آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۳۹۱
۱۰:۰۰

۱۴۰۵/۰۳/۲۳
خاطره‌ای از شهید مقصود صالحی «۲»

آخرین صدایی که در خانه پیچید

یکی از همرزمان شهید «مقصود صالحی» روایت می کند: «آخرین اعزامش بود. آن شب قرار بود ساعت دوازده شب به سمت جبهه حرکت کند. نیمه شب بود که صدای مقصود در خانه پیچید...» متن کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


آخرین صدایی که در خانه پیچید

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «مقصود صالحی» ۲۴ خرداد سال ۱۳۴۶ در ایزدخواست شهرستان آباده دیده به جهان گشود. ۷ ساله بود که راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی گذراند. وی عضو سپاه پاسداران بود که سرانجام ۲۸ آبان‌ماه سال ۱۳۶۴ در آبادان به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای ایزدخواست به خاک سپرده شد.

متن خاطره «۲» : آخرین صدایی که در خانه پیچید

آخرین اعزامش بود. آن شب قرار بود ساعت دوازده شب به سمت جبهه حرکت کند. نیمه شب بود که صدای مقصود در خانه پیچید، با مهربانی همه اهالی خانه را بیدار می‌کرد، بعد یک یک خواهر‌ها و برادرهایش را در آغوش کشید، بوسید و با آنها خداحافظی کرد. به مادربزرگش گفت:
-مادر جان حلالم کن، برای پیروزی رزمندگان اسلام هم دعا کن!

خواهر کوچکش همیشه می‌گوید:

- آن شب وقتی من را برای آخرین بار می‌بوسید عطر گل یاس در مشامم پیچید. بویی که هنوز از لباس‌های به جا مانده او استشمام می‌کند.
آخرین نفر با من خداحافظی کرد. از زیر قرآن ردش کردم. به دلم افتاد که آخرین دیدار است. کاسه‌ای آب بدرقه راهش کردم و گفتم: خدایا اگر لایقم، من را هم رهرو حضرت زهرا (س) قرار بده، خدایا فرزندم را به تو و انقلاب اسلامی تقدیم کردم!

منبع: کتاب از خسروشیرین


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه