آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۹۱۶
۱۷:۵۶

۱۴۰۵/۰۳/۲۹
گفت‌و‌گو با مادر شهید «علیرضا عباسی» از شهدای جنگ ۱۲ روزه

علیرضا را از امام رضا (ع) هدیه گرفتم و در راه خدا تقدیم کردم

مادر شهید علیرضا عباسی می‌گوید: پسرم در جوار بارگاه امام رضا (ع) به دنیا آمد؛ از همان کودکی دل‌بسته اهل‌بیت (ع) بود و زندگی‌اش رنگ عبادت و مسئولیت‌پذیری داشت. سال‌ها بعد، همان فرزندی که هدیه امام رضا (ع) می‌دانستم، در مسیر دفاع از اسلام و انقلاب به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت رسید.


علیرضا را از امام رضا (ع) هدیه گرفتم و در راه خدا تقدیم کردم

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، برخی انسان‌ها از همان آغاز زندگی، نشانه‌هایی از یک سرنوشت متفاوت را با خود دارند؛ گویی تقدیرشان با نام اهل‌بیت (ع) گره خورده است. شهید «علیرضا عباسی» نیز از همان روز‌های نخست تولد، در سایه لطف امام رضا (ع) رشد کرد و در مسیر ایمان، مسئولیت‌پذیری و خدمت به مردم قدم برداشت. آنچه می‌خوانید روایت مادر این شهید والامقام از زندگی فرزندش است.


هدیه‌ای از امام رضا (ع)

من، «شهین فدایی»، مادر شهید «علیرضا عباسی» هستم. فرزندم علیرضا در ۲۷ شهریور ۱۳۶۶ در شهر مشهد مقدس به دنیا آمد. آن زمان همسرم طلبه بود و ما در قم زندگی می‌کردیم. پیش از تولد علیرضا تصمیم گرفتیم برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد برویم و همان‌جا زمان تولدش فرا رسید.
پس از زایمان، مسئول بیمارستان گفت: هزینه بستری دوازده هزار تومان می‌شود. به او گفتم: همسرم طلبه است و توان پرداخت چنین مبلغی را ندارد. آن مرد با مهربانی گفت: «مگر شرط نکرده بودید فرزندتان در جوار امام رضا (ع) به دنیا بیاید؟» گفتم من فقط زائر امام رضا (ع) هستم. او پاسخ داد: «پس دو شرط دارید؛ اول اینکه، چون این فرزند هدیه امام رضا (ع) است، نامش را از خاندان آن حضرت انتخاب کنید و دوم اینکه وقتی به قم بازگشتید، پیش از بردن کودک به خانه، او را به حرم حضرت معصومه (س) ببرید و بگویید هدیه برادرتان را آورده‌ایم.»


کودکی با عطر عبادت

علیرضا از همان دوران کودکی روحیه‌ای مذهبی داشت و علاقه فراوانی به اهل‌بیت (ع) و آموزه‌های دینی نشان می‌داد. در دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان نیز همین ویژگی‌ها در او نمایان بود.
مهم‌ترین خصوصیت او عبادت و بندگی خدا بود. علاوه بر انجام واجبات و پرهیز از محرمات، به انجام مستحبات نیز اهتمام داشت. در ماه‌های رجب، شعبان و رمضان روزه می‌گرفت و در برخی روز‌های هفته، به‌ویژه دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها، روزه مستحبی می‌گرفت.


برادری که جای پدر را پر می‌کرد

وقتی علیرضا پنج ساله بود، به کرمانشاه آمدیم و ادامه تحصیلاتش را در این شهر گذراند. پس از پایان دبیرستان، در رشته مکانیک دانشگاه خرم‌آباد پذیرفته شد و چهار سال در آنجا تحصیل کرد.
من و پدرش هر دو شاغل بودیم و گاهی ناچار می‌شدیم او را همراه دو خواهرش در خانه بگذاریم. علیرضا برای خواهرانش مانند یک پدر بود؛ از آنها مراقبت می‌کرد و همواره به رعایت ارزش‌های دینی و حجاب سفارششان می‌کرد.
روزی که به دلیل بیماری در بیمارستان بستری شدم و همسرم نیز به علت مأموریت کاری در یاسوج حضور نداشت، علیرضا که آن زمان دانش‌آموز دبیرستانی بود، مسئولیت کامل خانه و خواهرانش را بر عهده گرفت و به بهترین شکل از آنها حمایت کرد. او از نوجوانی، روحیه مسئولیت‌پذیری و فداکاری داشت.

علیرضا را از امام رضا (ع) هدیه گرفتم و در راه خدا تقدیم کردم


زندگی مشترک و آغاز مأموریت‌های سخت

علیرضا پس از رسیدن به سن جوانی با دخترخاله خود ازدواج کرد. ازدواجشان کاملاً سنتی و بر پایه شناخت خانوادگی شکل گرفت.
همسر شهید می‌گوید:در مدتی که با هم زندگی کردیم، علیرضا چند بار به مأموریت رفت. نخستین بار که قصد اعزام به سوریه داشت، سال ۱۳۹۵ بود و حدود یک سال از ازدواجمان می‌گذشت. آن زمان شرایط سوریه بسیار بحرانی بود و نیرو‌های داعش تا نزدیکی حرم حضرت زینب (س) رسیده بودند.
علیرضا برای اینکه نگران نشوم، حقیقت مأموریتش را نگفت و تنها عنوان کرد که برای یک دوره آموزشی یک‌ماهه اعزام می‌شود. بعد‌ها که متوجه شدم مقصدش سوریه بوده، بسیار نگران شدم و می‌ترسیدم دیگر او را نبینم. او علاقه فراوانی به سپاه پاسداران داشت و با عشق و اعتقاد در این مسیر قدم گذاشته بود.

دعایی که سه روز شهادت را به تأخیر انداخت

در ادامه مادر شهید می‌گوید:در روز‌هایی که برای زیارت عتبات عالیات به کربلا رفته بودم، خبر شهادت جمعی از فرماندهان و حمله به برخی مراکز نظامی کشور را شنیدم. همان لحظه با دلی شکسته به بقیع رفتم و رو به امام حسن مجتبی (ع) عرض کردم:
یا امام حسن (ع)، من مهمان شما هستم و شما میزبان من. می‌گویند پادگان را زده‌اند؛ پسرم را برایم نگه دار.
علیرضا پیش‌تر در ارتفاعات اسدآباد جانباز شده بود و بعد‌ها فهمیدم در همان روز‌ها از خداوند طلب شهادت کرده بود.
من با تمام وجود به امام حسن مجتبی (ع) متوسل شدم و از ایشان خواستم فرزندم را حفظ کنند. احساس می‌کنم همان توسل و التماس مادری بود که باعث شد شهادت علیرضا سه روز به تأخیر بیفتد؛ اما سرانجام او به آرزوی دیرینه‌اش رسید و در راه خدا به شهادت نائل آمد.
پایان سخن
علیرضا عباسی از کودکی تا لحظه شهادت، زندگی خود را بر پایه ایمان، مسئولیت‌پذیری و خدمت بنا کرد. فرزندی که مادرش او را هدیه امام رضا (ع) می‌دانست، سرانجام در مسیر دفاع از آرمان‌های اسلام و انقلاب، جان خود را تقدیم کرد و نامش در شمار شهیدان سرافراز این سرزمین جاودانه شد.
گفتنی از است، شهید علیرضا عباسی در بمباران پادگان امام حسن مجتبی (ع) در جنگ ۱۲ روزه به دست رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده است.


انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه