آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۸۲۵
۱۶:۰۸

۱۴۰۵/۰۳/۲۸
گفت‌و‌گو با همسر شهید «مجتبی کرمی» از شهدای جنگ ۱۲ روزه

آخرین آرزوی مجتبی، شهادت بود

همسر پاسدار شهید «مجتبی کرمی» روایت می‌کند: «پس از سال‌ها تلاش، نماز‌های پدرش را به پایان رساند و به زیارت مشهد، کربلا و خانه خدا رفت. وقتی از سفر بازگشت، گفت دیگر آرزویی در دنیا ندارم؛ فقط دعا کن خدا شهادت را نصیبم کند. همان دعایی که خیلی زود مستجاب شد.


آخرین آرزوی مجتبی، شهادت بود


به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، من همسر شهید «مجتبی کرمی» هستم. مجتبی سوم خرداد سال ۱۳۴۸ در شهرستان هرسین به دنیا آمد. او انسانی آرام، متین، مهربان و بسیار مؤمن بود. نماز اول وقت را هیچ‌گاه ترک نمی‌کرد و تا جایی که به یاد دارم حتی یک نماز قضا هم نداشت. از نوجوانی نماز‌های قضای پدرش را نیز به جا می‌آورد. من از زندگی با او رضایت کامل داشتم و امیدوارم خداوند متعال نیز از او راضی باشد.

از نوجوانی بار زندگی را به دوش کشید

هرچه به زندگی مجتبی نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم از همان کودکی برای رسالتی بزرگ آماده شده بود. زمانی که در مقطع دوم راهنمایی تحصیل می‌کرد، پدرش را از دست داد. پس از آن، مسئولیت خانواده بر دوش او افتاد. آنها هشت فرزند بودند و مجتبی در کنار مادرش برای تأمین هزینه‌های زندگی تلاش می‌کرد. شرایط به گونه‌ای بود که یک سال از تحصیل بازماند تا بتواند کمک‌حال خانواده باشد.

آخرین آرزوی مجتبی، شهادت بود

خدمت را فقط برای رضای خدا می‌خواست

شهید کرمی هیچ‌گاه برای مقام و جایگاه دنیوی کار نکرد. هر مسئولیتی که به او سپرده می‌شد، تنها برای رضای خدا آن را انجام می‌داد. در محیط کار فردی توانمند، متعهد و مورد اعتماد بود و همواره وظایف خود را به بهترین شکل انجام می‌داد. بار‌ها از او به عنوان پاسدار نمونه تقدیر شد. همکارانش می‌گفتند: همیشه پیش از دیگران در صف نماز حاضر می‌شد و نماز اول وقت را بر هر کاری مقدم می‌دانست.

سپاه را با عشق انتخاب کرد

مجتبی پس از پایان تحصیلات، وارد ارتش شد و دو سال در آن مجموعه خدمت کرد، اما آرزوی اصلی‌اش حضور در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. به همین دلیل از ارتش خارج شد و به سپاه پیوست. از این انتخاب بسیار خوشحال بود و همیشه می‌گفت: خدمت در سپاه از آرزو‌های دیرینه‌اش بوده است.
او ارادت ویژه‌ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی داشت. هر زمان نام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را بر زبان می‌آورد، احترام و علاقه عمیقش کاملاً آشکار بود. پایبندی به دین اسلام و تبعیت از ولایت فقیه از مهم‌ترین اصول زندگی او به شمار می‌رفت.

با نخستین حقوقش به خواستگاریم آمد

من دختر‌دایی شهید هستم. پس از ورود به سپاه، با نخستین حقوقی که دریافت کرد به خواستگاری من آمد. در ابتدا خانواده‌ام به دلیل ادامه تحصیلم با این ازدواج موافق نبودند و ترجیح می‌دادند ابتدا درسم را به پایان برسانم، اما مجتبی آن‌قدر بااخلاق، نجیب و بزرگوار بود که نتوانستیم پاسخ منفی به او بدهیم.
او همان زمان به من قول داد که پس از ازدواج نیز بتوانم تحصیلاتم را ادامه دهم و به وعده خود نیز عمل کرد.

آخرین آرزوی مجتبی، شهادت بود

دو آرزو داشت؛ زیارت خانه خدا و ادای دین به پدر

از پانزده سالگی نماز‌های قضای پدرش را می‌خواند و همیشه می‌گفت: دو آرزوی بزرگ در زندگی دارد؛ یکی اینکه نماز‌های پدرش را به پایان برساند و دیگری اینکه به زیارت خانه خدا مشرف شود.حدود یک ماه پیش از شهادتش، هر دو آرزو برآورده شد. ابتدا به زیارت حرم امام رضا (ع) رفت، سپس راهی کربلای معلی شد و در نهایت به خانه خدا مشرف شد.
پس از بازگشت از این سفر‌های معنوی، روزی به من گفت: «دیگر آرزویی در این دنیا ندارم، مگر اینکه خداوند شهادت را نصیبم کند.»
به او گفتم: «پس ما چه می‌شویم؟»
لبخندی زد و گفت: «خدای شما هم بزرگ است؛ شما خدا را دارید. فقط دعا کن این آرزو هم نصیبم شود.»

صداقت، شاخصه همیشگی زندگی‌اش بود

در طول ۳۱ سال زندگی مشترک، به دلیل حساسیت شغلش همیشه نگران بودم، اما در کنار این نگرانی‌ها به داشتن چنین همسری افتخار می‌کردم. او چنان اهل تقوا و صداقت بود که به یاد ندارم حتی یک بار به من دروغ گفته باشد؛ حتی زمانی که راست گفتن به ضررش تمام می‌شد.
پیروی از ولایت فقیه خط قرمز زندگی او بود و من به این ویژگی افتخار می‌کنم. همواره برای دفاع از کشور، مردم و ارزش‌های انقلاب اسلامی در میدان حضور داشت و از انجام وظیفه هرگز عقب‌نشینی نمی‌کرد.

آخرین آرزوی مجتبی، شهادت بود

خدا خواست آخرین روز‌ها بیشتر کنارش باشیم

در روز‌های جنگ ۱۲ روزه، پس از نماز صبح از خانه خارج می‌شد و گاهی تا نیمه‌های شب او را نمی‌دیدیم. در همان روز‌ها دختر بزرگم به همراه همسرش مرتب به خانه ما می‌آمدند و زمان بیشتری را در کنار پدرشان سپری می‌کردند.

پس از شهادت پدرش، دخترم جمله‌ای گفت که هرگز فراموش نمی‌کنم. او گفت: «این خواست خدا بود که در آن ۱۲ روز مدام به خانه شما می‌آمدیم و کنار پدر بودیم؛ شاید اگر این اتفاق نمی‌افتاد، دیگر فرصت دیدن پدرم را پیدا نمی‌کردم.»
گفتنی است، سردار شهید «حاج مجتبی کرمی»، در حمله تروریستی رژیم صهیونیستی در ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید و در عملیات «وعده صادق ۳» پاسخی قاطع به این جنایت داده شد.
انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه