یادداشت| سحرِ یازدهم؛ ضیافتِ خون
ای سحرِ یازدهم، چرا با نالهی محزون برخاستی! ای ماهِ ضیافت، چرا سفرهات را با خونِ ولیخود رنگین کردی!
در لحظاتی که بندگان به سجده مینشستند و زمزمهی دعا در فضا میپیچید، ناگهان آسمان بر زمین فرو ریخت. در سحرِ یازدهمِ ماه رمضان، در آن حال و هوای معنوی، دشمنانِ خدا، جنایتِ تاریخیشان را رقم زدند.
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ «سید علی» خامنهای، آن قامتِ استوار و آن امیدِ بیدارِ مستضعفان، در همین سحرگاهِ دلگیر، به دستِ پلیدترینِ موجوداتِ روی زمین، به شهادت رسید.
اماای دشمنانِ کوردل! بدانید که این خون، بیپاسخ نخواهد ماند.
شما در سحرِ یازدهم، فکر میکردید که امنیت خود را تأمین میکنید؟
شما گمان میکردید با کشتنِ «سید علی»، آتشِ خشمِ مردم را خاموش میکنید؟
سخت در اشتباهید!
این شهادت، پایانِ ماجراست! هرگز!
این آغازِ طوفانی ست که شما را در خود خواهد بلعید. خونِ «سید علی»، در رگهایِ جوانانِ این مرز و بوم جاری شد و تا ابد جاری خواهد ماند.
روحت شاد و یادت گرامی باد،ای سیدِ شهیدانِ راهِ ولایت.
یادداشت از نویسنده ایلامی ایوب کافی
انتهای پیام/