ماجرای مهدیس مدرسه میناب
به گزارش نوید شاهد هرمزگان؛ والدین شهید «مهدیس نظری» خاطرهای از آخرین روزهای دخترشان تعریف کردند: مهدیس عزیز ما، یازده سال پس از چشم انتظاری به دنیا آمد. شب حادثه، گلو درد و تب داشت و برایش سرم زدند. پزشک معالج در درمانگاه آبسالان (همان درمانگاه کنار مدرسه که مورد حمله قرار گرفت)، علت را آلرژی تشخیص داد و گفت جای نگرانی نیست.
صبح روز حادثه، حال مهدیس کمی بهتر شده بود. او که برای امتحان املاء و نگارش آماده میشد، استامینوفن خورد و به همراه پدرش راهی مدرسه شد.
ساعت هشت صبح، مادرش، پیش از رفتن به محل کار، به مدرسه سر زد تا هم از حال مهدیس جویا شود و هم تل مویی را که جا گذاشته بود، برایش ببرد. به محض رسیدن، مهدیس را در حیاط مدرسه دید که همراه دیگر دانشآموزان مشغول ورزش صبحگاهی بود. مهدیس با شور و شوق به سمت مادرش دوید، او را در آغوش گرفت. مادرش که از حال خوب او مطمئن شد، دخترش را بوسید و به سر کار رفت. در آن لحظه، هیچ خبری از جنگ و حادثه نبود، وگرنه مهدیس را با خود به خانه میآورد.
آن آخرین آغوش، تا ابد در قلب مادرش حک شد…
انتهای متن/