خاطره/خدا حافظی ناتمام
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید محمد فصیحی فرد در بیست هفتم دی ماه ۱۳۷۵ در محله شیخ بهایی اهواز به دنیا آمد. پدرش مجید مادرش فرح نام داشت. دارای مدرک دیپلم بود. وی حدود پنج سال پیش وارد سپاه شد و در یگانهای وابسته به قرارگاه خاتم الانبیا (ص) مشغول خدمت بود. سرانجام در بیست و یکم اسفندماه ۱۴۰۴ بر اثر حمله هوایی دشمن به مقام شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش در اهواز به خاک سپرده شده است.

متن خاطره:
من و محمد عادت داشتیم از همه کارهای هم باخبر باشیم.
هر تصمیمی که میخواست بگیره اول به من میگفت و من هم همه چیز را با او در میان میگذاشتم.
بخاطر همین رفتنش برایم خیلی سنگین بود به طوری که با رفتنش انگار بخشی از زندگیام ناگهان خاموش شده است.
همیشه از این دلگیر بودم که چرا بدون اینکه چیزی به من بگوید رفت و شهید شد.
چند شب بعد از رفتنش خوابی دیدم که هیچ وقت از خاطرم پاک نمیشود.
در خواب دیده بودم که انگار خانه حال و هوای مراسم فاتحه داشت.
ما نیز مشغول آماده کردن و تزیین وسایل پذیرایی بودیم؛ که ناگهان کسی به من گفت: «محمد دم در است»
با عجله خودم را به دم در رساندم.
در حیاط خانه باز بود و محمد کنار در ایستاده بود.
همان لبخند همیشگی روی لبهایش بود.
با نگاه و اشارهای آرام انگار میگفت: «خداحافظ»
من سرجایم خشکم زده بود و فقط نگاهش میکردم.
در دل با خودم میگفتم: «چطور ممکن است محمد برود و من اینجا بمانم؟»
از شدت دلتنگی و بهت توان هیچ کاری نداشتم همانطور ایستاده بودم و رفتنش را نگاه میکردم.
از خواب پردیم دیدم هنوز به اذان صبح مانده است.
از جا بلند شدم و دو رکعت نماز شکر خواندم برای اینکه بعد از چند روز بیخبری توانسته بودم محمد را در خواب ببینم.
آن روزها تازه چهار یا پنج روز از رفتنش میگذشت که ندیده بودمش
وقتی آن شب به خوابم آمد و اینگونه با لبخند از من خداحافظی کرد، حس کردم دل بیقرارم کمی آرام گرفته است؛ انگار خودش آمده بود تا بگوید که خداحافظی اش ناتمام نمانده است.
انتهای پیام/