عشق به ولایت و رهبر، بزرگترین هویت صادق بود

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید «صادق چلهنیا» فرزند روستای دارتوت (سرپل ذهاب)، مسیری پر از ایثار را از کودکی تا شهادت طی کرد. او که در خانوادهای رزمنده بزرگ شد، پس از تحصیل در دانشگاه افسری امام حسین (ع)، در نیروی هوافضای سپاه مشغول به خدمت شد. زندگی او ترکیبی از عشق به خانواده و عشق به ولایت بود؛ از ازدواج و پدر شدن در بیرجند تا بازگشت به کرمانشاه و حضور در جبهههای مدافع حرم. او در جنگ ۱۲ روزه مجروح شد، اما بازگشت و سرانجام در غروب ۹ اسفند ۱۴۰۴، در جریان حمله به بیت رهبری، به همراه سه یارانش به فیض شهادت نائل شد. در ادامه، روایتی تکاندهنده از پدرش، پرویز چلهنیا، را میخوانید که لحظات دریافت خبر شهادت و ویژگیهای اخلاقی فرزندش را بازگو میکند.
لحظهای که زمان متوقف شد
پدر شهید با نگاهی پر از غم، اما اطمینان، خاطرات آن روزهای سخت را مرور میکند:فرزندم چند روز قبل از شهادت، با اعضای خانواده دچار سرماخوردگی شدیدی شده بود. با وجود وضعیت منطقه و حجم کار، خودش راهی محل کار شد. در طول روز چندین بار با همسرش تماس گرفت و پیگیر مداوای فرزند و همسرش بود. آخرین تماسش ساعت ۱۸:۳۰ بود که از وضعیت آنها مطلع شد و سپس پیگیر اخبار رهبر معظم انقلاب بود.
حدود ساعت ۲۰:۳۰ پیامی از طرف همکاران مبنی بر مجروح شدن شهید برای برادرش ارسال شد. ما ساعت ۲۲:۳۰ خبر شهادت را دریافت کردیم. با توجه به شرایط جنگی و برای رفاه حال اقوام، تصمیم گرفتیم خبر شهادت را تا صبح روز بعد پنهان کنیم. دریافت این خبر برای همه ما غیرقابل باور و جانسوز بود، اما با توسل به ائمه اطهار و یادآوری مصائب عاشورا، و اطمینان از عاقبتبهخیری شهید، مرهمی بر قلب شکستهمان شد.

خبر شهادت، نویدی از پیش داده شده
پرویز چلهنیا ادامه میدهد:صادق از قبل میدانست که دشمن صهیونی و آمریکایی به دنبال حذف او است. او بارها میگفت که مرگش حتماً با شهادت خواهد بود. حتی در عالم خواب، نوید شهادت را از همرزم شهیدش، شهید علی اسدی، دریافت کرده بود و در هر فرصتی خانواده را برای چنین روزی آماده کرده بود. او خانواده و اطرافیان را مصمم به مبارزه با استکبار و حمایت از جبهه مقاومت میکرد و مسلمانان را به ایستادگی در مسیر شهادت برای اعتلای اسلام و زمینهسازی ظهور حضرت حجت (عج) دعوت مینمود.
لحظات آخر در میدان نبرد
حاضرین در صحنه مجروحیت شهید در جنگ ۱۲ روزه، از ذکر زبان او در آن لحظات سخت میگویند:ذکر زبان او توسل به حضرت فاطمه زهرا (س)، شعار «جانم فدای رهبر» و رجزخوانی برای اسرائیل غاصب بود. او به پزشکان میگفت: «سریعتر مرا مداوا کنید، با آنها کار دارم.» پس از التیام مختصر جراحات، مجدداً به میدان مبارزه با استکبار جهانی بازگشت و در اولین روز تهاجم مجدد دشمن در جنگ رمضان ۱۴۰۴، با نگرانی تمام برای مولا و مقتدایش، در جریان حمله به بیت رهبری، در غروب روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، حین انجام وظیفه برای مقابله با دشمن صهیونی-آمریکایی، هدف شلیک موشک قرار گرفت و به همراه سه تن از یارانش به فیض شهادت نائل شد.

مردی که درجهاش را پنهان میکرد
پدر شهید با افتخار از اخلاق فرزندش میگوید:شهید صادق چلهنیا بسیار متواضع، فروتن و بااخلاص بود. تا جایی که حتی نزدیکان وی از مسئولیتها، درجه نظامی و مجاهدتهایش در جبهه مقاومت بیخبر بودند. او حتی از هدایایی که از فرماندهان ارشد سپاه و جبهه مقاومت بابت رشادتهایش دریافت میکرد، سخنی نمیگفت. در انجام وظایف شرعی و قانونی بسیار کوشا و سختگیر بود و سرانجام مزد اخلاص و سالها مجاهدت خود را، که فوض عظیم شهادت بود، به دست شقیترین انسانهای روزگار به همراه مرید و مقتدایش، مقام معظم رهبری، دریافت کرد.
ادامه راه تا ظهور
پرویز چلهنیا در پایان تأکید میکند:شهید صادق همواره دغدغه جوانان و نسل جدید جامعه را داشت و سفارش به ولایتمداری، جهاد تبیین و دفاع از ارزشها و دستاوردهای انقلاب در ذیل منویات امامین انقلاب میکرد. تمام خانوادههای شهدا با فدای عزیزان خویش، سعی در ادامه راه شهدا و گرفتن قصاص خون شهدای مظلوم خود را دارند. ریخته شدن خون شهید ما، ما را در ادامه راه مصممتر میکند. ما آمریکا و رژیم صهیونیستی را محکوم میکنیم و فشار بر آنها را برای پایان دادن سریع جنایت علیه بشریت و خطرات ناشی از آن، و حق قصاص عاملان شهادت رهبر معظم انقلاب، فرماندهان و هموطنانمان، خواستاریم.
در ادامه راه این شهیدان تا آمدن منجی و برقراری عدالت در جهان پر از ظلم و زور، باید ایستادگی و مقاومت کرد و مطیع فرامین نائب برحق امام زمان بود تا زمینه رهایی مظلومان جهان از زیر سلطه استعمارگران فراهم گردد.

انتهای پیام/