آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۸۴۸۵
۱۷:۲۱

۱۴۰۵/۰۲/۰۶

خاطره‌/ ارادت به امام حسین

برادر شهید «صالح مقدم بنی‌اسد» روایت می‌کند: «صالح حال و هوای عجیبی با امام حسین (ع) داشت. او ارادت خاصی به امام حسین داشت محال بود شب‌های جمعه از راه برسد و او آن جمله همیشگی را با این مضمون در استوری اش نگذارد «شب جمعه یادت نکنم، می‌میرم یا اباعبدالله…»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید صالح مقدم بنی اسد در بیست ششم تیر ماه سال ۱۳۶۷ در اهواز دیده به جهان گشود. پس از پذیرش در نیروی انتظامی در سال ۹۰ در مرز‌های زاهدان با اشرار به مقابله پرداخت. پس از حدود ۱۵ سال خدمت صادقانه در نیروی انتظامی در پی حملات ناجوانمردانه آمریکا و صهیونیستی در بیست و یکم اسفندماه ۱۴۰۴ در حین خدمت به نظام جمهوری اسلامی به درجه رفیع شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای اهواز به خاک سپرده شده است.

خاطره‌/ ارادت به امام حسین

متن خاطره:

صالح حال و هوای عجیبی با امام حسین (ع) داشت. 

او ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت.

محال بود شب‌های جمعه از راه برسد و او آن جمله همیشگی را در استوری اش با این مضمون نگذارد: «شب جمعه یادت نکنم، می‌میرم یا اباعبدالله…»

من هم همیشه پای ثابت شوخی با او بودم.

هر بار جواب استوری اش را می‌دادم و می‌گفتم: «این‌قدر دروغگو نباش! امام حسین بیکاره که حرف همچین آدم‌هایی مثل تو رو بشنوه؟»

او هم با همان لبخند همیشگی جواب می‌داد: «الان ببین چطور هوامو داره.»

شوخی بین ما ادامه داشت؛ اما پشت آن شوخی ها، ایمان عجیبی خوابیده بود که آن روز‌ها شاید درست نمی‌دیدمش.

خوب به خاطر دارم که قرار بود با پولی که از او طلب داشتم برایم یک کولر بخرد.

یک بار هم به مناسبتی برایم استوری تبریک گذاشت. من دوباره طبق عادت همیشگی‌ام شوخی کردم و نوشتم: «این چیزا به درد نمی‌خورد برو واسم یه کولر بگیر»

صالح با همان ادب همیشگی اش و فصاحت بیانش گفت: «چشم» 

آن «چشم» گفتنش هنوز توی گوشم مانده است. ساده، کوتاه، اما پر از صداقت.

هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که دیگر نه از استوری‌های شب جمعه اش خبری باشد نه از شوخی‌های دو نفره‌مان.

حالا هر وقت شب جمعه می‌شود و آن جمله آشنا را در ذهنم مرور می‌کنم، می‌فهمم که او دروغگو نبود، راست می‌گفت: «امام حسین (ع) واقعاً هوایش را داشت. آن‌قدر که دعایش را شنید و او را زودتر از ما مهمان خودش کرد.»

و من مانده‌ام با چند شوخی ناتمام و دلتنگی برادری که «چشم» گفتنش آخرین قولی بود که از او شنیدم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه