آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۴۶۰
۰۹:۳۰

۱۴۰۴/۱۲/۱۵
خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۲۷»

سخنرانی فرمانده مرتضی جاویدی قبل از عملیات

شهید«جمشيد سليمانی»در دفتر خاطرات خود می نویسد:«گردان را به خط کردند برای سخنرانی فرمانده گردان که برادر مرتضی جاویدی با همکاری برادر اسلامی و دیگر برادران هدایت می‌شد. برای ما سخنرانی کردند و گفتند که برادران دیگر لحظه موعود فرا رسیده است و باید کم کم توشه بربندیم و خود آماده رفتن به میهمانی عظیمی بشویم که این میهمانی بسی بسیار میهمانی مهمی است...» قسمت بیست و هفتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


شهید جمشيد سليمانی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفت‌سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیت‌های انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیه‌ای ایثارگرانه و پیش‌قدم، عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.

متن خاطره قسمت «۲۷»:

در آن روز که آماده باش صد در صد داده بودند گردان را به خط کردند برای سخنرانی فرمانده گردان که برادر مرتضی جاویدی با همکاری برادر اسلامی و دیگر برادران هدایت می‌شد. برای ما سخنرانی کردند و گفتند که برادران دیگر لحظه موعود فرا رسیده است و باید کم کم توشه بربندیم و خود آماده رفتن به میهمانی عظیمی بشویم که این میهمانی بسی بسیار میهمانی مهمی است.

در این موقع که برادر جاویدی داشت درباره عملیات سخنرانی می‌کرد و توضیح می‌دادند که ما از سه طرف باید عملیات بکنیم و از این سه راه یک راه باید وارد بشود دریایی، هوایی، زمینی یکی از برادران بلند شد با دوربین چند قطعه عکس انداخت.

 بعد از سخنرانی یکی یک بسته آمپول آتروپین و سیمت شیمیایی هم به ما دادند و طرز استفاده هم برایمان شرح دادند و فردای آن روز تمام وسایل را بار کردیم و سوار ماشین‌ها شدیم و به طرف منطقه حرکت کردیم پس از پیمودن راه بسیار زیادی در طرف‌های بعد از ظهر بود که به منطقه رسیدیم و فوراً چادر‌های گردان پیاده کردیم و در آنجا منتظر شدیم که قرار بود همان شب به عملیات برویم.

ادامه دارد...


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه