به یادتان هستم / نامه شهید حمیدرضا جعفرپور به خانواده

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید حمیدرضا جعفرپور هفتم دیماه ۱۳۴۱ در محله گنبد از توابع شهرستان کازرون در استان فارس و در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. او در هفتسالگی تحصیل خود را در دبستان فردوسی آغاز کرد. پس از پایان دوره ابتدایی، وارد مقطع راهنمایی شد و در مدرسه قدسی ادامه تحصیل داد. اما از همان ابتدای ورود به مقطع راهنمایی، به دلیل بیماری پدر ناچار بود در کنار او کار کند تا در تأمین معاش خانواده یاریرسان باشد. سرانجام در سال دوم راهنمایی، به دلیل همین شرایط، ترک تحصیل کرد.
حمیدرضا در اواسط فروردینماه سال ۱۳۶۱ به خدمت سربازی اعزام شد و دوره آموزشی خود را در پادگان ۲۱ حمزه تهران گذراند. وی سرانجام ۱۶ خردادماه ۱۳۶۱ هنگام گرفتن وضو برای نماز در کنار منبع آب، بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن ب ه شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود دست یافت. پیکر مطهر شهید حمیدرضا جعفرپور حدود دو روز پس از شهادت به زادگاهش بازگردانده شد و پس از برگزاری مراسم تشییع باشکوه، در گلزار بهشت زهرا شهرستان کازرون آرام گرفت.
متن نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم پس از عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواستارم و امیدوارم که در زندگانی هیچگونه کسالت و ناراحتی نداشته باشید و تمام اوقات زندگی را با خوشی و خوشحالی بگذرانید و موفقیت روزافزون را به دست آورید. اگر جویای حال من باشید، بد نیستم. نامه پرمهر و محبت شما در موقعیت حساسی به دستم رسید و چقدر خوشحال شدم و همان لحظه نامه را خواندم.
مادرم و پدر عزیزم، شما در نامه نوشته بودید که زودتر مرخصی بگیر و به کازرون بیا. پدرجان، در این موقعیت حساس که کشورمان در خطر است، به ما مرخصی نمیدهند و ما را بیشتر آموزش رزمی میدهند که به منطقه برویم تا بتوانیم با دشمنان بجنگیم و آنها را از وطن عزیزمان بیرون برانیم و سرافراز به خانههایمان بیاییم.
راستی شما فکر نکنید که من به فکر شما نیستم؛ من بیشتر دلم برای همه شما تنگ میشود، ولی چه میشود کرد، باید در فکر کشور و اسلام باشیم و در راه خدا گام برداریم تا در راه خدا شهید شویم. ما در روز سهشنبه ۴ خرداد ماه ۱۳۶۱ به تیراندازی میرویم. بعد از تیراندازی به ما مرخصی میدهند و همین که تیراندازیمان تمام شد به دیدارتان میآیم.
سلام پدرجان و مادر عزیزم را بسیار میرسانم. سلام مادربزرگ را میرسانم و دایی اصغر و دایی نجیب با خانواده را میرسانم. سلام دایی جلال و خداداد با خانواده را میرسانم. سلام عمو خلیل و جمشید با خانواده را میرسانم. سلام عمه کرامت با خانواده را میرسانم و سلام عمه قنبر با خانواده را میرسانم.
دیگر عرضی ندارم. سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم. سرباز وظیفه حمیدرضا جعفرپور ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۶۱
انتهای متن/