای داخلی در تهران یا خود سردشت محصور کنیم. اگر این فاجعه در سطوح جهانی بهخوبی بازنمایی میشد، امروز دشمن نمیتوانست بهسادگی اتهام تلاش ایران برای دستیابی به سلاحهای نامتعارف را مطرح کند. ما که خود بزرگترین قربانی سلاحهای شیمیایی هستیم، با کدام منطق به دنبال ساخت بمب اتم میرویم؟ این تناقض آشکار تنها با رسانهای کردن دقیق فاجعه سردشت در مجامع بینالمللی قابل اثبات است.
کریمی واحد با ابراز گلایه از عملکرد رسانهها در تبیین ابعاد استراتژیک این فاجعه گفت: رسانه، حلقه مفقوده در پیوند میان مردم و مسئولین برای پیگیری حقوقی این پرونده است. متأسفانه رسانهها نتوانستهاند این باور را در مسئولین ایجاد کنند که فاجعه سردشت یک موضوع بینالمللی و یک فرصت برای دیپلماسی عمومی است. در شرایطی که در سالهای گذشته فجایع دیگری رخ داده، انجمن ما توانسته است با تکیه بر جایگاه مشورتی خود در سازمان منع سلاحهای شیمیایی (OPCW)، حقانیت قربانیان را فریاد بزند، اما این تلاشها باید با حمایت جدی رسانهای و مسئولین همراه شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت معیشتی و درمانی مصدومین اشاره کرد و افزود: انجمن ما ظرفیت بالایی برای فعالیتهای تحقیقاتی، رسانهای و راهاندازی کمپینهای بینالمللی دارد. اما در داخل کشور، بسیاری از ظرفیتها صرف رسیدگی به گرفتاریهای روزمره و معیشتی مصدومین میشود که خود وظیفه ذاتی دستگاههای اجرایی است.
کریمی واحد در پایان با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد گفت: سردشت، یک فاجعه انسانی است که میتواند به فرصتی برای صلح تبدیل شود. اگر ارادهای جدی برای تبدیل کردن این فاجعه به یک پروژه ملی و بینالمللی در دستگاههای حاکمیتی و رسانهها شکل بگیرد، میتوان گوش جهان را نسبت به حقایق جنگ تحمیلی و مظلومیت ملت ایران پر کرد. امروز زمان آن است که بیش از آنکه بر مراسمها تمرکز کنیم، به فکر ثبت این حماسه در حافظه تاریخی جهان باشیم.

رحیم کریمی واحد در بخش دیگری از واکاوی مشکلات جانبازان و مصدومین شیمیایی، تصریح کرد: متأسفانه ساختار بنیاد شهید به گونهای است که این نهاد همزمان در نقش متولی و ارائهدهنده خدمات قرار گرفته است. بنیاد شهید نباید خود را درگیر اموری همچون مسکن، درمان و معیشت کند، چرا که این موضوع سبب میشود بنیاد درگیر روزمرگیهای اداری شده و از وظیفه اصلی خود که همان نقش «پدر معنوی» و مطالبهگر حقوق ایثارگران از حاکمیت است، فاصله بگیرد.
کریمی واحد افزود: بزرگترین نیازِ یک جانباز شیمیایی، رسیدگی تخصصی به مشکلات ریوی است. اما در شهر سردشت که کانون این فاجعه است، ما همچنان از فقدان متخصص ریه رنج میبریم. وقتی به مسئولین امر مراجعه میکنیم، با بهانههایی نظیر کمبود پزشک در سطح کشور مواجه میشویم. اگر بنیاد شهید درگیر مدیریت داخلی بهداشت و درمان نبود، میتوانست با فشارهای قانونی و اداری، وزارت بهداشت را مکلف کند که حکماً پزشک متخصص را در این مناطق مستقر کند؛ اما اکنون به دلیل همپوشانی وظایف، این مطالبهگری بهدرستی انجام نمیشود.
وی با اشاره به ضعف در ثبت مستندات تاریخی و پزشکی ایثارگران گفت: بر اساس اسناد رسمی دکتر عباس فروتن، ما بیش از ۱۶۰۰ قربانی شیمیایی داریم که هنوز شناسایی نشدهاند؛ افرادی که عمدتاً فوت شدهاند و نامشان در لیستهای حمایتی نیست. وظیفه ما در مقابل این عزیزان و کتاب تاریخ انقلاب چیست؟ چرا نتوانستهایم این عمق فاجعه را به سند افتخار و دادخواهی بینالمللی تبدیل کنیم؟
کریمی واحد با انتقاد از نبود برنامهریزی راهبردی اظهار داشت: ما در این ۳۹ سال، شاهد ضعف برنامهریزی عملیاتی بودهایم. اگر در هر سال تنها یک طرح کلان برای معرفی ابعاد فاجعه سردشت در سطح جهانی اجرا میشد، امروز ما ۳۹ پروژه بینالمللی در پرونده داشتیم. متأسفانه ما درگیر مسائل روزمره شدیم و از ترسیم افقهای بلندمدت برای احقاق حقوق بینالمللی قربانیان شیمیایی غافل ماندیم. تا زمانی که ساختار بنیاد اصلاح نشود و نقش مطالبهگرایانه آن احیا نگردد، این دور باطل مشکلات برای صد سال دیگر هم ادامه خواهد داشت.
رحیم کریمی واحد وضعیت کنونی شهر سردشت و مصدومین شیمیایی را فراتر از یک موضوع صرفاً درمانی، یک «بحران اجتماعی و ملی» توصیف کرد. وی با ابراز نگرانی عمیق از موج مهاجرت جوانان از این شهر گفت: سردشت که باید کانون توجه و خدماترسانی باشد، امروز شاهد خروج بیسابقه جوانان خود به دلیل نبود اشتغال است. وقتی یک «پدر معنوی» به فکر خانوادهاش نباشد و فرزندانش آواره شهرهای دیگر شوند، نتیجهاش تشکیل نشدن خانوادهها و کاهش نرخ جمعیت است. مهاجرت اجباری ۱۰ هزار جوان از سردشت در سالهای اخیر، یعنی از دست دادن آیندهی این شهر.
رئیس انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت، به وضعیت حیرتانگیز کلینیک تخصصی این شهر اشاره کرد و افزود: ما در سردشت با ۲۵۰۰ جانباز و جامعه ایثارگری ۱۶ هزار نفری، متخصص ریه نداریم و به حضور پزشکان پروازی از شهرهای دیگر متکی هستیم. این در حالی است که اگر این مجموعه با مدیریت صحیح و فشارهای مطالبهگرایانه به وزارت بهداشت به طور کامل فعال میشد، بسیاری از رنجهای جانبازان کاهش مییافت.
کریمی واحد در تحلیل چرایی انتخاب سردشت برای بمباران شیمیایی تصریح کرد: صدام حسین دو هدف اصلی را دنبال میکرد؛ نخست اینکه سردشت را به عنوان آزمایشگاهی برای تست میزان اثرگذاری گازهای شیمیایی جدید بر روی انسان قرار دهد و دوم اینکه با تصور اینکه مردم این منطقه پشتیبان بینالمللی ندارند، جنایت خود را راحتتر انجام دهد. او از بمباران مناطق نظامی ناامید شد و عقدههای خود را بر سر مناطق غیرنظامی و مردم مظلوم سردشت خالی کرد.
وی با تأکید بر اینکه سکوت خبری عامل جسارت دشمن در تکرار جنایات بوده است، گفت: اگر از همان روز اول بمباران سردشت، رسانههای ما با قدرت و به طور متوالی این جنایت را در سطح جهان فریاد میزدند و غبار فراموشی بر آن نمینشاندند، دشمن هرگز جرئت حمله به مدارس و تکرار جنایات مشابه را پیدا نمیکرد. ما در سیاست بازدارندگی رسانهای شکست خوردیم. باور کنید اگر آن روز قاطعانه عمل میکردیم، امروز قدرت بازدارندگی ایران در برابر هرگونه تهدید، چندبرابر بود.
کریمی واحد به اقدامات جاری انجمن اشاره کرد و گفت: ما در حال حاضر با همکاری وزارت امور خارجه و شخص آقای دکتر موسوی رئیس بنیاد شهید و امورایثارگران، در حال برنامهریزی برای دعوت از قربانیان حلبچه جهت حضور در مراسم سالگرد هستیم تا این صدای مظلومیت بینالمللی را دوباره زنده کنیم. هدف ما این است که با بهرهگیری از جایگاه مشورتی خود در سازمان منع سلاحهای شیمیایی (OPCW)، سردشت را از یک نام فراموششده به نماد جهانی مبارزه با سلاحهای کشتارجمعی تبدیل کنیم.

رحیم کریمی واحد، رئیس انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت، با اشارهای متفاوت به مفهوم «دفاع» گفت: باید تفکیک قائل شد؛ بسیاری از کسانی که امروز در مراکز قدرت یا کلانشهرها حضور دارند، مهاجران جنگ هستند که از مناطق درگیر به شهرهایی مثل تهران، اصفهان و شیراز رفتند و آنجا را ساختند. اما مردم سردشت، مدافعان خانه بودند. ما از خانههایمان نرفتیم؛ ما در همان خیابانها و همان خانههایی که در آن زندگی میکردیم، ایستادیم و شهید دادیم. شهادت یک نوزاد پنجماهه در آغوش مادر، یا از دست دادن تمام اعضای خانواده در یک روز روایتگر دفاعی است که کمتر شنیده شده است.
کریمی واحد با تأکید بر لزوم تغییر پارادایم رسانهای اظهار داشت: مشکل اینجاست که در شلوغی تهران و اخبار روزمره، صدای سردشت گم میشود. اگر رسانهای مستقل نداشته باشیم که بدون ملاحظات دولتی، آینه واقعیتهای تلخ این شهر را به مسئولین نشان دهد، هیچ اتفاق مثبتی نخواهد افتاد. رسانه باید بتواند این حساسیت را ایجاد کند که سردشت تنها یک حادثه نیست؛ بلکه نماد موفقیت ایران در سطح بینالمللی در صورت روایتگری درست است.
وی افزود: من بارها به مسئولین گفتهام؛ ما در سردشت دنبال بازیهای سیاسی نیستیم. ما از دل این جنگ بیرون آمدیم و زخمهایش را بر تن داریم. اگر سردشت به عنوان یک موضوع استراتژیک و یک نماد بینالمللی برای دادخواهی ملت ایران تعریف شود، قدرت چانهزنی کشور در مجامع جهانی به شدت افزایش مییابد. اگر سالها پیش، ما این پرونده را به صورت متوالی و مطالبهگرانه پیگیری کرده بودیم، امروز نه تنها بسیاری از فشارهای بینالمللی وجود نداشت، بلکه سردشت به مأمنی برای همبستگی جهانی علیه سلاحهای کشتارجمعی تبدیل میشد.
کریمی واحد در پایان با فراخوان دوباره به تمامی اهالی رسانه و مسئولین گفت: سردشت هنوز هم در سرفههای مردمش زنده است. برای اینکه این حادثه به غبارِ اندوه تبدیل نشود، نباید اجازه دهیم فراموش شود. ما به دنبال ترحم نیستیم؛ ما به دنبال تکریم حقیقت هستیم. اگر سردشت به درستی در تاریخ انقلاب و حافظهی جهانی ثبت شود، آنگاه خواهید دید که چگونه این شهر میتواند به نقطهی قوت دیپلماسی ایران تبدیل شود. امروز نوبت رسانههای مستقل و مسئولین دغدغهمند است که این سند مظلومیت را به سکوی اقتدار ملی تبدیل کنند.
انتهای پیام/